واقعاً چه عامل یا عواملی باعث میشود که یک کارآفرین بجای استفاده از تجربیات گذشته درجهت رفع مشکلات خود، اینچنین سرمایه و زحمات گروه بیشماری را دفن و نابود کند؟!
واقعاً چه عامل یا عواملی باعث میشود که یک کارآفرین بجای استفاده از تجربیات گذشته درجهت رفع مشکلات خود، اینچنین سرمایه و زحمات گروه بیشماری را دفن و نابود کند؟!
به قلم: دکتر عبدالرضا کامیاب / دکترای تغذیه طیور / استاد دانشگاه میسوری امریکا
اخیراً کلیپ ویدیویی از دفن جوجههای یکروزه که در یکی از مزارع مرغ مادر کشور اتفاق افتاده بود، مشاهده کردم که بسیار متأثر و متأسف شدم و از آنجایی که برای چندمین بار متوالی است که شاهد چنین مواردی در کشور هستم بسیار بیشتر متأسف گشتم. واقعاً چه عامل یا عواملی باعث میشود که یک کارآفرین بجای استفاده از تجربیات گذشته درجهت رفع مشکلات خود، اینچنین سرمایه و زحمات گروه بیشماری را دفن و نابود کند؟!
از یک سو، هزینه و زمانی که برای تولید یک تخممرغ نطفهدار گوشتی و درنهایت یک قطعه جوجه گوشتی صرف میگردد، بسیار بالاست و از سویی دیگر، معضل واسطهگری که در صنعت طیور واردات مواد اولیه، گله اجداد، دارو، واکسن، افزودنیها و غیره را شامل میگردد؛ نشان میدهد که دفن جوجههای یک روزه درواقع دفن هنگف و سنگینی از هزینهها، آنهم در این شرایط دشوار تحریم و کروناویروس است.
در شرایط عادی این جوجهها پس از تولید باید توسط یک ماشین حمل، به یک واحد پرورشی ارسال و در آنجا هم پس از طی یک دوره پرورشی به کشتارگاه منتقل میشدند و سپس به چرخه مصرف میرسیدند که از یک سو، میزان اشتغال به کار افراد و از سوی دیگر تأمین گوشت مصرفی کشور در این چرخه را درپی خواهد داشت.
متأسفانه معدومسازی جوجهها توسط این کارآفرین نشاندهنده وارد آمدن خسارات عظیمی به صنعت است و همچنین، این ضرر و زیانها با توجه به گسترش واسطهگری در صنعت طیور فقط به همینجا ختم نمیشود.
تمام هزینههای پرورشی این صنعت، منهای هزینههای پرسنلی، آب، برق و سوخت با دلار و یورو محاسبه میشود که میزان بالایی از خساراتی را که به دست خودمان و نه به دست دشمنان مملکت به این صنعت و درنهایت به کشور وارد میشود، نشان میدهد.
در کلیپ فوق، علاوه بر خسارات مالی، باید به احتمال خسارات جانی و انسانی به دلیل عدم رعایت نکات بهداشتی، استفاده نکردن ماسک و دستکش و عدم رعایت حداقل فاصله اجتماعی توسط کارگران، توجه داشت.
چنین به نظر میرسد واحدهایی که مبادرت به معدومسازی جوجههای یکروزه و نیز تخممرغهایی که تا چند روز بعد به هچ میرسیدند کردهاند، به دلیل نامهای به شماره ۲۷۸-۹۹ مورخه ۹۹٫۰۱٫۲۱ بوده که انجمن جوجه یکروزه دریافت داشتهاند و این واحدها بدون هرگونه دستورالعمل و یا پایه علمی و صرفاً بر اساس هدایت بخشنامههای صادره از سوی بخشهای دولتی و خصوصی اقدام نمودند.
سوالی که مطرح است آن است که چرا در بخشهای دولتی و بعضاً در بخشهای خصوصی، زمانی که احساس میشود تولید بیش از نیاز جامعه است سعی میگردد تولید متوقف شده و یا اینکه با پایین آوردن عرضه به بازار موجبات جلوگیری از کاهش قیمت فراهم آورده شود. درحقیقت، هر دو این روشها فقط صورت مسأله را پاک میکند و راهکار درستی را برای ادامه حیات صنعت به ما ارائه نمیدهد.
آیا بهتر نیست در زمانهای که انواع راههای دسترسی به اطلاعات جامع در هر حوزه و زمینهای وجود دارد، بجای حذف صورت مسأله به بررسی و یافتن راهکارهای مناسب بپردازیم؟ لازم است که کارشناسان صنعت به صورت تخصصی و علمی به بررسی نتایج تحقیقات کشورهای موفق در این حوزه بپردازند و تمام عوامل و فاکتورهای موثر در پیشرفت و موفقیت این صنعت شناسایی شده و در کشور ما نیز به کار گرفته شود. به عنوان مثال، تعریف درست کمبود و یا افزایش تولید در کشور ما چیست و چه فاکتورهایی را شامل میشود؟ آیا این فاکتورها شامل توان مالی تولیدکننده و قدرت خرید مصرفکننده هستند؟ آیا سیستم اقتصادی کشور تعریف شده است؟ مبنای محاسبه افزایش تولید در کشور چیست؟
کشور ایران با بیش از ده کشور راههای ارتباطی آبی و خاکی دارد که میتوان با تعامل و توافقات متعهدانه با سایر کشورها به نتایج بسیار خوبی دست یافت که البته این امر ثبات تصمیمگیری و برنامهریزیهای بلندمدت دولت را در عرصه صادرات و واردات میطلبد.
سرانه مصرف گوشت مرغ در کشور حدود ۲۲ کیلوگرم و تخممرغ ۱۴ کیلوگرم است که با توجه به محدودیتهای مالی خانوار در تأمین نیازهای اولیه زندگی، به نظر نمیرسد که حتی تأمینکننده حداقل نیازهای جامعه انسانی باشد. بنابراین، بدیهی است که در کشور مازاد مصرف وجود ندارد.
علیایحال، با توجه به تمام مشکلات و معضلات موجود آنچه بسیار لازم و ضروری است برداشتن گامهای بلند در مسیر همکاری و در جهت تولید با کیفیت است.
































