ايده‌ها و زحمات دكتر شهيدزاده، شهيد شد؛ زحماتي كه كم اثر جلوه‌گر شد!
ايده‌ها و زحمات دكتر شهيدزاده، شهيد شد؛ زحماتي كه كم اثر جلوه‌گر شد!

ابوالقاسم گلباف مدير مسوول و صاحب امتياز نشريه دام، كشت، صنعت با ورود مجدد دكتر شهيدزاده به بانك كشاورزي، خيلي‌ها بر اين باور بودند كه وي دوام نخواهد آورد، يا بدنه بانك او را نخواهد پذيرفت يا در بانك هضم شده و لاجرم به اجراي نظرات ديگران خواهد پرداخت (در حقيقت سكاندار اول بانك نخواهد […]

ابوالقاسم گلباف
مدير مسوول و صاحب امتياز نشريه دام، كشت، صنعت

با ورود مجدد دكتر شهيدزاده به بانك كشاورزي، خيلي‌ها بر اين باور بودند كه وي دوام نخواهد آورد، يا بدنه بانك او را نخواهد پذيرفت يا در بانك هضم شده و لاجرم به اجراي نظرات ديگران خواهد پرداخت (در حقيقت سكاندار اول بانك نخواهد بود)
شهيدزاده اما ، برگ برنده ديگري رو كرد و ابتدا، مديران موفق هجرت كرده از بانك را گرد هم آورد و از عضو هيات مديره تا مدير امور و مدير ستادي و كارشناس، به تقويت بدنه ستاد و صف پرداخت.
حركت بعدي، مسئوليت بانك كشاورزي در خريد گندم مازاد بر مصرف كشاورزان بود؛ انگار، ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار شدند تا بانك به طلوعي ديگر برسد؛ حركتي عظيم كه (حتي براي چند روز و ماه) حدود 10 هزار ميليارد تومان را در مسير تجهيز و منابع بانك و رسوب پول به جريان در آورد و شهيدزاده البته براي حفظ كشاورزان در صف حاميان بانك كشاورزي، مصوبه‌اي با اين مضمون گذراند «كه هنگام پرداخت وجوه گندم به كشاورزان، بدهي احتمالي آنها مدنظر قرار نگيرد و وجوه خريد، بدون كم و كاست و بدون هيچ شرطي به آنان پرداخت گردد».
فارغ از اينكه تمايز خدمات ارائه شده توسط بانك ملت يا سپه با بانك كشاورزي چه بود يا اينكه خريد گندم، چه افت وخيز‌هايي براي بانك كشاورزي پيش مي‌آورد، اين اقدام به قدري عالي، جامع و جذاب بود كه علاوه بر تشكر شوراي خريد گندم، كشاورزان پس از 10 سال، بار ديگر پروانه‌وار، به دور بانك جمع شدند اما متأسفانه انعكاس رسانه‌اي كمرنگ يا عدم بهره‌گيري ابزار رسانه‌اي مناسب اين حركت، موجب عدم استفاده از اين اتفاق براي اعتلاي مجدد بانك شد.
دكتر شهيدزاده در ابتداي مديريت قول داده بود بانك را به دوران طلايي باز ‌گرداند و طرح و انعكاس گستردگي خريد گندم توسط بانك كشاورزي و تعامل با زارعين مي‌توانست علاوه بر كشاورزان، كميسيون كشاورزي و همه نمايندگان مجلس، استانداران و فرمانداران، هيات دولت و مسئولان سه قوه را متوجه عملكرد درخشان مديرعامل نموده، اهداف بانك را جامه عمل بپوشاند؛ حركت روابط عمومي نيز، در راستاي اهداف عاليه بانك و برنامه‌هاي دكتر شهيدزاده برنامه‌ريزي شده بود كه جاي قدرداني دارد.
اما حاصل اين همه تلاش، نهايتاً يك كمپن تبليغاتي البته قالب چند بيلبورد عظيم‌الجثه در چند خيابان بالاي شهر تهران و بزرگراه‌ها و تعدادي هم در مراكز استان‌ها( كه چيپس و پفك و پودر رختشويي را تبليغ مي‌كردند)  انعكاس يافت و براي كساني كه شناخت زياد يا سنخيتي با بانك كشاورزي و دلمشغولي‌هاي آن نداشتند، اصطلاح طلوعي دوباره را بدون هيچ گونه تحليل يا انجام مراحل پيشين اطلاع‌رساني تداعي مي‌كرد. در حالي كه حتي افراد علاقه‌مند هم اطلاعات بيشتري از اقدامات ارزشمند بانك كشاورزي  به دست نمي‌آوردند و همين بود كه تصميم‌سازان كشور نيز، به اهميت و  عمق اين حركت عظيم شهيدزاده و هيات مديره پي نبردند.

 

حركت بديع مديرعامل
حركت بديع و نوآورانه ديگر شهيدزاده اين بود كه با مصوبه‌اي اثرگذار به نفع بدهكاران، به كمك كشاورزان آمد و قرار شد اموال و وثيقه‌هاي بدهكاراني كه اقساط آنها سررسيده شده، تمليك نشود و راهكارهاي ديگري با تعامل و تفاهم با وام گيرندگان (گاوداران، مرغداران، زارعين، باغداران و …) و با هدف بازگرداندن منابع و سرمايه بانك و بيت‌المال جستجو شود.
مسلماً چنين مصوبه‌اي مي‌بايست در روزنامه‌ها و رسانه‌هاي شنيداري و رسانه‌هاي تخصصي كشاورزي، به شدت و با تحليل نتايج درخشان آن ، انعكاس مي‌يافت و با لوح‌هاي تقدير و تشكر كشاورزان و سرمايه‌گذاران و كارآفرينان همراه شده و موجب آشتي مجدد همه فعالان حوزه كشاورزي با بانك مي‌شد؛ آن هم بانكي كه نزديك به 2000 شعبه (هزار و نهصد و  اندي) و بيش از 17 هزار پرسنل، كارشناس، معاون، مدير و … دارد و مي‌تواند بانك اول كشور باشد.
البته نبايد از نظر دور داشت كه روابط عمومي، مديريت جديد، معاونين و كارشناسان آن در مدت 7-8 ماه انتخاب دكتر شهيدزاده، تمام سعي خود را براي انعكاس مطلوب رسانه‌اي و تحليل نوآوري‌ها و ابتكارات بانك به عمل آورند، اما استفاده از ايده‌هاي تكراري ديكته شده از سوي شركت‌هاي ناوارد به تبليغات حرفه‌اي و صرفاً واسطه، پرداختن به تبليغات سطحي صرف، آن هم در سطوحي كه شأن بانك را رعايت نمي‌كرد (مانند بيلبوردهاي تبليغ خوراكي و كالاهاي مصرفي و در مناطق غيرهدف) پاسخگويي به زحمات  مديرعامل و اعضاء هيات مديره را سخت مي‌كند و بايد ده‌ها ميليون تومان به كارگزاران تبليغاتي واسطه پرداخت بشود كه غم بانك و غم كشاورز ندارند يا به آن آگاه نيستند.
اخيراً نيز طرحي تقليدي، از حر كت 20 سال پيش بانك صادرات  (كه در آن، پدر و پسري وارد بانك شده؛ پدر  به انجام عمليات بانكي مي‌پردازد و پسر به سراغ آب سردكن مي‌رود و تمام خدمات بانكي، طي نوشيدن يك ليوان آب انجام مي‌شود! يعني كه مثل آب خوردن) كپي برداري شده در حالي كه مي‌شود از حدود 2100 مدير و كارشناس ارشد بانك، كه سال‌ها تجربه مديريت دارند، بهترين شيوه‌هاي اطلاع‌رساني هدفمند و تبليغ جذب مشتري و افزايش تامين منابع را جويا شد.
اين است كه بانك كشاورزي هنوز در جامعه كشاورزي و كشور غريب است و زحمات و ايده‌هاي دكتر شهيدزاده گرچه راه بانك را به سوي توسعه و ارتقاء جايگاه هموار كرده اما تصميم‌سازان و مديران تصميم‌گير ارشد جامعه كشاورزي، هنوز به ارزش واقعي خدمات طلايي وي پي نبرده‌اند.

 

شايسته‌ سالاري در خاموشي
حركت بي‌بديل مديرعامل در بحث شايسته‌سالاري و انتخاب مديران از طريق فراخوان و بدون تصميم‌گيري، پشت درهاي بسته يا پذيرفتن توصيه‌ها، موضوع ديگري است كه لازم بود با ده‌ها صفحه نقد و تحليل و بررسي، نتايج درخشان آن مشخص شود.
كافي است وزير جهاد كشاورزي يا معاون اقتصاد و برنامه‌ريزي يا اعضاء كميسيون‌ها در باره شاخص‌ترين ايده‌هاي به اجرا رسيده‌ي دكتر شهيدزاده سؤال كنند تا دريابيم در اطلاع‌رساني صحيح تا چه اندازه به موفقيت دست يافته‌ايم.
پس بياييم با تحليل صحيح خدمات نوين و ابتكارات مديريت بانك و رسانه‌اي كردن آن، مقامات كشور را با مدير عامل بانك همصدا تر و همسوتر كنيم تا دوران طلايي بانك تداعي شود.