• شماره خبر : 26699۲۳ ۹۶
  • تاریخ انتشار : سه شنبه, ۴ مهر
  • این صفحه را چاپ کن
  • رشد واقعی اقتصاد کشاورزی در رشد ضریب بهره وری است نه ارائه آمارهای کمّی

    اين روزها به هر وزير معاون وزير، مدير کل يا مسئول دولتي می گويي چه کار کرده اي، دست مي کند داخل جيب يا کيفش، مجموعه اي از آمار و ارقام در مي آورد و مي گويد: بيا نگاه کن! سال 92 توليد يا عملکرد در اين يا آن محصول کشاورزي يا دامي و آبزيان انقدر بود حالا اينقدر رشد کرده است.

    این روزها به هر وزیر معاون وزیر، مدیر کل یا مسئول دولتی می گویی چه کار کرده ای، دست می کند داخل جیب یا کیفش، مجموعه ای از آمار و ارقام در می آورد و می گوید: بیا نگاه کن! سال ۹۲ تولید یا عملکرد در این یا آن محصول کشاورزی یا دامی و آبزیان انقدر بود حالا اینقدر رشد کرده است.
    بعضی از این مسئولان حتی آمارهای عجیب و غریبی برای این که نشان دهند در کارشان موفق بوده اند ارائه می دهند که حیرت آور است مثلا در سال فلان تعداد جلسات برگزار شده برای بهمان موضوع این تعداد بوده، حالا با رشدی ۵۰ یا ۱۰۰ درصدی به این عدد افزایش یافته است. بی آنکه اشاره ای به دستاوردها یا نتایج جلسات و تصمیمات اتخاذ شده داشته باشند.
    شاخصه بارز همه این آمارها افزایش های کمی است. حال اگر بپرسی خب، چقدر بابت حضور در این جلسات پول گرفته ای و یا چقدر بودجه عملکرد دریافت کرده ای، یا جوابی نمی دهند یا با تته پته جواب سر بالا می دهند.
    در واقع میان بودجه سال مورد نظر با بودجه مصرفی یا تخصیص یافته کنونی قیاس نمی کنند که مثلا در سال۹۲، برای تولید فلان محصول، حال فرض کنید کلزا، اینقدر بودجه صرف شده و حالا اینقدر افزایش یافته، اما می گویند در سال فلان، تولید کلزا این عدد بود حالا به این مقدار افزایش یافته است.
    به واقع، کمتر مسئولی در مورد کاهش قیمت تمام شده، بهبود ضریب تبدیل، کاهش حجم آب مصرفی در واحد سطح، کاهش سطح زیرکشت و یا افزایش کیفیت محصول به دست آمده سخن می گوید و غالبا، افزایش آمارهای کمی نسبت به سال های گذشته را به عنوان موفقیت ذکر می کنند.
    مثلا مدیری که تازگی ها پست عوض کرده و پس از واگذاری یک شرکت ورشکسته و به افلاس افتاده دولتی، بدون پاسخگویی در این زمینه، به یکباره معاون وزیر و مدیر عامل یک شرکت دولتی دیگر شده و شوق و ذوق بسیاری برای انجام انواع و اقسام مصاحبه ها و خبر رسانی پیدا کرده است، مدام به انواع آمار و ارقام خرید گندم داخلی اشاره می کند و شعار و تحلیل ارائه می دهد که نگذاشتیم پول گندم به جیب کشاورزان خارجی برود و برای خودش، با این گمان که در موردخریدگندم چه حرف ملی و بی بدیلی زده است کف می زند، ولی وقتی همین شرکت، حسب ضرورت و سیاست های دولت در جایگاه خریدهای خارجی مانند برنج یا سایر کالاها قرار می گیرد سکوت می کند! ضمن اینکه حالا باید دید آیا همین شرکت که مدام در مورد پرداخت پول به گندمکاران مصاحبه و خبررسانی می کند در آخر کار پول کشاورزان گندم کار را تمام و کمال و به موقع تامین و پرداخت خواهد کرد؟ یا یک رئیس مرکز، یک عدد خبری دهان پرکن اعلام می کند که “۳۵ درصد افزایش کمی تولید ناشی از فعالیت های مکانیزاسیون بوده است”.ولی نمی گوید افزایش بهره وری ناشی از مکانیزاسیون چقدر بوده است و اینکه این آمار از کجا آمده است معلوم نیست، زیرا دیگر مسئولان هم در رابطه با کار خودشان از این “افزایش ها” اعلام می کنند!
    از این آمار و ارقام بسیار است و هر کسی از این دست آمارها در جیب و کیفش دارد و اعلام می کند اما بیرون از عرصه آمارهای دولتی پراکنده و بعضا متناقض، ناهمخوان و خود ساخته، واقعیت تولید محصولات کشاورزی و فراورده های دامی، ضریب های کیفی، میزان بهره وری و نهایتا قیمت تمام شده حکایتی دیگر دارد. این آمارهای کمی در مقابل شاخص قیمت تمام شده محصولات در قیاس حتی با کشورهای اطراف رنگ می بازند و سود سرمایه گذاری در بخش کشاورزی نسبت به سایر بخش ها چون خدمات و صنعت و معدن به حدی پایین است که قابل قیاس نیست! وضعیت سرمایه گذاران درتمامی بخش ها اعم از شیلات و آبزیان، مرغداری، دامداری و حتی باغبانی که مزیت نسبی دارد چندان مطلوب نیست. این واقعیت نامطلوب کشاورزی با آمارهای افزایش تولید در تناقض است زیرا افزایش تولید ارتباط مستقیم با افزایش اعتبارات دولتی دارد. آزمون این مفهوم ساده است. هر وقت سود سرمایه گذاری در بخش کشاورزی، به سود سرمایه گذاری در سایر بخش های اقتصادی تا حدی هم طراز و یا نزدیک بود آنگاه می توان از پایداری در توسعه کشاورزی و افزایش واقعی تولیدات کشاورزی و دست یابی به بهره وری سخن گفت.
    شما اگر برای جو، به اندازه گندم پول پرداخت کنید و میزان خرید تضمینی را بالاتر ببرید تردیدی نیست که با افزایش کمی تولید جو مواجه خواهید شد، ولی این رشد واقعی کشاورزی به شمار نمی آید.
    آمار کلی که غالبا توسط تمامی مسئولان از صدر تا ذیل در مورد کاهش ضریب منفی واردات از منهای ۸ میلیارد دلار به منهای ۳ میلیارد دلار بیان می شود با این پرسش مواجه است که برای دست یابی به این عدد چند میلیارد دلار نفتی ارزان قیمت به بخش کشاورزی تزریق شده است؟
    به عبارتی در سال مبنای این مقایسه، چند میلیارد دلار نفتی به بخش کشاورزی اختصاص داده شده و حالا چقدر است؟
    مثلا اگر در سال۱۳۹۲، سال مبنای این مقایسه آماری، مبلغ ۲ میلیارد دلار نفتی به طرق مختلف به بخش کشاورزی تزریق کرده ایم و در سال ۹۵ این رقم به ۷ میلیارد دلار رسیده باشد طبیعی ست که با کاهش ضریب منفی از ۱/۸ میلیارد به ۴/۳ میلیارد دست یابیم و این تماما به دلیل ارتقاء سطح کیفی تولید ناشی از افزایش ضریب بهره وری نیست .
    کشاورزی کشور احتیاج به افزایش ضریب بهره وری واقعی دارد نه الزاما و تنها تزریق پول که البته تزریق پول برای ایجاد و نگهداری زیرساخت ها ضروری است! کشاورزی کشور باید به افزایش سود سرمایه گذاری منطقی در قیاس با سایر کشورها دست یابد، کشاورزی کشور باید به کاهش قیمت تمام شده و تولید رقابتی دست یابد .اینها شاخص هایی هستند که اگر مسئولی بتواند ارائه دهد می شود گفت عملکرد موفقی داشته است، همانند افزایش راندمان چغندر پاییزه به جای کشت بهاره که منجر به افزایش تولید بی سابقه شکر طی ۱۲۰ سال گذشته شد.
    حجت اله جابری (انصاری)