#یادداشت_تحلیلی_راهبردی عباس سروش۱۴۰۵/۵/۱۰ ناترازی انرژی، امروز به یکی از مهمترین چالشهای کشور تبدیل شده است. هیچکس تردید ندارد که آب، برق و گاز، سرمایههای ملی هستند و مدیریت مصرف آنها، وظیفهای همگانی و ضرورتی انکارناپذیر است. کشاورزان نیز به عنوان بهرهبرداران مستقیم منابع طبیعی، بیش از هر قشر دیگری اهمیت مصرف بهینه آب و انرژی […]
#یادداشت_تحلیلی_راهبردی
عباس سروش۱۴۰۵/۵/۱۰
ناترازی انرژی، امروز به یکی از مهمترین چالشهای کشور تبدیل شده است.
هیچکس تردید ندارد که آب، برق و گاز، سرمایههای ملی هستند و مدیریت مصرف آنها، وظیفهای همگانی و ضرورتی انکارناپذیر است.
کشاورزان نیز به عنوان بهرهبرداران مستقیم منابع طبیعی، بیش از هر قشر دیگری اهمیت مصرف بهینه آب و انرژی را درک میکنند؛ زیرا حیات تولید آنان به همین منابع وابسته است.
اما پرسش اساسی اینجاست که:
آیا مدیریت ناترازی انرژی میتواند با افزایش فشار بر بخش تولید، بهویژه کشاورزی، محقق شود؟
در روزهایی که کشور با محدودیتهای انرژی، شرایط ویژه منطقهای و ضرورت حفظ امنیت غذایی روبهروست، کشاورزان علاوه بر تحمل خاموشیهای روزانه، با افزایش ناگهانی هزینه برق، تغییر در سهمیه سوخت و نبود اطلاعرسانی و برنامهریزی مناسب نیز مواجه شدهاند. تصمیماتی که گاه بدون اعلام قبلی اجرا میشود و آثار آن مستقیماً بر تولید، کیفیت محصول، بهرهوری آب و آرامش روانی تولیدکننده تأثیر میگذارد.
مدیریت مصرف انرژی، یک ضرورت است؛ اما مدیریت بحران با ایجاد بحران جدید تفاوت دارد.
بر اساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت علاوه بر مدیریت منابع عمومی، مکلف به حمایت از تولید، رفع تبعیض، ایجاد امنیت اقتصادی و حفظ منافع عمومی است. همچنین قوانین بالادستی از جمله قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار، بر پیشبینیپذیر بودن تصمیمات، کاهش آسیب به تولیدکنندگان و حمایت از امنیت غذایی کشور تأکید دارند.
از سوی دیگر، گزارشهای رسمی حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از برق کشور در فعالیتهای غیرمجاز و غیرمولد، از جمله استخراج غیرقانونی رمزارز، مصرف میشود. اگر چنین ظرفیتی از مصرف غیرقانونی وجود دارد، این پرسش منطقی مطرح میشود که:
آیا اولویت مدیریت بحران باید بر محدودسازی تولید غذا باشد یا بر جلوگیری از اتلاف و مصرفهای غیرقانونی؟
امنیت غذایی، بخشی از امنیت ملی است. هر ساعت اختلال در تأمین برق چاههای کشاورزی، سامانههای آبیاری، سردخانهها و مراکز نگهداری محصولات، تنها یک خاموشی ساده نیست؛ بلکه میتواند کاهش تولید، افزایش ضایعات، رشد قیمت مواد غذایی و کاهش تابآوری کشور را در پی داشته باشد.
امروز جامعه کشاورزی انتظار امتیاز ویژه ندارد؛ بلکه انتظار دارد سیاستهای مدیریت انرژی بر پایه قانون، عدالت، شفافیت و تدبیر اجرا شود.
تولیدکننده ایرانی، همواره در کنار کشور ایستاده است و در سختترین شرایط نیز امنیت غذایی جامعه را حفظ کرده است. شایسته است که سیاستهای عمومی نیز به جای ایجاد نگرانیهای مضاعف، پشتوانهای برای استمرار تولید باشند.
این یادداشت، مخالفت با مدیریت مصرف انرژی نیست؛ بلکه دعوت به حکمرانی هوشمند منابع است؛ حکمرانیای که در آن، نخست مصرفهای غیرمولد و غیرقانونی مهار شود و سپس با مشارکت تولیدکنندگان، بهرهوری واقعی در بخش کشاورزی افزایش یابد.
در یادداشت بعدی، این پرسش را از منظر حقوقی بررسی خواهیم کرد که آیا تصمیمات ناگهانی در افزایش هزینههای انرژی و محدودسازی خدمات عمومی بدون اطلاعرسانی و بدون رعایت حقوق مکتسبه تولیدکنندگان، با اصول قانون اساسی، قوانین عادی و قواعد فقهی سازگار است؟

































