دهه شصت برای اقتصاد ایران دهه پر فراز و نشیبی بود . این دهه با جنگ شروع و با بازسازی خاتمه یافت و تمامی سال های آن به نوعی رنگ و بوی جنگ و آثار آنرا داشت ، تحلیل بنیه ارزی کشور ، درگیر شدن با اولین تحریم های آمریکا ، تسلط کامل اقتصاد دولتی […]
دهه شصت برای اقتصاد ایران دهه پر فراز و نشیبی بود . این دهه با جنگ شروع و با بازسازی خاتمه یافت و تمامی سال های آن به نوعی رنگ و بوی جنگ و آثار آنرا داشت ، تحلیل بنیه ارزی کشور ، درگیر شدن با اولین تحریم های آمریکا ، تسلط کامل اقتصاد دولتی از تهیه و تامین نهاده ها تا توزیع فرآورده ها در اختیار کامل دولت بود . سیاست های اقتصادی نیز بر بستر چنین اوضاع تدوین و اجرا می شد.
سیاست های کـلی حاکم بـر آن دوران در صـنعت تکثیر و توسعه واحد های کوچک ، بـر بستر تسهیلات کـم بهره و بی بهره و فقط جهت گیری تامین نیازهای جامعه ونیل به خود کفایی بود ، مرغداریها نیزهم چون توده های قارچی در اقصی نقاط کشور تخم افشاند و تکثیر شد و ظاهر غول آسایی به خود گرفت ، آمار تولید گوشت مرغ سالیانه رو به فزونی گذاشت و مدال های افتخار بسیاری بر سینه های مدیران آن روزگار نشاند لیکن غافل از اینکه این موجود هزار دست و پاهم چون هیولائی مهار نشدنی و سیری ناپذیر آماده بلعیدن تمامی منابع ارزی محدود این مرز و بوم است .
گـام اول آزاد سـازی صـنعت در سـال 71 و سپس گام های بـعدی در سـال 77 و نهایتاً اجـرای طـرح هدف مند سازی ضربات مهلکی بود که بر جان صنعت وارد شد ضرباتی که اگر او را نکشت ولی تقویت کرد .
صنعت اینک از بلایای سنگینی رهیده اما هنوز رام نشده و طغیان گاه و بیگاهش اول از همه خود او و سپس مصرف کننده و با لاخره دولت را دچار وحشت و هراس می نماید اما این غول مهربان است و ما زبان آنرا نمی فهمیم ….
بهر حال فراز و فرود های سی و اندی سال بعد از پیروزی انقلاب دولتیان را بر آن داشت که این بار کار را به دست اهل علم بسپارند و ایشان را برای شناخت مشکلات صنعت طیور و شیوه ساماندهی آن به مدد بطلبند و بدین سانی طرحی شکل گرفت که آنرا ” اصلاح ساختار صنعت طیور ” اش می خواندند .
دانشگاهیان به میدان آمدند و سر کتاب گشودند و صنعت را در دنیایی که پیشرفته اش می خوانند دیدند و سرانجام بعد از 3 سال تحقیق و تفحص و مطالعه شاه کلید خروج از بن بست ساماندهی صنعت یافت شد . مطالعه نشان میداد قاطبه کشورهای بزرگ پیشرو صنعت مرغ گوشتی از هلند و برزیل گرفته تـا همین ترکیه ای که برشانه های کشور ایران ایستاد و قد علم کرد چاره ای نیافته بودند جز بهم پیوستن حلقه های مختلف زنجیره تولید گوشت مرغ . هر کدام از این کشور ها کار را به گونه ای شروع کرده و به انجام رسانده بودند در یکی کارخانه های خوراک دام و در دیگری کشتارگاه ها کار یکی کردن این حلقه ها را انجام داده بود اما نتیجه کار یکی بود و آن اینکه مزیت نسبی هر حلقه نسبت به دیگری و سود حاصل از هر حلقه به حلقه دیگر منتقل شده و در آخر زنجیره خود را در محصول نهایی نشان میداد . ایشان دیگر دغدغه فروش محصولات واسط زنجیره را ندارند و هم و غم خویش را برای فروش داخل و صادرات محصول نهایی گذاشتند و تبدیل شدند به صادر کنندگان عمده این محصول .
دیدگاه تولید زنجیره ای در قبل از اتقلاب در کشور ایران هم وجود داشت و تعدادی از شرکتهای بزرگ پیشگام این موضوع بودند لیکن بعد از تحولاتی که بعد از انقلاب رخ داد . سیاست توسعه خرده مالکی این واحد ها را به گوشه ای راند و دست آورد های بزرگ شیوه تولید و سود آوری این قبیل شرکتها و تاثیرات ایشان در مدیریت کلان کشور از دیده ها پنهان ماند تا اینکه در این چند ساله اخیر مجدداً از نحوه عملکرد این واحد ها رمز گشایی شد .
گـر چه تاوان سختی در سالهای سپری شده برای از دست رفتن منابع و استفاده بهینه از آن پرداخت شده ولی مهم تر از همه این موضوع است که بالاخره فهمیده ایم چه باید بکنیم ؟ از کجا باید شروع کنیم ، نقشه راه مبهم است وراه نیز پرسنگلاخ اما هدف بـه وضوح پیش روی ماست و هم چون آفتاب درخشان می تابد . باید دست ها و دل ها یکی شود تا بتوان این بار در مسیر روشن تولید زنجیره ای گام برداشت . با درک روشن از مواضع دولت امید و تدبیر هم به نظر می رسد موانع موجود چندان هم که گمان می رفت صعب العبور نباشند . حال دانستیم که در گذشته هیچ نمی دانستیم این خود آغاز راهی است برای رساندن این صنعت بزرگ به سر منزل مقصود خویش …..
































