• شماره خبر : 32991۲۹ ۹۷
  • تاریخ انتشار : سه شنبه, ۴ اردیبهشت
  • این صفحه را چاپ کن
  • انحصار کارخانجات شیر و مرگ تدریجی واحدهای دامداری

    همچنانکه اخلاق ملی درحوزه اقتصاد کلان و عرصه کسب و کار و مناسبات اجتماعی میان فروشنده و خریدار و برعکس، تا حد مشهودی فرو ریخته و کلماتی چون دزد، کلاهبردار، متقلب، رانت جو، رانت خوار و القاب پیشین و پسین این کلمات، در محاورات و گفتگوهای روزمره حتی در ملاء عام و اماکن عمومی مانند مترو اتوبوس، تاکسی و... بسیار گفته و شنیده می شود، اخلاق حرفه ای و جانب دارانه در حلقه های مختلف زنجیره تولید تا مصرف از جمله در میان تولید کنندگان شیر، کارخانجات لبنی و نهایتا مصرف کنندگان یک سویه شده و فروریخته است.

    منصور انصاری روزنامه نگار

    همچنانکه اخلاق ملی درحوزه اقتصاد کلان و عرصه کسب و کار و مناسبات اجتماعی میان فروشنده و خریدار و برعکس، تا حد مشهودی فرو ریخته و کلماتی چون دزد، کلاهبردار، متقلب، رانت جو، رانت خوار و القاب پیشین و پسین این کلمات، در محاورات و گفتگوهای روزمره حتی در ملاء عام و اماکن عمومی مانند مترو اتوبوس، تاکسی و… بسیار گفته و شنیده می شود، اخلاق حرفه ای و جانب دارانه در حلقه های مختلف زنجیره تولید تا مصرف از جمله در میان تولید کنندگان شیر، کارخانجات لبنی و نهایتا مصرف کنندگان یک سویه شده و فروریخته است.

    مسلما این فروریزی از یک حلقه اساسی در این یا آن فرایند زنجیره تولید تا مصرف آغاز و طبیعی است که تمامی حلقه های پیشین و پسین دیگر را متاثر و یا در تنگنا قرار می دهد.

    در این فروریختگی اخلاقی، دست یابی به سود بیشتر و تضمین آن، انگیزه اصلی برای حلقه ای است که نقش تعیین کننده و دست بالا و برتر را دارد، به عبارتی اخلاق حرفه ای از میان رفته و تفکر «هر کس برای خودش» یا به زبان شیرین کردی و لری «هر کَه سی خوش»، که زاییده مناسبات اقتصادی ارباب رعیتی (فئودالیسم) است بر حلقه های زنجیره تولید حاکم شده است، حال آنکه تولید در اقتصاد و بازار کنونی نیاز مبرم و حیاتی به زنجیره ای به هم پیوسته، وابسته و مقرون به صرفه برای تمامی حلقه ها دارد.

    به زبان ساده، در عرصه اقتصاد مدرن چند وجهی، مثلا اگر دامداران در قالب یک تشکل سراسری و انحصاری به آنجا رسیدند که اقلام علوفه ای تولید داخل مثل یونجه، کاه، جو و موارد دیگر را زیر قیمت تمام شدۀ کشاورز خریداری کنند تا سود بیشتری از تولید هر کیلو شیر خام و گوشت قرمز ببرند این زنجیره معیوب می شود و اخلاق حرفه ای فرو می ریزد. همین است اگر چند کارخانه معظم شیر یا صاحبان قدرتمند صنایع لبنی در قالب یک کنسرسیوم ثبت نشده وبه صورت غیر رسمی، آنگونه انحصاری به وجود آوردند  که شیر را زیر قیمت تمام شده، یا در بهترین شرایط در حد قیمت تمام شده خریداری کنند. شک نباید کرد صنعت دامپروری کشور به ویژه دامداری های متوسط نیمه مدرن به تدریج نابود می شوند. در چنین شرایطی، کارخانجات شیر و مواد لبنی بدون آنکه عاقلانه فکر کنند به مثابه «یکی بر سر شاخ و بن می برید» زنجیره ای را پاره و معیوب می کنند که حیات آنان در دراز مدت به سلامت، پیوستگی و تداوم آن بستگی دارد.

    این انحصار بلامنازع که سال هاست مدعی است سرمایه گذاریشان صرفه اقتصادی ندارد، در بی کفایتی دولت ها و تجربه سالیان گذشته تاکنون، با خیال راحت و بدون نگرانی با خود گفته اند؛ اگر هم دامپروری کشور نابود بشود به درک اسفل السافلین، شیرخشک وارداتی با ارز مبادله ای و ارزان قیمت که هست، وارد می کنیم و به خورد خلق الله می دهیم و سود بیشتری هم می بریم، (در سایه فرهنگ عمومی ضعیف و کم اطلاع مصرف کنندگان نیز، که به واسطه همین سالیان متمادی سودجویی صِرف کارخانجات به وجود آمده)، شیر خشک را تبدیل به لبنیات می کنیم و با کمک صدا و سیمای ملی (که برای کسب درآمد هر گونه تبلیغی را انجام می دهد و به هیچ تنابنده ای، حتی قوای سه گانه هم پاسخگو نیست) مردم را در صف خرید می کنیم! تولید داخل و کالای داخلی، اشتغال مولد، زنجیره ارزش از مزرعه تا سفره و ده ها مفاهیم ملی دیگر هم را برای «کشک سابی» به کارگاهی به همین نام اعزام می کنیم!

    وقتی که صنایع لبنی را تحت فشار نه چندان تاثیرگذاری قرار می دهند که «حداقل مصوبه ۱۴۴۰ تومانی هیات دولت برای هر کیلو شیر که چند سال از عمرش می گذرد را رعایت کنید»، می گویند «قدرت خرید مردم کشش ندارد، ما تعطیل می کنیم» سپس در یک ترفند حساب شده و با جابجا کردن و جایگزینی «قدرت خرید مردم» و «نیاز مصرف کننده» که دو مفهوم کاملا متفاوت هستند دولت و دولتیان را در شرایطی قرار می دهند که به قول خودشان برای دفاع از دامداران ناگزیرند در مقابل صنایع لبنی دستهایشان را بالا ببرند، حال آنکه ظرفیت مصرف در کشور ما هنوز در حجم یک چهارم کشورهای پیشرفته و به واقع چیزی حدود نصف متوسط جهانی است!

    اگر صنایع لبنی، فقط ۱۰ تومان در ازای هر کیلو شیر که به سایر فراورده های لبنی تبدیل می کنند برای فرهنگ سازی مصرف بیشتر هزینه کنند و به علاوه، کمی تنوع در فراوری و رتبه بندی در قیمت انواع محصولاتشان به وجود آورند، خواهیم دید که شیر تولیدی دامداران با قیمت واقعی یعنی ۱۷۰۰ تومان خریداری و تمام و کمال جذب می شود و حتی خود صنایع لبنی هم سود بیشتری می برند، اما چون بعضی از همین کارخانجات معظم و انحصاری، در ابتدای انقلاب «شیر جمع کن» بوده اند و تقریبا بسیاری از آنان با دلارهای ارزان ۷ تومانی و بهره گیری بی انتها از ارزهای ارزان به اینجا رسیده اند، تفکر کوتاه و محدودشان هنوز در حد بهره گیری از یارانه ها و رانت های دولتی است و نگرش و فرهنگ و عملکرد اجتماعی شان هیچگونه سنخیتی با آنچه که در میان سرمایه داران و سرمایه گذاران دنیا و در مورد کارخانجات لبنی می گذرد ندارد. اینان که بیش از ۳۵ سال است از منابع دولتی بهره گرفته اند، کوچکترین مقاله، مطلب، گزارش، کتاب، جزوه، ترجمه یا حتی حمایتی از مراکز علمی و تحقیقاتی برای ارتقا فرهنگ عمومی ارائه نکرده اند، البته تبلیغاتی بی محتوا و آبکی در حد برند سازی سودجویانه، آن هم برای رقابت در میان خودشان در صدا و سیما داشته اند.

    به هر حال، انگیزه نوشتن این مطلب سخن یکی از دامداران بزرگ و صاحب نام است. ایشان که در راست گویی اش شک و شبهه ای نیست و البته نیازی هم ندارد که به جز راست سخن گوید، در پاسخ سوال نگارنده پیرامون وضعیت قیمت شیر، در جمع تعدادی از دامداران برجسته کشور گرد یک میز و در حاشیه سمیناری که توسط یکی از کشورهای اروپایی در مورد شیر و صنایع لبنی در هتل «اسپیناس پالاس» برگزار شده بود گفت: چند تا کارخانه صنایع لبنی دور هم جمع می شوند و تمامی زندگی تولیدی ما را به هر طرفی که بخواهند می برند. به هر قیمت که می خواهد می خرند و پولش را هر طوری که صلاح بدانند پرداخت می کنند، ما کاری نمی توانیم بکنیم.

    بعد از آن، در دیداری که به مناسبت ایام عید با دکتر رکنی معاونت پیشین امور دام داشتم گفتم؛ چرا قیمت شیر این است، دامداران ناراضی هستند، وی با تاکید بر محرمانه بودن این سخن گفت: وقتی به صاحبان کارخانجات لبنی برای پرداخت پول بیشتر بابت خرید هر کیلو شیر از دامداران فشار می آوریم، همه با هم با زبان تهدید و خط و نشان کشیدن می گویند: «یک وقت دیدید چرخ یکی از دستگاه های تولید معیوب شد و از کار افتاد و ما تعطیل کردیم»، ما هم دستهایمان را به علامت تسلیم بالا می بریم و به قیمت آنان گردن می نهیم، زیرا نه می توانیم به گاوها دستور دهیم که شیر ندهند و نه شیر کالایی است که بتوانیم آن را نگه داریم، بیش از این نمی توانیم از دامدار دفاع کنیم!

    این دو سخن از سوی یک دامدار بخش خصوصی و یک متولی دولتی که الان سر خدمت نیست، موجب شد لامحاله این مطلب را بنویسم، گرچه می دانم انحصار صنایع لبنی آنقدر قدرت دارد و آنقدر بلامنازع هست که از جایش تکان هم نخورد ولی برای ثبت در تاریخ و سرنوشت دامپروری کشور ضروری بود که گفته شود.

    منصور انصاری