۳۷۰ هزار هکتار سطح زیر کشت دانه‌های روغنی
۳۷۰ هزار هکتار سطح زیر کشت دانه‌های روغنی

برنامه های وزارت جهاد کشاورزی برای افزایش تولید دانه های روغنی ؛ ۳۷۰ هزار هکتار سطح زیر کشت دانه‌های روغنی تولید دانه‌های روغنی حداقل در ۱۵ سال گذشته نوسانات زیادی داشته و از سیاست واحدی پیروی نکرده است که این موضوع نشانگر عدم انسجام در سیاست‌های وزارتخانه و اتخاذ راهبردی ملی فارغ از تعویض دولت‌هاست. […]

برنامه های وزارت جهاد کشاورزی برای افزایش تولید دانه های روغنی ؛

۳۷۰ هزار هکتار سطح زیر کشت دانه‌های روغنی

تولید دانه‌های روغنی حداقل در ۱۵ سال گذشته نوسانات زیادی داشته و از سیاست واحدی پیروی نکرده است که این موضوع نشانگر عدم انسجام در سیاست‌های وزارتخانه و اتخاذ راهبردی ملی فارغ از تعویض دولت‌هاست.

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کشاورزی ایران ( اگنا ) ؛  به نقل از سبزینه در ۵۰ سال گذشته و با افزایش میانگین مصرف سرانه روغن خوراکی، کشور همواره به‌شدت به واردات دانه‌های روغنی یا روغن خام وابسته بوده است؛ به‌طوری‌که اغلب بیش از ۹۰ درصد نیاز مصرفی روغن از طریق واردات تأمین شده است؛ البته برنامه‌هایی هم در وزارت جهاد کشاورزی برای افزایش تولید دانه‌های روغنی وجود داشته که با فرازونشیب همراه بوده است.

پیرو این طرح‌ها، از سال ۱۳۹۴ نیز در یک دوره ۱۰ ساله برنامه‌ای به‌نام ((طرح خوداتکایی دانه‌های روغنی))  در وزارت کشاورزی تدوین شده و مدعی شده‌اند با این طرح می‌توان ۷۰ درصد نیاز کشور به دانه‌های روغنی را تأمین کرد که به‌نظر می‌رسد بخش‌هایی از آن قابل نقد و بررسی بیش‌تر است.

ابتدا باید گفت تولید دانه‌های روغنی حداقل در ۱۵ سال گذشته نوسانات زیادی داشته و از سیاست واحدی پیروی نکرده است؛ مثلاً درحالی‌که در سال ۱۳۸۶ تولید دانه کلزا به ۳۲۰ هزار تن رسیده، اما به‌دلایلی که کاملاً روشن نیست، این مقدار در سال ۱۳۹۴ به ۴۶ هزار تن و پس از آن با اجرای طرح خوداتکایی افزایش یافته و در سال گذشته به بیش از ۳۰۰ هزار تن رسیده است.

این موضوع نشانگر عدم انسجام در سیاست‌های وزارتخانه و اتخاذ راهبردی ملی فارغ از تعویض دولت‌هاست.

مطلب دیگر این‌که، در برنامه طرح خوداتکایی بیش‌تر امکانات و توان صرف افزایش تولید کلزا شده است؛ به‌طوری‌که در اکثر گزارش‌ها به افزایش تولید دانه روغنی کلزا استناد می‌شود و افزایش تولید سایر دانه‌های روغنی نظیر آفتابگردان، سویا و کنجد چنان‌که آمار موجود نیز حاکی است، چندان جدی گرفته نمی‌شود؛ درصورتی‌که با توجه به شرایط اقلیمی‌ متنوع ایران، امکان مطلوب کشت کلزا در تمام مناطق کشور میسر نیست و از طرفی به‌دلیل دامنه سازگاری وسیع دانه‌های روغنی در برخی مناطق، کاشت سایر دانه‌های روغنی نظیر کنجد و آفتابگردان بر کلزا ارجحیت دارد.

درحال‌حاضر در برنامه تکلیفی وزارتخانه به مراکز جهاد کشاورزی برخی استان‌ها که از قدیم بسیار مناسب کشت آفتابگردان بوده‌اند، ابلاغ شده که باید در یک سطح زیر کشت معین زراعت دیم و آبی کلزا داشته باشند؛ درصورتی‌که این مناطق اساساً به‌دلیل طول فصل زراعی و شرایط آب‌وهوایی امکان کشت دیم کلزا را ندارند.

طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی که مجری طرح تولید دانه‌های روغنی در خرداد سال ۱۳۹۸ است، برنامه این وزارتخانه کاشت ۲۱۰ هزار هکتار کلزا، ۴۰ هزار هکتار آفتابگردان، ۴۰ هزار هکتار کنجد و ۸۰ هزار هکتار سویاست.

لازم است اولاً آمار ارائه‌شده در عمل نیز به‌ویژه برای سویا، آفتابگردان و کنجد تحقق یابد و دوم این‌که در سطح زیر کشت دانه‌های روغنی با توجه به شرایط اقلیمی تجدید نظر شود؛ همچنین طبق این آمار، در سال ۱۳۹۴ میزان واردات روغن حدود ۹۶ درصد بوده و در سال ۱۳۹۷ به ۸۴ درصد کاهش یافته یا به‌عبارتی تولید داخل از چهار درصد به ۱۶ درصد رسیده؛ این در حالی است که مطابق آمار گمرک ایران در دی‌ماه ۱۳۹۷، تنها واردات دانه‌های روغنی به دومیلیون و ۱۳۳ هزار تن در این سال رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل چهار درصد افزایش داشته است.

مقایسه آمار تولید و واردات دانه‌های روغنی وجود تناقضی را در آن آشکار می‌کند که با افزایش تولید داخلی سازگار نیست. باید توجه کرد میانگین مصرف سرانه هم طی دهه ۱۳۹۰ حدود ۱۸ کیلوگرم بوده و تغییری نکرده است.

ضمن این‌که آمار مذکور فقط به واردات دانه‌های روغنی مربوط است که باید آمار واردات روغن خام را نیز به آن افزود. طبق اظهارنظر دبیر انجمن صنفی صنایع روغن نباتی ایران، ۴۰ درصد روغن خام وارداتی آفتابگردان، ۳۰ درصد پالم و ۳۰ درصد سویاست.

آنچه از این اطلاعات به ذهن متبادر می‌شود آن است که به‌رغم برنامه‌های وسیع کشت کلزا در کشور، چرا روغن کلزا در آمار واردات کشور جایگاهی ندارد؟ مسأله مهم‌تر آن‌که برای تأمین ۷۰ درصد نیاز روغن داخلی باید بیش از یک‌میلیون هکتار از اراضی زراعی کشور به زیر کشت دانه‌های روغنی برود.

این در حالی است که کل سطح زیر کشت اراضی آبی ایران حدود شش‌میلیون هکتار است که ۵۰ درصد آن هم زیر کشت گندم و جو رفته و سه‌میلیون هکتار باقیمانده نیز زیر کشت محصولاتی نظیر برنج، ذرت، گیاهان علوفه‌ای، حبوب، چغندرقند و سیب‌زمینی است؛ بنابراین افزایش حداقل شش‌برابری سطح زیر کشت دانه‌های روغنی نسبت به سطح زیر کشت فعلی، روند تولید سایر محصولات زراعی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که اهمیت هرکدام از آن‌ها کم‌تر از دانه‌های روغنی نیست. نکته آخر این‌که لازم است بخشی از هزینه‌های این طرح صرف اقدامات تبلیغی و تشویقی برای استفاده کم‌تر از روغن شود؛ چنان‌که درحال‌حاضر میانگین مصرف سرانه روغن در ایران با ۱۸ کیلوگرم، شش کیلوگرم بیش از مصرف جهانی سرانه روغن است. به این ترتیب، با کاهش مصرف می‌توان به ارتقای سلامت جامعه نیز کمک کرد.

به‌نظر می‌رسد، باید ضمن حمایت از طرح خوداتکایی دانه‌های روغنی، به اصلاح و بهبود این طرح با نقد آگاهانه آن یاری رساند تا بتواند طرح موفقی در پایان دوره ۱۰ ساله باشد.