آیا فناوری نوین و مهندسی ژنتیک به بدن ما آسیب میزند؟
آیا فناوری نوین و مهندسی ژنتیک به بدن ما آسیب میزند؟

آیا فناوری نوین و مهندسی ژنتیک به بدن ما آسیب میزند؟ دکتر الهام باقری راد (متخصص بیولوژی) در اکثر مناظرات تلویزیونی بین موافقان و مخالفان محصولات اصلاح شده ژنتیکی، متأسفانه در چندین مورد مشاهده شده که مخالفان با ارایه مدارک و مقالات چاپ شده در ژورنال های علمی، اقدام به جمع آوری و ارایه مدارک […]

آیا فناوری نوین و مهندسی ژنتیک به بدن ما آسیب میزند؟

  • دکتر الهام باقری راد (متخصص بیولوژی)

در اکثر مناظرات تلویزیونی بین موافقان و مخالفان محصولات اصلاح شده ژنتیکی، متأسفانه در چندین مورد مشاهده شده که مخالفان با ارایه مدارک و مقالات چاپ شده در ژورنال های علمی، اقدام به جمع آوری و ارایه مدارک در خصوص مضر بودن محصولات اصلاح شده ژنتیکی بر سلامت انسان و نسل بشر نموده اند. در چندین مورد اخیر این مقالات از طرف جامعه علمی و متخصصین مربوط طی بررسی و آنالیزهای مجدد رد شد و در نهایت این مقالات جزء مقالات مردود از لحاظ علمی اعلام شده است. ولی متآسفانه برخی افراد با سوء استفاده از عنوان علمی خود به جای شفاف سازی و بیان واقعیات به مردم، تنها با ارایه مقالات مردود و بزرگنمایی آنها، در بین برخی افراد تحصیلکرده و مردم عادی، اقدام به ایجاد شک و تردید در بین مردم کرده اند. از آنجایی که اخیرا برخی از افراد در روزنامه ها و حتی مناظرات تلوزیونی اقدام به پخش این اخبار و نتایج کذب کرده اند لذا لازم دیدم بارایه مدارک معتبر علمی به شفاف سازی این مطالب بپردازم.

در هفته های گذشته در یک برنامه زنده تلوزیونی به نام ثریا، با دعوت از موافقان و مخالفان مهندسی ژنتیک نشست خبری برگزار شد که در آن به بحث و تبادل نظر در مورد محصولات اصلاح شده ژنتیکی پرداخته شد. در این برنامه، با وجود کم لطفی و جناح گیری نسبت به علم بیوتکنولوژی، خوشبختانه متخصصین بیوتکنولوژیست توانستند با ارایه ادله علمی به نگرانی های مردم و موضعگیری های مخالفان پاسخگو باشند.

یکی از شبهاتی که به محصولات اصلاح شده ژنتیکی نسبت داده و با عنوان کردن آن باعث ایجاد نگرانی در بین افراد می شوند مسأله تقطیع نسل و ناباروری بر اثر مصرف محصولات غذایی اصلاح شده ژنتیکی است. مدعیان – با نام و القاب تحصیلکرده-  برای اثبات ادعای خود به یکسری مقالات چاپ شده در ژورنالهای بین الملل استناد کرده و با ارایه اسناد به ظاهر علمی چنان خیانتی به جامعه می کنند که در نهایت بهای آن را مردم می پردازند. شاید به ظاهر مردم عادی  و حتی افراد تحصیلکرده در رشته های غیر مرتبط با ژنتیک این ادعاهای بی اساس را باور کنند که علت آن نه ساده انگاری و نه زود باوری است بلکه ناشی از اعتماد مردم به جامعه علمی است. بنابراین، به عنوان یک عضو از جامعه علمی کشور، شفاف سازی برخی مسایل عنوان شده را در نشست برنامه ثریا لازم می دانم.

یکی از مهمترین موضوعاتی که در این برنامه به آن اشاره شد مسأله ناباروری بر اثر مصرف محصولات اصلاح شده ژنتیکی است. در این برنامه یکی از کارشناسان، نتایج مقاله ای با عنوان “ Ultrastructural analysis of testes from mice fed on genetically modified soybean”  که در سال ۲۰۰۴ درEuropean Journal of Histochemistry  چاپ شد ( (Vecchio et al., 2004 رجوع و محصولات تراریخته را عامل مهم ناباروری قلمداد کرد، همچنین با نمایش تصویر وحشتناکی از موش حاصل از این آزمایش عقیمی و ناباروری و بیماری خطرناک سرطان را از عوارض مصرف محصولات اصلاح شده ژنتیک عنوان کرد.

 

اما واقعیت این مقاله چیست؟

این مقاله با هدف بررسی تأثیرات احتمالی محصولات تراریخته، به انجام آزمایش بر روی تعدادی موش پرداخته است. بنابراین، تعدادی موش را با سویای تراریخته تغذیه کرده و سپس به آنالیز بدن موشها پرداخته اند. یکی از ادعاهای نسبت داده شده به این مقاله  تصویر وحشتناک موش با غده های بزرگ بود که بنا بر اظهار کارشناس برنامه، این تصویرِ موش مورد آزمایش مقاله مذکور با سویای تراریخته است! جالب است که در این مقاله هیچگونه تصویری از موش با غده های بزرگ است وجود ندارد! به علاوه، نتایج حاصل از این مقاله حاکی است که “هر چند عوامل تنش زا و استفاده از مواد مخدر از مهمترین عوامل شناخته شده در تغییر عملکرد اندام تناسلی و  ناتوانی در تولید اسپرم به علت تجمع perichromatin granules (PG) است، با این حال، فرض می کنیم که ممکن است عملکردی مشابه در سلول های بیضه موش های تغذیه شده با سویای تراریخته به وجود آید” و استدلال آنها این بوده است که  “تجمع PG در سلولهای موشهای تغذیه شده با سویای تراریخته نیز دیده شده است”. نویسنده این مقاله ادعای خود را، با فرض و گمان و ذکر اینکه “ما همچنان برای اثبات این فرضیات نیازمند به تحقیقات بیشتری هستیم”!، بیان کرده است.

در جای دیگر از این مقاله نویسنده ابراز میکند که “در این مرحله نمی توان به یافته های مشاهده شده از این تحقیق به صورت صد در صد استناد کرد و بیان می کنند که هرچند شواهد مستقیمی برای تأثیر گلایفوست بر رونویسی و ترجمه ژن وجود ندارد ولی استفاده از آن در دوزهای بالا می تواند موجب اختلال در عملکرد DNA شود”! در اینجا نکته ای که قابل بحث است این است که از علف کش گلایفوست در کشاورزی سنتی یرای سالیان طولانی استفاده می شود، پس اگر استفاده از علف کش گلایفوست برای بدن مضر است باید سیستم کشاورزی سنتی را نیز به علت مصرف علف کش گلایفوست عامل تهدید سلامت بشر دانست!

در ضمن شایان ذکر است که علف کش گلایفوست نه در مورد محصولات اصلاح شده و نه در کشاورزی سنتی در دوز بالا استفاده نمی شود و حداکثر دوز مصرفی آن ۵ لیتر در هر هکتار است و با این میزان مصرف در مقایسه با سایر علف کش های رایج در کشاورزی سنتی و متداول هیچ تأثیر منفی بر بدن ندارد تا جایی که خطر مصرف آن نصف استفاده از نمک طعام در غذای مصرفی روزانه ما انسانهاست.

از مهمترین اشکالات وارده به این مقاله مشخص نشدن آن است که چه عوامل محیطی و غیرمحیطی میتواند مسؤول عملکرد اندام تناسلی حیوان باشد؟ و آیا همه این عوامل تحت کنترل بودهاند؟ برای مثال، نویسندگان این مقاله بر چه اساس مشخص کرده اند که موشهای مورد آزمایشِ آنها تحت استرس و تنش نبوده اند؟؟ آیا این موشها قبل از آزمایش از لحاظ باروری بررسی شده اند؟ آیا سلامت باروری و زایا بودن آنها تأیید شده بود؟ چقدر احتمال دارد که موشهای استفاده شده در این مقاله همانند نمونه موشهای آزمایشی آقای سرالینی (Seralini et al., 2012) در مقاله

“Long term toxicity of a Roundup herbicide and a Roundup-tolerant genetically modified maize”

در سال ۲۰۱۲ باشند؟  ایشان در آزمایشات خود از موشهایی استفاده کردند که در حالت عادی مستعد به سرطان هستند و با هر غذایی چه اصلاح ژنتیکی شده و نشده احتمال مبتلا شدن به سرطان را دارا هستند. بنابراین، به خاطر وجود ایرادات علمی بسیار به نتایج تحقیقات سرالینی نهایتاً مقاله ایشان از ژورنال Food and Chemical Toxicology حذف شد و جزء مقالات مردود شده (Retracted) اعلام شد ولی متأسفانه همچنان مخالفان از مقالات مردود شده علمی جهت اثبات ادعای خود استفاده می کنند.

مشابه این تحقیقات و مقالات، در مورد محصولات اصلاح شده ژنتیکی با برچسب سرطانزا بودن یا ناباروری وجود دارد که مخالفان فنآوری نوین با استناد به آنها هر از چند گاهی موجب ایجاد تردید در جامعه می شوند. برای مثال، مقاله Irina Ermakova در سال ۲۰۰۶ با عنوان

“Genetically modified soy leads to weight loss and increase mortality of pups of the first generation”

که ادعا کرده بود محصولات تراریخته باعث تقطیع نسل و ناباروری خواهد شد .(Ermakova, 2006) ایشان ادعای خود را از طریق مطالعه ای که بر تعدادی موش آزمایشگاهی انجام دادند به اثبات رسانیده اند. جدای از دلایل علمی مستند، اولین نکتهای که صداقت و درستی این مطالعه را زیر سوال می برد وجود نام Greenpeace  به عنوان ناشر این مطالعات و نتایج است. این سازمان از مخالفان اصلی زیست فناوری نوین و مهندسی ژنتیک است و این خود به تنهایی باعث ایجاد شبهه در نتایج این تحقیقات می کند. در نهایت به علت سرو صدای زیادی که این نتایج در بین دانشمندان بیوتکنولوژی ایجاد کرد، جامعه علمی و تعداد زیادی از دانشمندان از سراسر جهان بر آن شدند تا به مطالعه دقیق روند این آزمایش و نتایج بپردازند و در نهایت نتایج بررسی مجدد را در ژورنال معروف Nature Biotechnology چاپ کردند. بر اساس بررسی های مجدد دانشمندان، مقاله Irina Ermakova به علت ایرادات علمی زیادی که به آن گرفته شد در سال ۲۰۰۷ رد شد و در نهایت ژورنالNature Biotechnology با چاپ  نظرات دانشمندان و  نتایج بررسی مجدد این مقاله بر غلط بودن ادعاهای مخالفان مبنی بر ناباروری و عقیمی بر اثر مصرف محصولات تراریخته صحه گذاشت (Marshall, 2007).

در این راستا طبق گزارش تحقیقی که محصول مشارکت  ۵۰۰ گروه تحقیقاتی مستقل در ۱۳۰ پژوهش و در طی ۲۵ سال با هزینه ۳۰۰ میلیون یورو است و در نهایت نتیجه گرفته شد که محصولات تراریخته مانند فرآورده های کشاورزی سنتی، سالم هستند. طبق گزارش آکادمی علوم آمریکا، همچنین تحقیقاتی که بر روی محصولات تراریخته  توسط صدها دانشمند از سراسر جهان طی ۲۰ سال صورت گرفت و نتایج آن در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، یافته ها حاکی از آن بود که هیچ گزارشی حاکی از تأثیر منفی محصولات تراریخته گزارش نشده است.

بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک دانش جدیدی است که نخستین دستاوردهای آن در هاله ای از بیم و امید ارزیابی می شود. در طول تاریخ بسیاری از پدیده های علمی در مرحله آغازین با تردید و مقاومت شدید روبه رو بوده اند. صدها نمونه از وقایع تلخ و شیرینی که بر این اساس رقم خورده، قابل شمارش است اما کمتر دانشی به اندازه مهندسی ژنتیک با ساختار اصلی و قانونمند اعجاب آور و تحسین برانگیز در زمینه تولید فرآورده های حاصل از مهندسی ژنتیک با ساختار اصلی و قانونمند سامانه هستی درگیر شده است. دهه اخیر شاهد تحولاتی اعجاب آور و تحسین برانگیز در زمینه تولید فرآورده های حاصل از مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی بوده است. چنانکه پیشبینی می شد، در آغاز هزاره سوم میلادی نیز بر سرعت تحولات در این زمینه افزوده شده است. تحولاتی که به همراه فناوری ارتباطات، سرنوشت اقتصادی و حتی اجتماعی و گاهی سیاسی برخی از مناطق جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. مهندسی ژنتیک و اصلاح گیاهان زراعی و تولید گیاهان با مقاومت مطلق در مقابل آفات و امراض نباتی و بی نیاز از کاربرد سموم خطرناک تحولی را در کشاورزی ایجاد کرده است که تنها با ”انقلاب سبز“ قابل مقایسه است.

در حال حاضر، زیست فناوری نوین همانند سایر فناوری های نو با یکسری گروه ها و جریان های موافق و مخالف همراه بوده است. در هیاهوی این موافقت ها و مخالفت ها بهتر است به دور از فضاهای جناحی و حب و بغض ها مزایا و دستاوردهای آن برای جامعه بشری در فضای کاملاً علمی بررسی شود.  البته بومی سازی این فناوری به عنوان یک فناوری پیشرو علاوه بر مزایای متعدد اقتصادی، علمی و غیره آن در راستای اقتصاد مقاومتی و نیز سیاست های جمعیتی ایلاقی می تواند تهدیدات مورد ادعای مخالفان را به حداقل برساند و از نفوذ احتمالی دشمنان جلوگیری نماید. بدیهی است استفاده از فناوری های روز و مجهز شدن به صلاح علم و فن در همه حوزه ها و از جمله حوزه فناوری زیستی مهم و ارزشمند و شایسته حمایت و سرمایه گذاری در سطح ملی است.

 

References

۱- L. Vecchio, B. Cisterna,M. Malatesta, T.E. Martin, M. Biggiogera. 2004. Ultrastructural analysis of testes from mice fed on geneticallymodified soybean. European Journal of Histochemistry. 48 (4):449-454.

۲- I. Ermakova.2006. Influence of genetically modified soya on the birth-weight and survival of rat pups. Proceedings of the Conference “Epigenetics, Transgenic Plants & Risk Assessment“. Greenpeace. 41-47.

۳-  A. Marshall. 2007. GM soybeans and health safety—a controversy Reexamined. Nature Biotechnology. 25(9): 981-987.

۴- G.E. Séralini, c.fr, E. Clair, R. Mesnage, S. Gress, N. Defarge, M. Malatesta, D. Hennequin, J.S.d. Vendômois. 2012. RETRACTED: Long term toxicity of a Roundup herbicide and a Roundup-tolerant genetically modified maize. Food and Chemical Toxicology. 50 (11): 4221-4231.