متأسفانه در عرصه رسانه بهویژه شنیداری و تصویری که مخاطب لحظهای و سریعی دارد، یکی از معضلات بسیار مکرّر و مکدرکننده کاهش سطح سواد رسانهای در موضوعات تخصصی بهویژه شیلات به چشم میخورد.
متأسفانه در عرصه رسانه بهویژه شنیداری و تصویری که مخاطب لحظهای و سریعی دارد، یکی از معضلات بسیار مکرّر و مکدرکننده کاهش سطح سواد رسانهای در موضوعات تخصصی بهویژه شیلات به چشم میخورد.
نویسنده: علیرضا کیهان پور، تحلیلگر رسانهای شیلات
به بهانه پخش گزارش شیلاتی از شبکه اول سیما؛
زندگی میسازد آدمی را
و ناز هیچ نازپروردهای را نخواهد کشید
آنکه با ترس فقط به دنبال آرزو خیال است
جایی در فردا نخواهد داشت
و کسی برایش فرشی از ترمه
و دامنی از گُل پَهن نخواهد کرد
در روزهای آخر خرداد ۹۹ یک گزارش شیلاتی تحت عنوان «مشکلات پرورشدهندگان ماهیان خاویاری» در دو بخش خبری ساعات ۱۴ و ۲۱ از شبکه اول سیما پخش شد.
متأسفانه در عرصه رسانه بهویژه شنیداری و تصویری که مخاطب لحظهای و سریعی دارد، یکی از معضلات بسیار مکرّر و مکدرکننده کاهش سطح سواد رسانهای در موضوعات تخصصی بهویژه شیلات به چشم میخورد.
در سال ۱۳۸۷ یکی از معاونین وقت سازمان شیلات ایران با تلفن داخلی اداری در ساعت ۲۱ شب که مشغول انجام کارهای مربوط به یک نشست رسانهای بودم با بنده تماس گرفت.
این معاون محترم طی یک مکالمه تلفنی اظهار داشت: تعجب کردم این ساعت اداری مشغول به کار هستید، اگر اشکالی ندارد سری به اتاق بنده بزنید.
از طبقه پنجم دفتر مرکزی سازمان شیلات ایران واقع در خیابان فاطمی غربی، به اتاق معاون راهی فوقالذکر شدم، وقتیکه به اتاق این معاون سازمان شیلات رسیدم با قدردانی از بنده اظهار کرد: با تشکر از حُسن حضورتان و ازآنجاکه دارای فعالیت رسانهای در عرصه شیلات هستید یک نکته را از شما درخواست دارم که به آن بپردازید. ایشان در ادامه گفت: روزی که به شیلات ایران مأمور به خدمت شدم، هیچگاه فکر نمیکردم بخشی از صفحات زرین تاریخ شیلات معاصر محسوب شوم و خداوند را شاکرم. پس از یک گفتگوی حضوری نیمساعته نظرات را تقدیم ایشان نمودم.
عرض کردم در تاریخ معاصر شیلات ایران مردان بزرگ و همکارانی بودهاند و هستند که جرأت اینکه بگویند ما بخشی از تاریخ شیلات ایران هستیم را علیرغم شایستگیها و تلاشهای گمنامانه و شبانهروزی اشان را ندارند، جنابعالی چطور به این دیدگاه و تحلیل رسیدهاید؟
از این همکار مأمور به خدمت یک سؤال کردم که کلیدواژه محترمانهای از جانب بنده بود، عرض کردم جنابعالی اساتید و مرحومان دکتر فرهاد فریدپاک و دکتر امین کیوان را میشناسید؟
جواب دادند: خیر و از بنده خواستند در مورد این اساتید شرححالی ارائه نمایم:
فرصت را غنیمت شمرده و در ادامه گفتم در جلسه بعدی توضیح خواهم داد اما چون این عزیزان را نمیشناسید در یک کلام خلاصه و ادامه دادم در عرصه شیلات ایران معاونی که این دو استاد فرهیخته و خوشنام را نشناسد با شیلات غریبه است و محکوم به بازگشت به سازمان مأمور کننده خواهد بود و شوربختانه یا خوشبختانه یک سال بعد این معاون محترم با عدم تمدید مأموریت خود در شیلات به جای قبلی خود برگشت تا شاید بخشی از تاریخ معاصر در جای دیگری شود!!!
ازآنجاکه در نظر دارم زیاد مصدع اوقات شریف خوانندگان و مخاطبان محترم نشوم، به اصل موضوع این مقاله خلاصهوار میپردازم:
الف – گزارشگر تلویزیونی مرکز مازندران – ساری – به نظر میرسید هنوز تفاوت بین ماهیان خاویاری تیپ وحشی (Wild Type) دریای خزر با گونه غالب ماهی خاویاری پرورشی یعنی بلوگا (نیل ماهی) را که از اوایل دهه ۱۳۷۰ با تلاشهای استاد اخلاق و علم شیلاتی مرحوم دکتر یوسفپور در مجتمع تکثیر و پرورش شهید بهشتی رشت (سدّ سنگر) و در استخرهای خاکی این مجتمع، پرورش داده و سالیان سال با خوندل خوردن و همت والا این موضوع پرورش ماهیان خاویاری را برای نخستین بار و به پشتوانه کار میدانی و تحقیقاتی به منصه ظهور رسانید.
ب – در گفتگوی تحریریه اخبار ۲۱ شبکه اول سیما، مجری برنامه هم متأسفانه هنوز فرق بین ماهی خاویاری وحشی و پرورشی را از هم تمیز نمیداد و از میهمان برنامه سؤال میکرد چرا ایران جایگاه رتبه اول ماهیان خاویاری دنیا را از دست داده است؟
ج – البته اکثر انتقادات به خود ما برمیگردد که فرهنگسازی مناسبی در این راستا برای اصحاب رسانه نداشتهایم. کدام دوره آموزشی یک روزه و بازدید را برای خبرنگاران حوزه شیلات بهعنوانمثال در سدّ سنگر رشت برگزار کردهایم که با مسأله ماهیان خاویاری بهصورت مشاهده زنده و کلاس آموزشی آشنا شوند.
نگارنده بر این اعتقاد است که فواید یک تور تخصصی مشاهدهای از یک مجتمع تکثیر و پرورش ماهیان خاویاری بخش دولتی و غیردولتی (بهصورت مقایسهای) بسیار سودمند و اثربخش خواهد بود.
د – در طول خدمتگزاری در روابط عمومی سازمان شیلات ایران ۱۵ برنامه تلویزیونی برای مخاطبان و چندین مورد بازدید خبرنگاران ویژه ماهیان خاویاری را که چند روز طول کشید با همت و حضور معاون محترم وزیر و رییس وقت سازمان شیلات ایران یعنی دکتر علینقی سرپناه که خود از پژوهشگران و اساتید میکروسزارین ماهیان خاویاری کشور است، بهصورت کلاس آموزشی در رشت و مرکز یونیدوی بندر انزلی انجام دادیم.
دکتر سرپناه بهشدت عاشق کار رسانهای و دارای ایمانی وافر به فعالیتهای روابط عمومی سازمان شیلات ایران بود، یک مدیر مشتاق فعالیتهای رسانهای در رأس یک وزارتخانه و سازمان همگرایی اندیشهها و اثربخشی را به دنبال دارد.
در برنامه تلویزیونی مورخ بیست و هفتم خرداد ۹۹ و گزارش استانی متأسفانه شاهد گفتگوهایی بودیم که منجر به عدم پاسخگویی مسئولانه مدیران در عدم حضورشان در برنامه گزارش استانی بود!!!.
در میانه دهه ۱۳۸۰ بنا بر موافقت وزیر جهاد کشاورزی وقت مدتی مأمور به خدمت در سازمان نظام دامپزشکی کشور با عنوان مدیر روابط عمومی و امور بینالملل شدم، در بنبست شمشاد از خروجی خیابان فلسطین شمالی یک روز شاهد انواع و اقسام بنر و پلاکاردهای تسلیت برای یکی از همسایگان و همجواران ساختمان نظام دامپزشکی ایران شدم. بهعنوان یک وظیفه ارتباطی، روابط عمومی و عاطفه انسانی به منزل داغدیدگان رفتم و ضمن عرض تسلیت از جایگاه روابط عمومی به مادر یک جوان تحصیلکرده که در حین خدمت سربازی فوت شده بود و بسیار بیتابی میکرد و بنابراین وظیفه اخلاقی یک بنر با هزینه شخصی و با عنوان اعضای تسلیت رییس و کارمندان نظام دامپزشکی بر سر ورودی بنبست شمشاد نصب کردم و به لطف خدا، احساس سبکباری به بنده دست داد.
این مادر قریب به ۲۰ سال است که هر روز با بساط چایی، آب جوش و قند به جوار پادگانی که یگانه پسرش در آغاز خدمت میکرد، میرود و کنار فنسهای یک پادگان در تهران با عشق و علاقه به سربازان به نیت شادی روح پسر برومندش با چایی پذیرایی میکند و چقدر این کار زیباست و ناخودآگاه هر انسان این کار را میستاید و اشک میریزد.
غرض از طرح این خاطره این بود که در گزارش تلویزیونی مرکز مازندران از یک مزرعه پرورش ماهیان خاویاری در چپکرود جویبار، متأسفانه در یک رسانه ملی طرح موضوع رشوه و درخواستهای نابجا از صاحب مزرعه در دو پخش در ساعات پیک شبکه اول سیما پخش کند که دل هر انسان دلسوز و کارشناس و کارمند را حقیقتاً به درد آورد.
وقتی فیلم گرفتهشده از هلی شات صداوسیما این مزرعه را نشان میداد، مشاهده شد و همگان دیدند مرغوبترین ساحل، بهترین انتخاب سایت و اراضی و حمایتهای فنی، کارشناسی و تخصصی توسط کارشناسان شیلاتی به این مزرعه داده شده است.
البته به همت بنیانگذار محترم این مجتمع چندمنظوره اشتغالزایی، ارزآوری، تولید و … با حضور یکایک اعضای خانواده که سه نفرشان از بانوان تحصیلکرده و دارای درجه دکترای شیلات هستند، به بار نشسته است.
این مزرعه افتخار کشور ایران در عرصه خاورمیانه و بهزودی در جهان بوده و خواهد بود و خستگی و دوندگی صاحب مزرعه بسیار دلآزار بوده و موجب این گلایه بهویژه سیستم بانک عامل بود اما در شیلات ما با امواج، طوفان و آرامش سروکار داریم و بهراحتی نمیتوان تمام افتخارات را با نام شخص یا اشخاصی ثبت نمود. دولتهای ادوار گذشته و کنونی به تولیدکنندگان بسیار کمک کرده و زحمات آنان را ارج نهادهاند اما فراموش نکنیم بخشی از تاریخ شیلات محسوب شدن انصاف و فروتنی میخواهد و اگر هم در این راه یک چایی هم نذر اشخاص نمودهاند که بنده شاهد نبودهام، یکلحظه به یاد آن مادر جوان از دست داده بیفتید، شاید اشکی بر گونه اتان جاری شود و با دادن زکات اختیاری یعنی یک چای ساده خستگی را از تن خدمتگزاران به در نموده و البته ثواب آن را هم خواهید برد.
عاجزانه درخواست دارم چنانچه بیانات گفتهشده مدیر پایهگذار این مزرعه مستند است، قانونی موضوع را پیگیری نماید که شامل همه نشود و اگر هم سوءتفاهمی بوده، اصلاح کلام و برائت جستن، اخلاقی نیکو و خداپسندانه است. چراکه اصلاح دوستان را بسیار راهگشا میدانیم.
با شناختی که از این کارآفرین نمونه که در اصل یک کشاورز زاده بوده و خود و خانوادهاش به کار مقدس کشاورزی مشغولند، دارم و خستگیناپذیر در سنگر تولید نام کشور ما را با کمکهای مستقیم فنی، اعتباری و بزرگ سازمان شیلات ایران و اداره کل شیلات مازندران در جهان مطرح ساخته است. امیدوارم به نحو شایستهای این سوءتفاهم رسانهای در مصاحبه ایشان در اسرع وقت برطرف شود.
به یاد داشته باشیم دستگاههای نظارتی، بازرسی و بهویژه قوه قضائیه تکیهگاه و پناهگاه کارآفرینان عرصه تولید و کارمندان شریف و خدوم دولت بوده، هست و انشاءالله خواهند بود و همواره قدردان زحمات و تلاشهای نهادهای نظارتی در این راستا هستیم.
































