- پايگاه اطلاع رساني كشاورزي ايران - http://agna.ir -

اجرای نظام خصوصی سازی، نیازمند تغییرات بنیادین اقتصادی و علمی

نظام خصوصی سازی

اجرای نظام خصوصی سازی [1]، نیازمند تغییرات بنیادین اقتصادی و علمی

دکتر علی تقی خانی [1]

استاد دانشگاه

بر اساس مفاهیم اثبات شده جهانی مبنی بر الزام خروج کامل دستگاه های دولتی [1] از مبانی اجرایی و جاری در کشور و انتقال به نظام خصوصی سازی و رقابتی با هدف ارتقای سطح کیفیت تولیدات کالای ایرانی [1] به معنای واقعی، شوربختانه این مهم تاکنون به درستی و معنای واقعی شکل نگرفته است.

در پاسخ به چرایی این موضوع، می توان اذعان کرد؛ اقتصاد دولتی [1] ایران بعد از ۴۰ سال بدون اقدام شایسته هم اکنون نیز نیاز به بازنگری جامع با تغییرات بنیادین و علمی دارد. اگر نگوییم اقتصاد ایران در رکودِ مطلق بسر می برد، قطعا باور داریم که با رکود نسبی مواجه است و در خوش‌بینانه ترین حالت می توان گفت پویا نیست!! علت چیست؟؟

بدون هیچ شک و دودلی باید گفت که بی توجهی به تغییرات اساسی نظام اقتصادی در جهان امروزی علت اصلی این نابسامانی هاست. حتی در نظام اقتصادی مطلق رقابتی و خصوصی نیز در چند دهه اخیر تغییرات شگرفی در سیاستگذاری ها اتفاق افتاده است. در این نظام ها، دولت ها به عنوان حاکمیت، ناظر بر اقتصاد خصوصی با تغییرات قانونی به منظور سهولت فعالیت‌های اقتصادی هستند.

بر همین اساس امروزه، وظیفه دولت ها تنها در تحقیق و توسعه همراه با بررسی های سنجیده، علمی راهبردی SWOT و صدور مستمر نسخه بهبود وضعیت اقتصاد با توجه به الزامات و شرایط محیطی رقابت جهانی برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور ها تعریف می شود.

حال در کشور ما بعد از ۴۰ سال هم اکنون چالش های اولیه اقتصادی شامل تقابل جایگاه دولت و بخش خصوصی مهم ترین مشکل روزمره در کشور است و نه تنها فرمولِ دقیق و راهبردی حاصل نشده است بلکه با بودجه های کلان و مصوب سالانه مجلس برای دولت، به مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور با استمرار نارضایتی و ورشکستگی بخش خصوصی افزوده می شود!

دولت به معنای واقعی مجهز به R&D و بررسی مستمر SWOT سازمانی ارکان تشکیل دهنده و تحت پوشش خود نیست. به بیانی دیگر؛ نقشه راه، افق و چشم انداز مبتنی بر نگاه جهانی و شرایط متحول شده محیطی و ادامه دار دنیای مدرنیته با بنیان های علمی و تکنولوژیک برای توسعه و پیشرفت کشور ندارد و اگر هم بگوییم چنین نگاهی وجود دارد آن هم تنها روی کاغذ، مغرضانه است و خطا و جفا به کشورمان کرده ایم.

در این ۴۰ سال شاهد بوده ایم که برنامه بلندمدت ۵ ساله با اسناد و غیره داریم اما هر سال قانون بودجه [1] بر اساس برنامه جدید تغییرات اساسی به خود می بیند و با تصمیمات بنیادی و مغایر اصول برنامه پنج ساله عمرانی هیچ گاه، ۵ برنامه بلند مدت قبلی در کشور به طور صحیح و کامل اجرا و انجام نشده است.

همچنین تمامی برنامه های نوشته شده ۵ ساله، مکمل توسعه و پیشرفت معنادار در مسیر نقشه راه به منظورِ رسیدن به افق و چشم انداز نبوده و نیستند و قاطعانه عرض می کنم که اهداف ِ روشن و سنجیده برای اقتصاد کشور نداریم و بعید می دانم ارگان های اقتصادی شامل دولتی و خصوصی حتی اشراف بر اهداف ِکوتاه مدت خود داشته باشند!

بنابراین در قیاس با اقتصاد نوین مبتنی بر بخش خصوصی و نظام رقابتی کشورهای پیشرفته دنیای امروز، بسیار عقب مانده و همچنان در بحث مجادلات خصوصی و دولتی درمانده ایم، دریغ از تغییر و تحولات جزیی! معلوم نیست هزینه هایی که دولت از جیب مردم برای ساختار تشکیلاتی معظم دستگاه هایی مانند سازمان خصوصی‌سازی پرداخت می کند آیا ارزیابی بازدهی دارد یا خیر؟ یا اینکه به مردم اعلام کنند هزینه هایی که از جیب شان می رود صرف چه کارهایی می شود و چه آثاری به ارمغان داشته است؟!

با این تفاسیر باید گفت که کشور عجیبی هستیم با مسئولانی که فقط متکی به حرف هستند و دریغ از یکی، دو کار اجرایی اثر گذار.

[2] [3] [4]