دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد
 دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد

گفت و گو با «دکتر علی‌اصغر اکبری» کلینیسین برجسته طیور: دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد «دکتر علی‌اصغر اکبری» افزود: تعداد دانشکده‌های دامپزشکی ما بیش از آن حدی است که باید باشد؛ تعداد دانشگاه‌ها باید کمتر و سطح علمی و کیفی و آزمایشگاهی آنها بیشتر باشد . محسن طاهرمیرزایی: «دکتر علی‌اصغر اکبری» متولد ۱۳۲۰ […]

گفت و گو با «دکتر علی‌اصغر اکبری» کلینیسین برجسته طیور:

دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد

«دکتر علی‌اصغر اکبری» افزود: تعداد دانشکده‌های دامپزشکی ما بیش از آن حدی است که باید باشد؛ تعداد دانشگاه‌ها باید کمتر و سطح علمی و کیفی و آزمایشگاهی آنها بیشتر باشد .

محسن طاهرمیرزایی: «دکتر علی‌اصغر اکبری» متولد ۱۳۲۰ آن‌گونه که خود می‌گوید، از کودکی علاقه‌مند به مرغ و طبیعت بوده است. وی ورودی سال ۴۳ دانشکده دامپزشکی است. در زمان انتخاب رشته، با اینکه شرایط تحصیل در رشته دندانپزشکی را داشته، اما انتخاب قطعی او دامپزشکی بوده و حالا که به سن ۷۸ سالگی رسیده، بسیار از این انتخاب راضی است؛ کمااینکه چراغ درمانگاه طیور و آزمایشگاه او هم‌چنان روشن و نورانی است.

از نظر دکتر اکبری، تعداد دانشکده‌های دامپزشکی ما بیش از آن حدی است که باید باشد. او همچنین معتقد است که دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد و در اکثر کشورهای دنیا هم به همین شکل است.

حکیم مهر: آقای دکتر، چه شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کردید؟

وقتی می‌خواستم وارد دانشگاه شوم، خیلی بررسی کردم. آن زمان در ۲ دانشکده دامپزشکی و دندانپزشکی قبول شدم اما به دلیل علاقه‌ای که به حیوانات و به ویژه طیور داشتم، به سمت دانشکده دامپزشکی رفتم. این مساله برای خیلی‌ها عجیب بود اما من امروز می‌بینیم که در رشته دامپزشکی موفق هستم. تا جایی که فرزند من که پزشک است، زمانی به من می‌گفت ای‌کاش دامپزشک بودم.

حکیم مهر: ورودی چه سالی هستید؟

ورودی سال ۴۳ هستم و در سال ۴۸ فارغ‌التحصیل شدم. جشن پنجاهمین سال فارغ‌التحصیلی را هم در سال ۹۳ با همکاران خود گرفتیم.

حکیم مهر:‌ فعالیت‌های عملی دامپزشکی را از چه زمانی شروع کردید؟

از سال پنجم دانشکده دامپزشکی، آزمایشگاه میکروب‌شناسی و ویروس‌شناسی دانشکده در اختیار من بود. ساعت ۶ صبح به آنجا می‌رفتم و تا ۱۰ شب کار تحقیقاتی می‌کردم. در این تحقیقات به موارد خوبی با کمک زنده‌یاد دکتر احمد شیمی رسیدیم.

حکیم مهر:‌ مثلا چه مواردی؟

مثلاً برای اولین‌بار در دنیا ویروس نیوکاسل در قناری و برای دومین بار در دنیا ویروس نیوکاسل در طوطی را جدا کردیم. همچنین یک‌سری فعالیت‌های پیش‌رونده در مورد بیماری‌های آزمایشگاهی انجام دادیم. بعد از آن هم من به شکل مستمر در درمانگاه و در مرغداری‌ها بودم تا اینکه به امروز رسیدم که ۷۸ سال سن دارم و با این حال درمانگاه طیور و آزمایشگاه من فعال است. پرسنلی دارم که مشغول به کار هستند و هنوز در خدمت صنعت مرغداری کشور هستم.

برای دوره تخصص چه کردید؟

برای دوره تخصص، ۲ دوره را در آمریکا در دانشگاه جورجیا و در شرکت بزرگ پایونیر گذراندم. دوره‌های مربوط به مرغ‌های هایلاین را درآنجا دیدم و دیگر نیازی به تخصص بیشتر نداشتم. چراکه وقتی به مرغذاری می‌رفتیم، من بلافاصله که به مرغ نگاه می‌کردم، متوجه می‌شدم که بیماری آن چیست. به من می‌گفتند تو چطور این قدر زود تصمیم می‌گیری، این مرغ باید به آزمایشگاه برود و آن را به آزمایشگاه می‌فرستادند. سپس مثلاً در برک‌تایمی که داشتیم به من می‌گفتند: «تبریک می‌گوییم، تشخیص تو درست بود.» من هم در جواب آنها می‌گفتم که من به شما تبریک می‌گویم، چراکه آزمایشگاه شما درست است. اگر غیر از این بود جای تعجب بود. خلاصه اینکه واقعا زحمت کشیدیم.

زمان دانشجویی شما، شرایط دامپزشکی و تحصیل در رشته دامپزشکی چگونه بود؟

آن زمان دامپزشکی اصلاً شناخته شده نبود. خیلی‌ها دامپزشک بودند و متاسفانه این مساله را پنهان می‌کردند. در صورتی که من دامپزشکی را خیلی دوست داشتم. به مرغداری‌ها می‌رفتم، با جوجه‌ها و مرغ‌ها سروکار داشتم و سخت کار می‌کردم.

همیشه می‌گویم وقتی انسان دکتر می‌شود و از دانشگاه بیرون می‌آید، فقط یک کلید به دست او می‌دهند. با این کلید باید به طبیعت و کتابخانه برود و به تدریج تجربه‌ها را بیاموزد. تجربه‌های من از بیماری‌ها و کتابی که خودم در مورد بیماری طیور با استاد شیمی نوشتم به گونه‌ای است که اکثر عکس‌های آن کتاب متعلق به خودم و تجربیات خودم است. تاجایی که به همکاران خود در آمریکا هم گفتم که اگر می‌خواهید بیماری‌های طیور را بشناسید، به ایران بیاید. ۲ نفر از آنها به ایران آمدند و در طول ۲ هفته، تمام بیماری‌هایی را که فقط در کتاب دیده بودند و نمی‌توانستند بشناسند، در اینجا دیدند. آن زمان تنها راه بردن عکس، اسلاید بود که اسلاید گرفتند و به آمریکا بردند و ما هنوز هم با هم ارتباط داریم.

آیا هیچ‌وقت فرزندانتان را تشویق نکردید که رشته خاصی را بخوانند؟

تشویق من فقط مربوط به ادامه تحصیل بوده است و در این حوزه از هیچ‌ هزینه‌ای دریغ نمی‌کردم. حاضر نبودم کفش گران‌قیمت برای آنها بخرم اما در مورد تحصیل چک سفید داشتند.

آنها چه رشته‌هایی را خواندند؟

پسر بزرگم فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم پزشکی ایران است که به آمریکا مهاجرت کرد و در حال حاضر یک agent care بزرگ در ایالت کالیفرنیا دارد و در ضمن پرزیدنت agent care های ایالت کالیفرنیا هم هست. دخترم الهام متخصص بیماری‌های زنان و زایمان و جراح لاپاراسکوپ است که در بیمارستان فرمانیه تهران کار می‌کند و از بهترین لاپاراسکوپیست‌های ایران است. فرزند سومم آرمین مهندس کامپیوتر از دانشگاه شهید بهشتی است. ایشان هم شرکت خصوصی برای تولیدات قطعات پلاستیکی دارد. دختر آخرم در رشته مهندسی و در تخصص انرژی خورشیدی در دانشگاه آخن آلمان تحصیل کرده و الان شرکتی دارد که در حوزه طراحی تاسیسات سالن‌های سینما یا سالن‌های گردهمایی فعالیت می‌کند. من خوشحال هستم که فرزندانم در تحصیل و کار موفق بودند.

هیچ وقت به آنها فشار نیاوردید که دامپزشکی بخوانند؟

خیلی علاقه‌مند بودم که این اتفاق بیفتد، اما مثلا پسر و دختر بزرگم رتبه‌ای آورده بودند که می‌توانستند پزشکی بخوانند. دختر کوچکم به دامپزشکی علاقه‌مند بود اما فرصتی فراهم شد که به آلمان رفت و تحصیل کرد و در آنجا رشته مهندسی خواند. الان نوه‌ای دارم که سال ۵ دانشکده پزشکی شهید بهشتی است.

چه سالی ازدواج کردید؟

سال ۴۸ ازدواج کردم و مراسم ازدواج ما در باشگاه دانشگاه تهران بود.

آیا با همسرتان هم‌کلاس بودید؟

خیر. ایشان در یک شرکت خصوصی فعال در حوزه مسافرتی کار می‌کرد. با توجه به اینکه کار من خیلی زیاد بود و از صبح زود تا نیمه‌های شب طول می‌کشید، از او خواهش کردم که کار خود را رها کند و به بچه‌ها برسد. درواقع ایشان بودند که فرزندان من را به اینجا رسانده‌اند. دخترم وقتی تز پزشکی را نوشت، در ابتدای آن این جمله را آورد که «مادرم، این پایان‌نامه را من به تو تقدیم می‌کنم و تو هستی که لیاقت پزشکی را داری».

مهمترین مشکلات آموزش دامپزشکی را چه می‌دانید؟

بنده در نظام دامپزشکی هم بارها در این خصوص صحبت کردم که تعداد دانشکده‌های دامپزشکی ما بیش از آن حدی است که باید باشد. تعداد دانشگاه‌ها باید کمتر و سطح علمی و کیفی و آزمایشگاهی آنها بیشتر باشد. الان نه فقط در رشته دامپزشکی، بلکه در خیلی جاهای دیگر می‌بینیم که وقتی همکاران در دانشگاه‌های مختلف فارغ‌التحصیل می‌شوند، شغل مرتبط با خود را ندارند. البته این وظیفه وزارت علوم است و همکاران ما در شاخه‌های مختلفی که هستند، بارها این صحبت را کردند اما متاسفانه برخی دانشگاه‌ها می‌گویند که وظیفه ما صرفاً تربیت دکتر است، نه اینکه به آنها شغل بدهیم. در هر صورت من فکر می‌کنم که اگر در این زمینه دانشگاه و سازمان دولتی با هم هماهنگ باشند، خیلی بهتر باشد.

نظر شما درخصوص الحاق آموزش دامپزشکی به وزارت بهداشت چیست؟

اصلاً دامپزشکی باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد و در اکثر کشورهای دنیا هم همین‌طور است. کار دامپزشکی کاملاً بهداشتی است. وقتی من دامپزشک در حوزه طیور و تامین بهداشت گوشت مرغ و تخم مرغ کار می‌کنم و آنها را سالم در اختیار مردم قرار می‌دهم، به بهداشت مردم کمک می‌کنم. ما حدود ۸۰۰ بیماری مشترک داریم و کاری که دامپزشک انجام می‌دهد، هم برای تامین بهداشت مردم است و هم برای بهداشت دام و بهبود تغذیه.

مهمترین چالش‌های حوزه طیور کشور چه چیزهایی هستند؟

در حال حاضر یکی از معضلات ما، وابستگی در بعضی حوزه‌ها به خارج است. حوزه‌هایی مثل واکسن‌ و برخی مواد اولیه مثل سویا و ذرت. البته خیلی از کشورها هستند که این وابستگی را دارند اما ما به دلیل مسائل مختلفی که داریم، باید سعی کنیم که این وابستگی‌ها را کمتر کنیم. خوشبختانه در حال حاضر روی این مساله کار می‌شود و خیلی از موسسات بخش خصوصی و دولتی در حال راه‌اندازی خط تولید واکسن‌ها هستند. ما تقریبا به اکثر واکسن‌های ایرانی دسترسی داریم اما در مورد داروها، خود دارو یا مواد اولیه آنها از خارج از کشور می‌آید که ما باید بتوانیم با کمک شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه دامپزشکی، از واردات آنها بی‌نیاز شویم.