منصور انصاري مدير و دبير هيات تحريريه نشريه دامپروران نگارنده اين سطور پيش از اين و بارها در مقالات تحليلي ، تشريحي و توصيفي موضوع كاهش سطح آب سفره هاي زيرزميني ، نقد حفر چاهها غير مجاز به عنوان فاجعه ملي ، صرفه جوئي در مصرف آب كشاورزي ، بحث كاشت محصولاتي كه تقاضاي كمتري […]
منصور انصاري
مدير و دبير هيات تحريريه نشريه دامپروران
نگارنده اين سطور پيش از اين و بارها در مقالات تحليلي ، تشريحي و توصيفي موضوع كاهش سطح آب سفره هاي زيرزميني ، نقد حفر چاهها غير مجاز به عنوان فاجعه ملي ، صرفه جوئي در مصرف آب كشاورزي ، بحث كاشت محصولاتي كه تقاضاي كمتري براي آب دارند،ارزش ذاتي و اقتصادي آب، گسترش سامانه هاي نوين آبياري در مزارع كشاورزي متناسب با نوع محصول و توپوگرافي زمين هاي زراعي ، شيوه هاي درست انتقال آب با لوله و دهها سر فصل ديگر در ارتباط با بحران كمبود آب نوشته است اينك كشورمان در كشاكش بحران كمبود آب به مرحله اي رسيده است كه بايد برخوردي تعيين كننده با موضوع سد سازي و گسترش آن انجام دهد و تصميمي سرنوشت ساز در اين مورد اتخاذ كند زيرا هنوز در ميان تصميم گيرندگان ، دست اندركاران به ويژه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كساني هستند كه با نيت صنعتي كردن كشور يا حمايت از حوزه هاي انتخابيه خود، اصرار بر تداوم ساخت و راه اندازي سدهاي مختلف در اقطي نقاط كشور را دارند لذا ضرورت دارد بگوئيم كه بسياري از اين سدها كه با سرمايهگذاري عظيم و هنگفت ملي احداث، شدهاند هم اكنون يا بازدهي اقتصادي و كارآيي لازم را ندارند و يا به طور كامل از كار افتاده و تعطيل شدهاند، به واقع نه تنها در زمينه توليد الكتريسيته موفقيتي كسب نكردند بلكه عاملي در مسير نابودي تمدن سرزمين در كشورمان شدند.
ميخواهيم بگوييم اگر بخش بسيارناچيزي از سرمايهگذاري ساخت سدها كه نتيجه نهايي آن وضع كنوني كشور است مصروف تامين اعتبارات بيشتر براي سامانههاي نوين آبياري تحت فشار ميشد مسلما وضع ما بهتر از الان بود. در مورد سدهاي متعدد و بسيار ساخته شده طي 15 سال گذشته موضوع تا حدود زيادي ساده ونيازي به محاسبههاي دقيق علمي و رياضي ندارد. نسبت ميزان بارندگي در كشور ما به نسبت ميانگين جهاني يك سوم يعني 230 ميلي متر به نسبت متوسط بارش 700 ميلي متر در جهان است. اين در شرايطي است كه تبخير آب باتوجه به تابش مداوم آفتاب در بيشتر فصول سال به طورمتوسط 3 برابرمتوسط جهاني يعني 2000 ميلي متر تبخير در مقابل 700 ميلي متر است. در چنين شرايطي سدها غالبا به صورت سطوح صاف صيقلي در مقابل تابش مستقيم آفتاب ميزان قابل توجهي از آب خود را در معرض تبخير قرار ميدهند و ميزان نزولات آسماني به اندازهاي نيست كه ميزان تبخير را متعادل كند، به عبارتي سدهاي ما در بسياري موارد به طشتكهاي تبخير تبديل ميشوند.
به طورمثال سد كرخه ساليانه 320 ميليون متر مكعب از آب حوضچه خود را به دليل تبخير از دست ميدهد حال اگر ميزان تبخير حدود 350 سد داير موجود كشور كه 200 فقره از آنها در زمره سدهاي بلند با حوضچههاي بسيار وسيع را از نظر تبخير آبشان درنظر بگيريم به رقم شگفت آوري ميرسيم. طبق ارزيابي كارشناسان اين ميزان تبخير بالاتر از ده ميليارد متر مكعب اب شيرين مورد نياز مبرم در تمامي بخش ها از جمله كشاورزي و صنعت و خانگي است كه خود يك فاجعه ملي در شرايط كم آبي كنوني به شمار ميرود.
شور و شوق و ذوق زدگي بيش از حد در 25 سال گذشته يعني از دهه 70 تا دو سه سال قبل، موجب شد كه سر از پا نشناخته و با قصد توسعه صنعت، بي آنكه مطالعهاي در سطح كشورهاي مختلف جهان و در مورد ساخت سد در اين كشورها انجام دهيم شروع به كار سدسازي كرديم حتي در چشم انداز برنامه پنجم ساخت 600 سد با اعتباري معادل 61 هزار ميليارد تومان پيش بيني شده بود. علاوه بر آن در دهه گذشته رقابت در سدسازي به چشم و هم چشمي ميان دولتهاي مستقر و پيشين تبديل شد كه مثلاً تمامي دولتهاي پيشين اين تعداد سد ساختهاند ما چند برابر آنان ساخته يا در دست ساخت داريم و در مسابقهاي بي سرانجام و در چرخه اينكه هرچه بيشتر بسازيم توسعه يافتهتر هستيم، دور مسابقه سدسازي را هرچه بيشتر تند كردند.
كشوري كه از منظر شرق شناسان به نام و معروف جهان هوشمندترين كشور در كشت، حفظ، نگهداري انتقال و جابجايي و استفاده صحيح از آب و آبدهي به مزارع و حتي تقسيم عالمانه و عادلانه آن در ميان مردم به شمار ميرفت، كشوري كه زبانزد جهانيان بود كه چگونه 3000 سال تمدن نگهداري و استفاده صحيح از آب در سرزميني پهناور و بزرگ را دارد اينك در وضعيتي مخمصه آميز و بلا دفاع در مقابل ويراني تمدن سرزميني قرار گرفته است. ما نه تنها به تمدن ديرينه خود در مورد چگونگي استفاده صحيح از آب و ضرورت يا عدم ضرورت ساخت اين يا آن سد در اين يا آن منطقه جغرافيايي نگاه نكرديم بلكه بي اعتنا به اتفاقاتي كه در دنيا رخ داده است همچنان در شور و هيجان سدسازي باقي ماندهايم و هنوز هم قصد نداريم اشتباه تاريخي خود را در مورد بسياري از سدهاي ساخته شده بپذيريم.
نميخواهيم از خود بپرسيم چرا كشور امريكا در يك دوره 13 ساله بالغ بر 430 سد كه بازدهي اقتصادي نداشتند و عوارض زيست محيطي ايجاد كرده بودند را تخريب كرد؛ حتي نميخواهيم دقت كنيم كه چرا كشور آلمان تعداد قابل توجهي از سدهاي بزرگ خود را برچيده است، حال آنكه اين كشور عدم تعادل ميان ميزان بارندگي و تبخير بيش از حد ندارد، اما ما اصرار داريم مثلاً سد ميناب در استان هرمزگان با تبخير بسيار بالا، سد ماشكيد در سيستان و بلوچتان كه تمامي قناتهاي كشاورزان را خشك كرد و سد لار و دهها موارد ديگر را بدون بررسي در مورد صرفه اقتصادي آنها همچنان به كار گيريم.
شور بختي آنكه در دولت تدبير و اميد كه كارشناسان زبده و صاحب نامي در عرصه آب كشاورزي و اقصاد سياسي را براي همكاري به كار گرفته است. به رغم آنچه در مورد ساخت سدهاي پيشين روبروي ماست بازهم در لايحه بودجه سال 1394 مطالعه و اجراي سد مخزني «فينسك» و «شيو» را در جداول 19 صفحه 231 و همان جدول صفحه 232 را در كنار مطالعه و احداث سدهاي چسب، شهرك، گوجه قيا، قلعه چاي، انگوران چاي، سجاد رود را در صفحات متعدد خود منظور كرده است، اين درحالي است كه بودجه و اعتبار كافي براي گسترش سامانههاي نوين آبياري، آب رساني بهرهگيري از سامانههاي هوشمند و مدرن آبياري مزارع و دهها مورد كوچك و بزرگ ديگر در عرصه آبخيزداري و يا تغذيه آب سفرههاي زيرزميني يا دشتهايي كه در حال نابودي هستند اختصاص ندادهايم.





























