امروزه در طراحی الگوی کشت تنها نباید از منظر میزان تولید در واحد سطح و مزیت نسبی به آن نگریست بلکه لازم است معضلات محیط زیستی و اهداف نیل به کشاورزی پایدار را هم در برنامه های الگوی کشت لحاظ کرد.
امروزه در طراحی الگوی کشت تنها نباید از منظر میزان تولید در واحد سطح و مزیت نسبی به آن نگریست بلکه لازم است معضلات محیط زیستی و اهداف نیل به کشاورزی پایدار را هم در برنامه های الگوی کشت لحاظ کرد.
نگارنده: دکتر فرشاد قوشچی؛ استاد دانشگاه
آمایش سرزمینی در کشاورزی از موثرترین راه های دستیابی به الگوی کشت بهینه در سطح کشور است. البته آمایش مذکور مبتنی بر مولفه هایی است که علاوه بر شناخت خصوصیات و شاخص های اقلیمی، منابع آب ، بهره وری تولید و فن آوری مورد نیاز، نگاهی فرامنطقه ای بر پایه صادرات محصول ، بازاریابی و مزیت نسبی تولید نیز دارد.
تعیین مناسب ترین محصول برای هر منطقه ای علاوه بر تمرکز نسبت به مکان و نحوه ی کشت ، لازم است در بعد زمان هم مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد، زیرا وارد کردن مولفه زمان به الگوی کشت از بسیاری نوسانات تولید و قیمت محصولات زراعی و باغی کاسته و شرایط تولید، بازار فروش و عرضه و تقاضای تولیدات کشاورزی را متعادل می نماید، امری که در طراحی و برنامه ریزی الگوی کشت چندان جدی گرفته نمی شود .
در مجموع تعیین بهینه الگوی کشت از یکسری شاخص ها نظیر شاخص های اقلیمی ، منطقه ای ، اقتصادی ، مزیت نسبی و تامین و امنیت مواد غذایی پیروی می کند ، اما در رویکرد نوین جهانی، شاخص بهره برداری پایدار از منابع طبیعی و محیط زیست به آن اضافه شده و از اولویت مضاعفی برخوردار است.
بنابراین امروزه در طراحی الگوی کشت تنها نباید از منظر میزان تولید در واحد سطح و مزیت نسبی به آن نگریست بلکه لازم است معضلات محیط زیستی و اهداف نیل به کشاورزی پایدار را هم در برنامه های الگوی کشت لحاظ کرد.
بنظر می رسد این بخش در برنامه های حاضر از حساسیت وتوجه چندانی برخوردار نبوده که نیاز است با توجه به اهمیت توسعه پایدار در برنامه ریزی های کلان کشور مورد بازنگری موشکافانه قرار گیرد.
از دیگر سو اهتمام به این نکته ضروری است که الگوی کشت در دو قسمت مجزا قابل تحلیل و بررسی می باشد : ابتدا طراحی و برنامه ریزی و سپس قابلیت اجرا و استقرار.
در بخش اول مبانی الگوی کشت هر سرزمینی بر اساس یافته های علمی و نظری اقلیمی ، آمار و اطلاعات حاصل از ضرایب تبخیر و تعرق منطقه ای و خصوصیات بازار شکل می گیرد ولی بخش دیگری که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد آن است که پس از تعیین و طراحی علمی و کاربردی الگوی کشت امکان پیاده سازی و پذیرش آن از طرف جامعه برخوردار و کشاورزان را مورد سنجش قرار داد و بررسی نمود که چگونه می توان به بهترین نحو ممکن الگوی کشت در یک کشور را اجرایی کرد.
طراحی الگوی کشت در ایران بیش از ده سال است که در دستور کار دولت می باشد و اظهارات مدیران موید این است که باید در سال جاری ابلاغ و اجرایی می شد ولی بنظر می رسد غیر از چند مصاحبه و توصیه به ضرورت انجام در عمل اجرای آن با موانع متعددی روبرو باشد .
از سویی در وزارت کشاورزی تمرکز عمدتا به روی آماده سازی تئوریک الگوی کشت بوده و چگونگی نحوه اجرا و عملیاتی شدن الگوی کشت و پذیرش آن از سوی کشاورزان مغفول مانده است.
این طرح پیش از اجرا نیازمند فعالیت گسترده ترویجی در بین کشاورزان و توجیه ایشان نسبت به اهداف علمی و کاربردی الگوی کشت است در غیر اینصورت عقیم مانده و با شکست مواجه خواهد شد.
هر چند بدیهی است در چند ماهه باقی مانده از دولت فعلی امید و انتظاری به اجرای آن نیست و باید به همان وعده ها و مصاحبه های بی حاصل بسنده کرد.
































