• شماره خبر : 30775۲۸ ۹۷
  • تاریخ انتشار : دوشنبه, ۲ بهمن
  • این صفحه را چاپ کن
  • نگاهی متفاوت به “خوداتکایی گندم”

    اگر بپذيريم همچون نيمه اول قرن گذشته و سال هاي دهه هاي 30 تا 80 ميلادي، غلات به ويژه گندم در عرصه اختلافات سياسي، مناقشات بين المللي، مخاصمات و جنگ ها همچنان يکي از ابزارهاي سلطه و استيلا بر کشورها و ملت ها به شمار مي رود و ...

    منصور انصاری روزنامه نگار

    اگر بپذیریم همچون نیمه اول قرن گذشته و سال های دهه های ۳۰ تا ۸۰ میلادی، غلات به ویژه گندم در عرصه اختلافات سیاسی، مناقشات بین المللی، مخاصمات و جنگ ها همچنان یکی از ابزارهای سلطه و استیلا بر کشورها و ملت ها به شمار می رود و یا حتی بر این باور باشیم که این کالا و سایر کالاهایی چون ذرت، جو و کنجاله سویا که بستر تولید مواد پروتئینی را فراهم می سازند، ابزارهای دیپلماسی برای فشار به این یا آن کشور ازجمله کشور ما در عرصه تقابل جویی ها هستند، طبعاً با هر شرایط و قیمتی می بایست آن ها را برای تحکیم مؤلفه های قدرت در دیپلماسی بین المللی، تولید، ذخیره و حتی برای مدت طولانی انبار و سیلو کنیم. اما اگر باوجود شرایط نوین صف بندی قوا و معادلات اقتصادی و مبادلات بازرگانی عیناً موجود جهان که این کالاها را از سیطره سیاست ورزی و به عنوان ابزارهای تهدید برای عقب نشینی دولت ها و ملت ها از مواضعشان خارج ساخته، بازهم خودکفایی یا خوداتکایی در تولید تمامی گندم و غلات دیگر را با همان نگرش گذشته تعریف و با صرف منابع پایه همچون آب کمیاب و ته کشیده باقیمتی دو تا ۵/۲ برابر قیمت جهانی خریداری یا تشویق به تولید کنیم تا آنجا که حتی قادر به حفظ و نگهداری مازاد تولید آن در انبار و سیلو هم نباشیم، حتماً خود را در عرصه دیپلماسی و رقابت با رقبا از یک سو و تحکیم اقتدار ملی و منطقه ای و جهانی از سوی دیگر به ضعف کشانده ایم زیرا برخلاف شاخص های رقابت در حوزه اقتصاد سیاسی به مسیری رفته ایم که رقبا و مخالفان عکس آن را می روند و از مزایای بالقوه مبادلات بازرگانی در رقابت های درونی آن استفاده بیشتری می برند.

    اگر دقت کنیم، به تدریج و آرام آرام شاهد نظرات متفاوتی در میان صاحب نظران اقتصادی، بازرگانی و حتی مسئولان دولتی و دانشگاهیان در مورد خودکفایی گندم هستیم. این اظهارنظرها از حوزه های نظری به عرصه فعالان بازرگانی نیز کشیده شده است. نظر اخیر احمدرضا صادقیان عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی تهران که «چرا دولت گندم را به قیمت ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ تومان از کشاورزان خریداری می کند درحالی که قیمت جهانی آن ۸۶۰ تومان است و شیوه این خرید به گونه ای است که فساد و رانت به همراه دارد»، یکی از نمونه های متفاوت دیدگاهی به موضوع گندم است، دیدگاه های دیگری در همین راستا طی ماه های اخیر بیان شده است که ذکر آن ها بحث این سرمقاله را طولانی می کند اما کسانی که از شیوه فعلی خودکفایی گندم دفاع می کنند، در چارچوب استدلال های اقتصادی، بحث هایی چون اشتغال، حمایت از کشاورزان، تقویت تولید داخل و افزایش احتمالی قیمت های جهانی را به میان می آورند که البته محل تأمل و گفتگو است. یکی از این استدلال ها می گوید: اگر قیمت واقعی دلار را ۱۲ هزار تومان یا بیشتر محاسبه کنیم آنگاه قیمت داخلی مقرون به صرفه تر است. این استدلال ناپخته است، زیرا اگر نرخ دلار به ۱۲ هزار تومان ارتقا یابد قیمت خیار هم چند برابر متوسط قیمت کنونی می شود چه برسد به قیمت گندم که حتماً به هر کیلو ۵ هزار تومان افزایش می یابد. به دیدگاه این متخصص که به خوبی هم به تریبون های صداوسیما دسترسی دارد توجه کنید: این که اعلام می شود قیمت گندم وارداتی از گندم داخلی ارزان تر است یک دروغ بزرگ است زیرا این واردات با دلار ۳ الی ۴ هزار تومان انجام می شود که به همین خاطر قیمت محصول وارداتی ارزان تر از داخلی می شود.

    دکتر ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی اضافه می کند: قیمت واقعی دلار ۱۲ هزار تومان است و اگر واردات با این قیمت انجام شود قیمت گندم وارداتی به بیش از ۴ هزار تومان می رسد. و ادامه می دهد: با دادن دلار ارزان درصدد حمایت از تولیدکنندگان خارجی و نابود کردن تولید داخل هستیم. این نوع ارزیابی ها که هیچ نشانی از کارشناسی و تخصص اقتصادی با خود همراه ندارند بیشتر برای خودشیرینی و خوشایند برخی بیان می شوند. این کارشناس که امیدوارم چنین گفته ای از قول ایشان اشتباه باشد و تکذیب نماید فکر می کند حتی اگر نرخ دلار ۱۲ هزار تومان شود قیمت تمام شده گندم و صدها کالای دیگر در حد همین قیمت های فعلی باقی می ماند! این دست کارشناسان در خوشبینانه ترین تصور، فرض را بر این می گذارند که کسانی در کشور می گویند «نباید یک تُن هم گندم تولید کرد»، پس احساس خطر می کنند و چنین تحلیل های غیرتخصصی و نادرستی را در جایگاه کارشناس اقتصادی بیان می دارند، حال آنکه بحث کاشت و توسعه پایدار گندم در اقلیم های مناسب با آب فراوان، بهره وری بالا و قیمت تمام شده رقابتی، نه به هر قیمت و هر میزان، در میان است. یعنی می وانیم بخشی که مقرون به صرفه است را تولید و باقی گندم موردنیاز را بدون نگرانی و به صورت تدریجی در تمامی ماه های سال وارد کنیم. در این صورت ضمن ارتقا سطح کشاورزی، ایجاد امنیت غذایی، صرفه جویی در مصرف آب وخاک، گسترش کشت سایر محصولات در تناوب کشت مانند کلزا، تولید گندم هم بهبود کمی و کیفی پیدا می کند. ظاهراً دولت دوازدهم در قانون بودجه نیز همین سمت گیری را کرده است: تأمین اعتبار فقط برای خرید ۸ میلیون تن گندم، عدم اعلام قیمت خرید تضمینی گندم، اعلام قیمت خرید تضمینی گندم با رقمی پایین تر از نرخ تورم در آینده نزدیک، خرید گندم با قیمت تضمینی در بورس، تشویق بخش خصوصی برای خرید آن و سیاست های جدید دیگر که حکایت از حرکت چراغ خاموش دولت دوازدهم به این سمت دارد و البته مخالفانی جدی که انتقاداتی را از سوی آنان متوجه خود خواهد کرد.

    دکتر ابراهیم رزاقی کارشناس اقتصادی اضافه می کند: قیمت واقعی دلار ۱۲ هزار تومان است و اگر واردات با این قیمت انجام شود قیمت گندم وارداتی به بیش از ۴ هزار تومان می رسد. و ادامه می دهد: با دادن دلار ارزان درصدد حمایت از تولیدکنندگان خارجی و نابود کردن تولید داخل هستیم. این نوع ارزیابی ها که هیچ نشانی از کارشناسی و تخصص اقتصادی با خود همراه ندارند بیشتر برای خودشیرینی و خوشایند برخی بیان می شوند.