دفاع بدون اسلحه
دفاع بدون اسلحه

بود و نبود کشاورزی ایران از زبان حجتی دفاع بدون اسلحه ظهر سومین روز تابستان، در یک پنت هاوس ۲۰۰ متری سه نبش، طبقه شانزدهم کاخ وزارتخانه یک میز کنفرانس اداری دم در ورودی، یک ست مبل راحتی قابل لم دادن، یک کتابخانه بزرگ و مملو از کتاب، یک ردیف درختچه‌های مثمر و غیرمثمر کنار […]

بود و نبود کشاورزی ایران

از زبان حجتی

دفاع بدون اسلحه

ظهر سومین روز تابستان، در یک پنت هاوس ۲۰۰ متری سه نبش، طبقه شانزدهم کاخ وزارتخانه یک میز کنفرانس اداری دم در ورودی، یک ست مبل راحتی قابل لم دادن، یک کتابخانه بزرگ و مملو از کتاب، یک ردیف درختچه‌های مثمر و غیرمثمر کنار پنجره‌ها، یک میزکار شخصی با کارتابل‌های فراوان، مردی بلند بالا با چهره افروخته که به افراد مورد اعتماد خود هم در بازخواست رحم نمی‌کند پذیرای ما بود.

فضای سنگین بر اتاق حاکم است، احتمالاً قرار مصاحبه ما به هم خواهد خورد (رئیس مرکز اطلاع‌رسانی با دست اشاره می‌کند که مصاحبه شاید به وقت دیگر موکول شود) عصبانیت مهندس حجتی پایان نیافته چرا که دستورات وی و مصوبه شورای عالی آب نادیده گرفته شده و از طرفی خواسته یک استان به عنوان مصوبه سفر، قالب شده است.

گروه خبرنگاران رسانه ملی حوزه کشاورزی با پیشینه‌ی رتبه نخست بین رسانه‌های کشاورزی و با هدف کنکاشی در آنچه که بوده و هست و باید باشد و با توجه به آشنایی با روحیه مهندس حجتی درخواست مصاحبه داد و توصیه قائم مقام قبلی و فعلی ایشان نیز موثر افتاد و مصاحبه اختصاصی با حجتی پس از حدود ۴ سال تصدی‌گری وزارت در دولت یازدهم در وزارت خانه‌ای که بهترین دستاوردها را به اعتبار کلام کارشناسان و مسئولین رده بالای کشور به همراه داشته است، در میان هجمه خبرهای ضد و نقیضِ ماندن و رفتن حجتی، شهردار شدن یا صدارت مسکن و شهرسازی یا… (و البته بی‌علاقگی وی به چنین بحث‌هایی)، با لبخند آرامش‌بخش وزیر جهاد کشاورزی صورت گرفت.

محمود حجتی نجفآبادی فارغالتحصیل مهندسی عمران که در خانوادهای مذهبی تربیت شده، در آغاز فعالیت حرفهای خود بعد از پیروزی انقلاب وارد جهاد سازندگی شد.

سپس بهعنوان استاندار سیستان و بلوچستان و بعد از آن مدیر اجرایی سد کرخه، ایفای مسئولیت کرد این سیاستمدار اصلاحطلب بعد از آن در کسوت وزیر راه و ترابری دولت خاتمی و نخستین وزیر جهاد کشاورزی به کشور خدمت نمود و برای نخستین بار ایران را بینیاز از واردات گندم کرد و بارقهای از امید در بخش کشاورزی ایجاد نمود.

 

در دولت دهم که خدمات وی قدر دانسته نشد فرصتی یافت تا به صورت شخصی به عنوان یک فعال تمام قد بخش خصوصی در ایام کنار گذاشته شدن از صدارت و در مجموعه شرکت‌های هلدینگ متعلق به خود به عنوان رئیس هیئت مدیره در سدسازی، جاده‌سازی، ساختمان‌سازی، عملیات تکمیل برج میلاد، پروژه‌های عمرانی در عراق و … با شرکای بخش خصوصی خود کارکند و به اقتصاد خانواده خود، سروسامانی بدهد و موفق شد علاوه بر توان مهندسی در داخل، به صدور خدمات مهندسی روی آورد و در مناقصه‌های عمرانی در کشور عراق در رقابت با آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها و چینی‌ها و … پیروز شود و بیش از ۳۵۰ میلیون دلار ارزآوری کند.

با آغاز کار دولت یازدهم، گرچه حجتی به دلیل تخریب آنچه در وزارت جهادکشاورزی ساخته بود تمایلی به حضور مجدد نداشت و به قولی، “همه می‌گفتند وزیر باش اما خودش می‌گفت نباش” اما بار دیگر به پیشنهاد دکتر عیسی کلانتری، دکتر جهانگیری، سید اصلاحات و شخص دکتر روحانی برای تصدی وزارت جهاد کشاورزی معرفی شد و توانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد.

در شهریور ۹۲ که وزارتخانه را تحویل گرفت ساختمان و هویت کشاورزی از دست رفته بود و انبارها را خالی از کود و بذر (نهاده‌های مورد نیاز کشت پاییزه گندم، دانه‌های روغنی و…) و کشور را وابسته به واردات و وزارتخانه را تهی از نیروهای کاردان یافت ولی موفق شد طی این مدت، افتخاراتی چون خودکفایی در تولید گندم، شیر، گوشت مرغ و رکورد تولید بی‌سابقه شکر و.. را در پرونده اجرایی خود ثبت نماید.

حجتی برای اینکه دستی بر آتش کار و تجربه داشته باشد و کشاورزی‌چی بودن و این تعلق خاطر را تقویت نماید هم فکری کرده و باغی در منطقه ورامین (در فاصله بین دو صدارت) خریداری نموده و به عملکرد اقتصادی خود در آن باغ افتخار می‌کند البته این باغ ماجراها داشت و منابع طبیعی و دولت‌های نهم و دهم تا توانستند با وی ناملایمتی کردند بانک کشاورزی وقت از دادن وام به این واحد کشاورزی طفره رفت، اما حجتی در همان زمان کشاورزی و پسته‌کاری خوبی در ۲۰ هکتار راه انداخته است.

البته رقبا نیز حاشیه‌های زیادی در رابطه با فعالیت‌های عمرانی، تجاری حجتی، انحصار واردات برخی از اقلام پروتئینی، انتصاب اقوام و نزدیکان کاری، مالی و حزبی در سمت‌های نان و آبدار وزارتخانه از معاون وزیری تا عضویت هیئت مدیره برخی از شرکت‌های وابسته، ثروت چند صد میلیارد تومانی، تعلق خاطر سیاسی، حزبی، مذهبی و… مطرح می‌کنند که حجتی بی‌اعتنا به همه این حاشیه‌سازی‌هاست؛ شاید به مصداق این ضرب المثل: « آن را که حساب پاک است … »

حجتی با وجود اینکه لحظاتی پیش درگیر حفظ حقوق مردم بود اینک لبخند به لب و با آرامش مصاحبه را آغاز میکند و سؤالها را پاسخ میگوید.

اگر در امور کشاورزی دو خواسته را درنظر بگیریم یکی تولید محصول (خواسته نظام و اسناد بالادستی) که شما در برآورده کردن آن موفق بودهاید و دیگری خواسته عاملان تولید که کشاورزان و روستاییان هستند آیا در برآوده کردن خواستههای این گروه و کشاورزمحوری و سودآوری و رفاه آنها و اقتصادی کردن کشاورزی هم موفق بودهاید؟

بله همه به صورت نسبی (نه مطلوب) در برآورده کردن خواسته‌های کشاورزان موفق بوده‌ایم. امّا نمی‌شود از کشاورز انتظار داشته باشیم محصولی قابل رقابت در بازار‌های جهانی تولید کند، ولی از حمایت‌هایی که سایر کشاورزان در عرصه بین‌المللی برخوردار‌ند، بی‌بهره باشد.

از طرفی معتقدیم کشاورزی و تولید محصولات کشاورزی باید آرام آرام در رقابت با بازار جهانی و تولیدات جهانی قرارگیرد که سازوکار حمایتی بیشتری می‌طلبد.

البته بازار جهانی نیز سازوکار و استاندارهای خود را دارد که کشاورزان ما، با آن فاصله دارند و حضور در زنجیره‌های تولید و بهره‌گیری از دانش روز و سرمایه‌گذاری می‌تواند دروازه‌های جهانی را برای کشاورزی فتح کند.

 

یکی از آرزوهای شما تغییر نگاه مسئولان نسبت به کشاورزی بوده که حدود ۴ سال پیش مطرح کردید تا چه حد خود را در تحقق این آرزو موفق میدانید؟

شاید این قضاوت باید توسط شما (رسانه‌ها و افکار عمومی) انجام شود، موفقیت‌های بخش کشاورزی و اجرای برنامه‌های اقتصاد مقاومتی و ارج‌گذاری خدمات کشاورزان و درخواست حمایت از آنان نشان داد که در تغییر نگاه مسئولان موفق بوده‌ایم.

در دولت یازدهم، کشاورزی یکی از بخش‌های مورد توجه و اتکاء بوده است شخص رئیس جمهور بارها در مراسم ملی و مذهبی آمار و ارقام افتخارآمیز تولید، مثبت شدن تراز تجاری و تاثیرگذاری کشاورزی در تأمین غذا و امنیت ملی را مورد تاکید قرار داده است.

همچنین این موفقیت به تصمیم‌گیری‌های صحیح مدیران ارشدی برمی‌گردد که نگاه آنان نسبت به کشاورزی تغییر کرده؛ و این هم نیست مگر لطف و عنایت پروردگار و تلاشی که تولیدکنندگان داشتند و همچنین روحیه و همتی که رهبری، ریاست جمهوری (پشتیبان همواره بخش کشاورزی)، مجلس و به طور کلی مجموعه نظام و دولت داشت.

گروهی معتقدند شما به کشاورزان خرد که حدود نیمی از تولید را در همه زیربخشها عهدهدارند کمتر توجه میکنید و زنجیرههای کشت و صنعتها و سرمایهداران بزرگ بیشتر مورد توجه شما هستند در این مبحث، حمایت و نگاه شما چگونه است؟

در وزارتخانه هیچ تقسیم‌بندی در زمینه حمایت یا پرداخت یارانه به کشاورزان از منظر بزرگ مالکی و خرده مالکی یا زنجیره قائل نیستم، به همین جهت مجموعاً در ارتباط با محصولات کشاورزی در جهت حمایت از تولید و پایدار کردن آن به سمت زنجیره حرکت کرده‌ایم. یعنی سعی شده فاصله بین تولید و مصرف کاهش یابد.

پایداری در بخش کشاورزی و حمایت از تولیدکننده به معنای عام است که شامل کاهش فاصله تولید تا مصرف می‌شود. ما باید زنجیره‌ها را توسعه دهیم، زمانی که زنجیره توسعه یابد کشاورزی خرد نیز که در  آن تعریف می‌شود حمایت و توسعه می‌یابد.

البته برای تکمیل چرخه‌های تولید باید خود را با موضوعات نوین کشاورزی  که در تمام دنیا وجود دارد  تطبیق دهیم. ما نمی‌توانیم با ساز و برگ و عملیات صورت گرفته و واحدهای خرد یا کلان در روش‌های معیشتی دیروز محصولاتی در کشور تولید کنیم و بخواهیم در بازار امروز دنیا حضور داشته و انتظار اقتصادی شدن کشاورزی را داشته باشم.

تمام تلاش وزارتخانه این است که تولیدکنندگان ایرانی در سطح جهان حضور یابند و به همین منظور پس از یک سال پیگیری و تلاش، توافقات لازم بین مسئولین عالی رتبه دو کشور ایران و روسیه برای صدور محصولات کشاورزان ایران به آن کشور و همچنین زیرساخت‌های مورد نیاز در این رابطه به وجود آمد اما مشکلی که در این زمینه وجود داشت، عدم وجود چرخه (زنجیره) کشاورزی بود.

درهای واردات این کشور به روی ما باز شد و وارد بازار روسیه شدیم، شبکه توزیع روسیه شبکه زنجیره وسیع است. یک شبکه زنجیره‌ای فروش که در طول ۱۲ ماه میزان محصول مورد نیاز خود را (مثلاً گوجه فرنگی) با مشخصات، رنگ، اندازه، سورتینگ با مقدار محصولی که به میزان خاص در هر هفته یا ماه می‌خواهد حتی با واریته اعلام شده و نوع بسته‌بندی اعلام می‌کند.

آن وقت تولیدکننده ایرانی ۵۰۰ یا ۵۰۰۰ تن گوجه دارد و بدون رعایت خواسته مشتری می‌خواهد وارد این بازار شود اما امکان ندارد و تنها در زنجیره این امکان به وجود می‌آید که تأمین نظر مشتری با حفظ کیفیت و زمان و میزان ارائه محصول عملی شود. فعلاً در کشور، چنین تولیدکننده یا بازرگانی نداریم (که حتی ۶۰ یا ۷۰ درصد محصول استاندارد را از مزرعه خود برداشت و ۳۰ یا ۴۰ درصد را از دیگر کشاورزان خریده یا تأمین کند) شبکه‌ای عمل کند و پاسخگوی بازار‌های منظم جهانی باشد که به قیمت خوب، متقاضی محصولات ما هستند.

 

سازوکارهای حمایتی دولت برای توسعه صنایع کوچک (تبدیلی و تکمیلی) چگونه بوده است؟

صنایع تبدیلی، تکمیلی و… با هدف ارائه خدمات مورد نیاز روستایی باید در روستاها استقرار یابد تا نیاز روستایی در همان محل مرتفع شود. عملکرد و حمایتی که در این زمینه وجود دارد مانند سایر حوزه‌ها است.

به طور کلی باید جایی که محصولی تولید می‌شود، منابع تسهیلات و امکانات و خدمات در مناطق تولید تعریف و هزینه شود تا باعث کاهش  مهاجرت از روستا به شهر ‌شود (برآورده کردن یکی از اهداف کلان ملی) و توسعه روستایی را به جود ‌آورد. دوم اینکه هزینه‌ها و قیمت تمام شده محصول در مناطق روستایی کمتر از شهرها و حاشیه‌ها است. و سوم اینکه فرزندان تولیدکنندگان مناطق روستایی، فارغ التحصیل و متخصص رشته‌های مختلفی هستند  که در همان مناطق  با هزینه کمتری، فعالیت‌های کشاورزی را توسعه می‌دهند که این مهم، توسعه روستایی را در پی دارد.

پس از ادغام نواحی صنعتی روستایی در شهرک‌های صنعتی پیشنهاد ما، ایجاد نواحی صنعتی روستایی در کنار شرکت شهرک‌های صنعتی با حمایت و پشتیبانی دولت بود تا حمایت بیشتری از صنایع تبدیلی، غذایی، تکمیلی و بسته‌بندی به عمل آید؛ زیرا نواحی صنعتی هنوز خودکفا نیستند اما شهرک‌های صنعتی به دلیل ارزش افزوده حاصل از استقرار در حاشیه شهرها می‌توانند خودکفا و خودگردان باشند.

اگر چیدمان کشاورزی درست باشد، با کمک دولت باید کارخانه‌ها نزدیک محل تولید محصول باشند درحالی که بسیاری از صنایع در حاشیه شهرها است و متأسفانه هنوز نواحی صنعتی آن‌طور که باید و شاید (حداقل از نظر تعداد) گسترش نیافته؛ به طوری که امروز، ماهی صید شده از سواحل بندرعباس و چابهار با طی بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر در کرج فرآوری و تبدیل به  کنسرو می‌شود که علاوه بر اینکه هزینه‌های تولیدی را بالا می‌برد موجب مهاجرت روستاها و تراکم جمعیت در کلان شهر‌ها می‌گردد.

تراز تجاری بخش کشاورزی در سال ۹۲ منفی ۸ میلیارد و یکصد میلیون دلار بود که پارسال به منفی سه میلیارد و نود میلیون دلار رسید و در افق ۱۴۰۴ این تراز قرار است صفر شود، در حالی که برخی اقتصاددانان آن را بعید میدانند. ساز و کار اجرایی چنین وعدهای چگونه است؟ 

طی این مدت، علی‌رغم افزایش سه، چهار میلیونی جمعیت و میزان مصرف، درحدود ۵ میلیارد دلار، تراز بازرگانی کشور به دلیل افزایش تولید محصولات کشاورزی در ارتباط با  کاهش واردات غذا بهبود پیدا کرد. البته بخشی از این کاهش واردات در سال‌های اول به دلیل کاهش حدود ۲۰ یا ۳۰ درصدی قیمت جهانی غذا بوده است.

حتماً فراموش نکرده‌اید که یک قلم کالای وارداتی گندم ۶ میلیون تنی، (هر تن به ارزش ۳۰۰ دلار) حدود ۲ میلیارد دلار به سهم واردات اضافه می‌کرد یا یک و نیم میلیون تن واردات شکر که امروز به ۵۰۰ یا ۶۰۰ هزار تن کاهش یافته موجب شد علاوه بر ایجاد اشتغال و افزایش بهره‌وری از منابع داخلی از خروج ارز پیشگیری شود و حجم واردات کاهش یابد.

استمرار آن حرکت موجب شد تا دست‌یابی به رقم صفر تراز تجاری بخش‌های کشاورزی را در افق ده ساله قرار دهیم. چرا که معتقدیم در برخی محصولات، هنوز جای افزایش بهره‌وری و افزایش تولید همراه با کاهش میزان مصرف آب، تعادل بخشی آب‌های زیر زمینی (بر اساس الزامات برنامه‌های ششم و هفتم توسعه) وجود دارد. به عنوان مثال اگر در جنوب ایلام و خوزستان به میزان مورد نیاز کارخانه قند داشتیم نیاز به واردات شکر نبود. در حال حاضر در حدود پنج کارخانه ۱۰ هزار تنی در آن مناطق نیاز داریم تا بتوانیم چغندرقند کشت پاییزه که بخش عمده آب مصرفی آن، آب سبز است و باعث کاهش واردات شکر می‌شود تولید کنیم.

افزایش تولیدی که در محصولات دیگر داریم مانند توسعه صید و صیادی، طرح‌های اقتصاد مقاوتی و مزیت‌های اقلیمی که در کشور وجود دارد در صورت استفاده بهینه (زعفران، گیاهان دارویی، میوه تره‌بار، توسعه گلخانه‌ها و…) می‌تواند موجب توسعه صادرات باشد. براین اساس فکر می‌کنم در افق ۱۴۰۴ تراز بازرگانی به صفر خواهد رسید و این شدنی است. اما به طور کلی هرچه این منحنی به سمت صفر حرکت کند، شیب آن کندتر و نرم‌تر خواهد بود.

پراکندگی تشکلها و در بسیاری موارد، مولوکالطوایفی عمل کردن تشکلهای موازی و البته عدم واگذاری وظایف وزارتخانهبه آنها، عامل بسیاری از تشتتهاست. آیا ساماندهی و به رسمیت شناختن تشکلهای واقعی، شدنی نیست؟

هنوز در دوره گذار و در حال مشق کردن کار جمعی، تعاونی و تشکل هستیم. متأسفانه تشکل‌ها هنوز نظام‌مند نشده‌اند، هنوز یاد نگرفته‌ایم منافع جمع را منافع خود بدانیم. باید باهم کار کردن را تمرین و باور کنیم، این مشکلات خاص کشور ماست که باید رفع شود. البته به شهادت تاریخ که مستندات آن نیز وجود دارد در برخی موارد بسیار خوب کار کرده‌ایم مانند قنات که در طول هزاران سال همچون یک تعاونی یا اتحادیه موفق عمل نموده و منافع جمع در نظر گرفته شده است. اما در مجموع کمتر یاد گرفته‌ایم با هم تعامل، همکاری و هم‌پوشانی کنیم تا منافع فرد بر منافع جمع تفوق نیابد.

باید تمرین کنیم، آموزش ببینیم و با تمام وجود این مهم را باور کنیم البته مشکل مهم‌تر، این است که در کشور ما تشکل‌های کشاورزی دو جا شکل می‌گیرد (دو وزارتخانه) در حالی که در دنیا یک متولی دولتی دارد، این‌ها و سایر مشکلات در سر راه نقش آفرینی مناسب تشکل هاست، که باید برطرف شود.

 

برخی با کم رنگ کردن نقش شما در خودکفایی گندم؛ افزایش تولید را به شرایط خوب اقلیمی، بارندگی و شانس نسبت داده و حتی سؤال میکنند چرا برنامه گندم را سه چهار ساله قول دادید اما سایر محصولات ۸ تا ۱۰ سال؛ کدام قضاوت صحیح است؟

اگر تولید افزایش یافته و به اهداف رسیده‌ایم باید بررسی کنیم چه اقداماتی موجب افزایش تولید شده است. عده‌ای که بارش باران را عنوان می‌کنند، مطلع هستند بارش‌ها در سال‌های قبل از حضور و مسئولیت بنده در وزارت جهاد کشاورزی هم در همین حد وجود داشت؛ آنچه در گندم قابل ذکر است کاهش سطح زیر کشت همراه با افزایش محصول و بهره‌وری از آب بوده، به طوری که عمده دلیل در این افزایش تولید، بعد از لطف خدا و همت کشاورزان، حمایت‌ها (تجهیز و نوسازی ناوگان ماشین‌های بخش کشاورزی و توسعه مکانیزاسیون به‌عنوان عاملی مهم در کاهش ضایعات و افزایش تولید) و دیگر خدماتی است که به زراعت گندم و گندم‌کاران قبل از مزرعه تا برداشت و خرید ارائه شده است. مبارزه با آفات و بیماری‌ها نیز تأثیر ۳۰ یا ۴۰ درصدی در میزان برداشت محصول دارد.

بعد از مکانیزاسیون، تأمین بذرهای جدید متناسب و سازگار با اقلیم مطرح بود چرا که در مقابل بیش از ۴۰۰ هزار تن نیاز به بذر گواهی شده گندم، تنها حدود ۲۰۰ هزار تن تولید می‌شد. علاوه بر آن، در دنیایی که هر سال بذور جدیدی عرضه یا از دور رقابت خارج می‌شود، مثلاً بذر گواهی شده گندم «چمران» ۲۰ سال بود در خوزستان استفاده می‌شد در حالی که سال‌ها موضوعیت خود را از دست داده بود.

بر همین اساس طی تعامل‌هایی که با کشورهای صاحب دانش در ارتباط با یافته‌های جدید بذر، کود و سایر موارد(به‌ویژه در ارتباط با موسسات بین‌المللی ایکاردا و سمیت) بوجود آمد، قراردادهایی منعقد شد، کارشناسانی که آمدند و تعهداتی که سازمان‌های بین‌المللی انجام دادند بسیار چشمگیر بود.

معتقدم بخشی از اظهار نظرها و قضاوت‌هایی که در مورد خودکفایی گندم می‌شود به عدم اطلاع برمی‌گردد عده‌ای که بارندگی را مطرح می‌کنند اگر به جداول و میزان بارندگی‌ها توجه کنند در می‌بایند بارندگی در مقایسه سال پیش، تفاوت چندانی نداشت و امسال هم ۱۵ تا ۱۶ میلیمتر از بارندگی معمول ایران کمتر است.

این‌که چرا گندم مورد توجه بیشتر قرار گرفته باید گفت: نزدیک به شش میلیون هکتار از ۱۳ میلیون هکتار اراضی آبی و دیم تحت کشت گندم قرار می‌گیرد که با کاهش سطح زیر کشت به حدود ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار هکتار رسیده است؛ با این محاسبه و واقعیت پیش‌رو نمی‌توان نقش گندم با سطح زیرکشت نزدیک به ۶ میلیون هکتاری (۴۵ تا ۵۰ درصد کل سطح زیر کشت زراعت کشور) را با سایر محصولات مقایسه کرد.

معتقدم منتقدین ما اطلاعات زیادی ندارند که توفیق گندم را به بارندگی (که مانند دیگر سال‌هاست) و شانس نسبت می‌دهند. این‌ها حاصل حمایت و پشتیبانی دولت، اتخاذ سیاست‌های صحیح و مدیریت همکاران من و تلاش مضاعف کشاورزان و لطف خداست.

چرا گندم ۳-۴ ساله اما سایر محصولات ۷-۸ ساله؟

در ارتباط با دانه‌های روغنی که قول ۷ – ۸ ساله داده شده، کشاورزان در سال‌های ۷۵ – ۸۰ دانه روغن کلزا را تا ۴۰۰ هزار هکتار کشت کردند اما با بدعهدی دولت روبه رو شدند، محصول روی دستشان ماند و تولید، اقتصادی عمل نکرد. این بود که پس‌زدگی کشت حادث شد و (در سال ۹۲ دولت یازدهم) مردم برای کشت کلزا آمادگی نداشتند، البته بذر کلزا هم وجود نداشت و بذر F2 توزیع شده ماشین بذرکار کلزا هم نداشتیم که همه این‌ها آسیب رساند، اما به لطف خدا در سال ۹۴ هم کشاورزان را آماده کردیم و هم بذر مورد نیاز تأمین شد و امسال حاصل آن ۳ برابر نسبت به سال گذشته بیشتر است ولی رقم تا نقطه هدف‌گذاری پایین است.

در همان ایام اکثر کارخانه‌های روغن‌کشی برای واردات روغن خام و تصفیه آن آمادگی داشتند و اسم آن را هم تولید می‌گذاشتند. آن‌ها که خط طولانی‌تری داشتند تصمیم به واردات دانه و روغنگیری داشتند که در بدو ورود دولت یازدهم، همان کارخانه‌ها، دانه را هم تحویل نمی‌گرفتند. همه ترجیح می‌دادند از نظر تعرفه و مکانیزم کار و قیمت، روغن خام وارد و صاف شود و تمام روغن‌کشی‌ها تعطیل بود. سال گذشته ۲ میلیون تن دانه وارد کشور شد و امیدوارم روزی برسد که تمام دانه در داخل کشور تولید و فراوری شود.

در مبحث چغندرقند نیز کارخانجات ترجیح می‌دادند بخش تولید شکر از چغندر را تعطیل کرده، شکر قهوه‌ای وارد و در ایران تصفیه نمایند و نام خود را تولیدکننده گذاشته‌اند و ۵/۲ تن واردات شکر، حاصل آن تفکر بود، حالا هم با توسعه کشت پاییزه، در مقابل تولید موضع گرفته و صدای خود را بلند کرده‌اند.

دولت اگر میخواهد از کشاورزان حمایت کند باید قیمت تضمینی را در زمانی و به گونهای بپردازد که رقیب دلالان باشد و کشاورز فروش به دولت را به فروش به دلالان ترجیح دهد آیا خرید تضمینی ناکارآمد نیست؟

خرید تضمینی ناکارمد نبوده اما دولت نمی‌تواند منابع ریالی خود را تأمین کند. تصدی‌گری دولتی عمدتا هزینه‌بر بوده و مشکلات خاص خود را به دنبال دارد. با توجه به قانون برنامه پنجم، بحث قیمت تضمینی را مطرح کردیم و با مصوبه دولت در حال حاضر سومین سال است که جو و ذرت را با قیمت تضمینی خرید می‌کنیم.

قیمت تضمینی یعنی ما محصول را تحویل می‌گیریم و در بورس عرضه می‌شود و درصورت پیدا کردن خریدار، پول تولیدکننده پرداخت و مابه التفاوت آن تا قیمت تضمینی توسط دولت کارسازی می‌شود. اگر هم خریدار پیدا نکرد طی ۱۵ روز، طبق ابلاغیه بنده، شرکت‌های مباشر بورس موظف هستند محصول را خریداری و پرداخت وجه نمایند که محصول روی دست تولیدکننده نماند.

البته امسال دولت اجازه ورود و عرضه گندم را به صورت آزمایشی و محدود در بورس داده است، تا در صورت موفقیت، بار دولت کاهش پیدا کند.

همواره باید از خودمان طلبکار باشیم

تا به موفقیت بیشتری دست پیدا کنیم

دکتر کلانتری که مدافع، حامی و یکی از معرفین با نفوذ شما در دولت یازدهم بود اینک میگوید رویه فعلی برداشت محصول و عدم کاهش استحصال آب، در ۱۰ ۱۵ سال آینده کشاورزی ما را نابود میکند به همین جهت به افراد دیگری برای تصدی وزارتخانه در دولت دوازدهم نظر دارد. دلیل تغییر نگاه مشاور معاون اول چیست و چه توجیهی دارد؟

درخصوص نحوه استحصال آب و عدم تعادل سفره‌های زیرزمینی مشکل داریم که در دولت یازدهم اقدامات قابل توجهی صورت گرفته و بهبود یافته (طبق گزارش ارائه شده از سوی مدیر عامل آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی، پایش چاه‌های پیزومتری حاکی از به تعادل رسیدن سفره‌های زیرزمینی در آن منطقه است که این موضوع گواه بر تلاش‌های صورت گرفته است و امیدواریم سرمایه‌گذاری کلان دولت در رابطه با آب مثمرثمر باشد).

علاوه بر آن طی یک سال حدود ۲۵ هزار حلقه چاه مسدود شده است، تحویل حجمی آب هم می‌تواند در تعادل‌بخشی کمک کند که در دستور کار ماست.

بحث‌های آبخیزداری در تقویت سفره‌های زیرزمینی بسیار موثر است و به منظور تحقق قانون برنامه ششم به مجلس درخصوص عملیاتی شدن تعادل بخشی به سفره‌های زیرزمینی با همکاری وزارت نیرو هم‌پیمان شده‌ایم.

بنابه دلایل فوق، ادعای گفته شده در زمینه نابودی کشاورزی در ۱۰ – ۱۵ سال آینده را قبول ندارم و این نگاه کارشناسی نیست.

به طوری که اعتقاد بر این است که همراه، همگام و سازگار با محیط‌زیست و اقلیم، ظرفیت‌های مغفول مانده زیادی به منظور افزایش بهره‌وری داریم که اگر مورد استفاده صحیح قرار بگیرد و فشارهای وارده به سفره‌های آب را کاهش دهیم هیچ کدام از مشکلات گفته شده حادث نمی‌شود، و آب پایدار و کشاورزی پایدار حفظ ‌می‌گردد. البته شروطی نیز در این زمینه لازم است که مراقبت از افزایش بهره‌وری با امکانات، دانش روز و تجربه صورت بگیرد.

وزیر قبل از شما، دکتر خلیلیان، همچون برخی دیگر از منتقدین، به تحصیلات مهندسی عمران شما انتقاد وارد کرده و میگوید خانه از پایبست ویران است!

در مدیریت بخش کشاورزی رشته‌ها، شاخص‌ها و تخصص‌های مختلف داریم اما در بحث وزارت، شناخت ملاک و قدرت مدیریت مطرح است. اینجا نگاه اقتصادی باید مطرح باشد در غیر اینصورت درموضوع بهره‌وری آب، گرچه متخصصین امر مدیریت کرده و فعال بودند اما نتوانستند آن‌طور که باید در این زمینه چاره اندیشی کنند.

به همین ترتیب اگر بنده مهندس دامپروری بودم، مشکل نداشتم؟ یا چنانچه در زمینه آبزی‌پروری یا باغبانی یا آب تخصص داشتم در زمینه‌های دیگر چه باید می‌کردم و یا بر عکس. البته هر شخصی مختار است نظر خود را داشته باشد اما کج فهمی نباید حادث شود و من پاسخی برای این توهین‌ها ندارم.

مگر قرار است من در مزرعه شخم بزنم یا بذر بکارم، گرچه من خودم کشاورز هستم و از نوجوانی در مزرعه بودم و نسبت به خیلی از مدعیّان اطلاعات و تخصص‌های کشاورزی، عملیات کشاورزی را بهتر می‌دانم و اجرا کرده‌ام و حاضرم با متخصصین در یک مزرعه کار کشاورزی انجام دهم و متخصصان قضاوت کنند.

دوغ و دوشاب باید با هم فرق داشته باشد

انجام کار عمرانی و ساخت و ساز و جاده و سد و بزرگراه و برج سخت تر است یا مدیریت ملی کشاورزی؟ چرا؟

باید توجه داشت که هر کاری هم سخت است و هم ساده، به نحوی که اگر دل در گرو کار داشته باشیم شرایط سخت می‌شود و فشار و استرس وارد می‌آید. اما اگر احساس مسئولیت و توان مدیریت نباشد، دنیا را آب می‌برد و مدیر را خواب، چنین مدیری صبح تا آخر وقت اداری کارتابل می‌بیند و والسلام.

سال ۸۴ از دولت بیرونمان کردند و پس از آن و با توجه به شرایط سنی و همچنین از بین رفتن منابع کشاورزی، به واسطه مدیریت‌های اشتباه (در برهه‌ای از زمان در دوره اول واردات شکر را به ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تن کاهش دادم اما چه شد که در دولت‌های بعدی به ۵/۲ میلیون واردات شکر رسید یا گندم را بیش از نیاز تولید می‌کردیم اما در دولت‌های بعدی به بزرگترین وارد‌کننده تبدیل شدیم)، وقتی حاصل ۵ سال کار بی‌وقفه و زحمت را چنین بر باد رفته دیدم علاقمندی‌ام به حضور در بخش خصوصی و کارهای عمرانی و زیرساخت‌ها بیشتر شد و در آنجا متمرکز شدم که البته آسان‌تر از مدیریت کشاورزی بود.

یعنی دلگیر شدید و قهر کردید؟

نه، دلگیر شخصی نشدم اما منافع ملی کشور زیر سؤال رفته بود. البته بالاخره باید دوغ و دوشاب با هم فرق می‌کرد که نکرد. ضمن اینکه من دولت را ترک نکردم آن‌ها مرا بیرون کردند و عملکردشان در دولت‌های بعدی با رقم و عدد و ارزهای خارج شده مشخص است. خب من هم بعد از آن، به کار شرافتمندانه عمران و سازوکارهای مدیریتی بخش خصوصی روی آوردم.

در این مدت جدای از سازوکارهای مدیریتی، بیشتر وقتم را بر روی صدور خدمات فنی مهندسی تمرکز کردم که در پی آن هلدینگ، حدود ۳۵۰ میلیون دلار قرارداد خارجی منعقد کرد. کارهای بزرگ و منحصر به فردی انجام می‌دادیم، مانند ساخت بزرگترین استادیوم المپیکی با ۶۰ هزار صندلی در عراق و…‌،  حالا عده‌ای انتقاد می‌کنند حجتی پس از خروج از وزارتخانه چرا چنین کارهایی در بخش خصوصی انجام داده. اگر بیرون می‌رفتم و کار نمی‌کردم آنوقت خوب بود یا اگر توانایی نداشتم و تخصص و مدیریت مرا در بخش خصوصی قبول نداشتند و کار نمی‌گرفتم خوب بود؟! باید حتماً برمی‌گشتم و نان‌خور دولت می‌شدم و کارتابل می‌دیدم؟

من علاوه بر ایران در خارج، برای کشورم اعتبار کسب کردم، در مناقصه‌هایی حضور پیدا کردم که مشاور یکی از شرکت‌کنندگان در مناقصه آمریکایی بود در شرکت‌های دیگری مشاوران فرانسوی و چینی، هندی، اروپایی حضور داشتند و در بین آن‌ها رقابت کردم و برنده شدم. اما انگار سرنوشت مسیر دیگری برایم رقم زده بود.

 

چرا هنگامیکه آقای صحرائیان با پیام بزرگان برای پذیرفتن دوباره وزارت به عراق آمد در بازگشت به تهران باز به امام رضا(ع) پناهنده شدید؟

در عراق در حال انجام چنین کارهایی بودیم که امکان رها کردن آن نبود. و ۴ سال پیش در این ایام، زمانی که از عراق برگشتم چون ماه مبارک رمضان بود در مشهد قصد ده روز کردم و اصرار بزرگان و احساس مسئولیت، بار دیگر مرا به این وادی کشاند و از ریاست هیئت مدیره هلدینگ و تمام مسئولیت‌های بخش خصوصی استعفا کردم و تمام فکرم معطوف به کشاورزی شد و امروز از اینکه لطف خدا شامل حال من و همکارانم شده خرسندم.

جمعیتی از کشاورزان و مدیران، به آینده صدارت شما دلبستهاند تا تعهدات ۱۴۰۴ عملی شود. شایعات زیادی در مورد شهردار شدن یا مسئولیت دیگری در هیات دولت، مطرح است.

با این همه بارها گفتهاید مدیریت کشاورزی را در دولت دوازدهم نمیپذیرید! دلگیرید؛ یا دلنازک شدهاید؟

۹ سال کمابیش در این وزارتخانه فعال بوده‌ام. شما ۴ سال دیگر هم همین سؤال را خواهید داشت، خب آن‌وقت چی؟ به نظرم الان که دولت همان دولت و رئیس جمهور همان رئیس جمهور است، بهترین فرصت برای معرفی نیروهای پرتلاش است و در دولت بعدی ریسک آن بیشتر است.

علاوه بر این‌ها دوره مدیریت به سن و میزان توانایی و انگیزه در رفع مشکلات و فائق آمدن بر آنها بستگی دارد و از طرفی پس از گذشت ۹ سال حضور در وزارتخانه باید به جوانترها موقعیت و میدان داد.

البته من فدایی نظام هستم و در صورت تشخیص بزرگان تا آخرین لحظه در خدمتم اما معتقدم افرادی جوان‌تر، جدیدتر و فعال‌تر باید بیایند، مدیرانی که همواره با مشکلات برخورد کنند. مدیریت هم دوره‌ای دارد و پس از آن باید جابه جا شود.

همه این مسائل دست به دست هم داده و از قبل هم مطرح کرده‌ام که باید فکری کنند. البته من گفته‌ام اگر ما را قبول داشته باشند در خدمت نظام و بخش هستیم و کمک فکری و نظر می‌دهیم. این خیلی بهتر از آن است که ما را بردارند و فرد ناهمگونی را برای ادامه کار بگذارند و از فردا تمام عملکرد و سیاست‌ها را با سلیقه خود عوض کنند.

چرا پیچ بلندگوی وزیر بلندتر نمیشود؟!

همکاران من از رسانهگریزی شما گلایهمندند و برخی معتقدند اگر میتوانستید حتی روابط عمومی را حذف میکردید، در حالی که بخش کشاورزی همانند صنعت، رسانهای عمل نمیکند و در حقیقت به تبعیت از شما برخی از معاونین هم رسانهگریز شدهاند و تنها عملکرد روابط عمومی است که در بسیاری موارد از طرف کل وزارتخانه حرف میزند یا موضعگیری میکند.

در صنعت و تجارت و خدمات، رسانههای تخصصی از جایگاه ویژهای برخوردارند و حمایت میشوند اما در وزارت جهاد کشاورزی هزینهای برای توسعه و پایداری اطلاعرسانی منظور نمیشود چرا صدای بلندگوها را بیشتر نمیکنید؛ به ویژه رسانههای تخصصی را؟

روابط عمومی وزارتخانه درمورد رسانه‌ها هشیار است و آنها را رصد می‌کند و در جای مقتضی اگر نیاز باشد پیگیر مطالب هم خواهیم شد و این موضوع را به روابط عمومی وزارتخانه نیز تذکر می‌دهم. اما حقیقت موضوع این است که تربیت خانوادگی و زندگی من طوری بوده است که به دنبال مطرح کردن خود نبوده و نیستم.

حتی در جمع خانوادگی هم چنین بوده‌ام در نوجوانی و ایام تحصیل هنگامی که معلم می‌پرسید چه کسی فلان درس را می‌داند گرچه کاملاً به درس و مطلب اشراف داشتم دست بلند نمی‌کردم. بد نیست خاطره‌ای نقل کنم:

روزی معلم عربی دبیرستان که از اصفهان آمده بود برای امتحان شفاهی از شاگردان خواست هرکسی آمادگی کامل دارد و درس را بلد است پای تخته حاضر شود. یکی، دو نفر که خود را شاگرد اول می‌پنداشتند با فراخوان معلم پای تخته رفتند و خود را مطرح نمودند، نمرات ۱۲ و ۱۳ گرفتند، بقیه بچه‌ها به نوبت امتحان دادند تا چند روز بعد نوبت من رسید و اکثر سوالات را پاسخ و به نظر خودم، بالاترین نمره کلاس را دریافت کردم. چند روز پس از پایان امتحان عربی؛ معلم در کلاس اعلام کرد تمام نمرات زیر ۱۳ است اما یک نفر نمره ۱۸ گرفته آیا بچه‌ها می‌دانند کیست؟ من در حالی که می‌دانستم، باز هم روحیه اظهار وجود و عرض اندام نداشتم.

هرکس حدسی زد تا نهایت معلم اعلام کرد: محمود حجتی ۱۸ گرفته. این شد که هم معلم و هم دیگر دانش‌آموزان به عملکرد من شک کردند که شاید نمره ۸ بوده و اشتباهی ۱۸ نوشته شده، یعنی به قیافه من نمی‌آمد که بالاترین نمره را داشته باشم من هم از خودم دفاع نکردم. نتیجه این شد همان مدعیان شاگرد اولی درخواست امتحان مجدد از من داشتند و چنین شد که در امتحان مجدد نمره ۲۰ گرفتم.

من رسانه‌ها را دوست دارم و معتقدم رسانه‌ها باید عملکرد ما را نقد کنند، تعامل کنند و خود را در ارتقاء کشاورزی سهیم بدانند، اما روحیه فضاسازی رسانه‌ای و بهره‌برداری ندارم.

آیا ساختمان کاخ شیشهای کشاورزی(که کمپینی برای بازگرداندن آن تشکیل شده) پس گرفتنی است یا باید به همین ساختمان طالقانی دلخوش کنیم؟

اگر کاخ شیشه‌ای پس گرفتنی بود که پس می‌گرفتیم، البته آنجا و بلوار کشاورز یک نماد مهم و تاریخی بود و وانهادن و دادن آن، کار اشتباهی بود اما مجموعه‌ای که اینک احداث شده بهتر، راحت‌تر و امروزی‌تر ساخته شده و به همه معاونت‌های ادارات و واحد‌ها سرویس می‌دهد. این مجموعه بر اساس نیاز وزارتخانه و سرویس‌دهی به متقاضیان تأسیس شده است.

با تلاش شما بانک کشاورزی به کفایت سرمایه رسید و علاقمندی بانکهای خارجی به سرمایهگذاری یا مشارکت با بانک کشاورزی را درپی داشت؛

آیا میتوانیم منتظر ارائه تسهیلات این بانک با نرخ ۴ ۵ درصد به کشاورزان سود باشیم؟

خوشبختانه بانک کشاورزی مرز کفایت سرمایه را پشت سرگذاشت، اما در صورت مشارکت بانکداران خارجی باید به ریسک قیمت ارز و نوسانات آن هم توجه داشت. البته اگر بیمه‌ای ریسک نوسان قیمت ارز را بیمه کند همان عینا منتقل می‌شود و از محل ارز، وام ارزان قابل دسترسی است. با توجه به اینکه ریسک ارز بالاست و به عنوان نمونه در همین رابطه در سال‌های اول دهه ۹۰، دلار ۱۲۰۰ تومانی ناگهان به ۴۸۰۰ تومان افزایش پیدا کرد.

اما در شرایط معمول اگر متوسط ریسک ارز سالی ۱۰درصد در نظر گرفته شود تا زمانی که به تثبیت واقعی برسیم، خوب است. در غیر این صورت کسی نمی‌تواند مسئولیت چنین ریسکی را عهده‌دار شود.

 

نه فقط برای گندم ؟

در هر دوره صدارت، جشن ملی گندم برگزار شد اما چرا محصولاتی چون شیر و گوشت مرغ که با افزایش تولید و حتی صادرات مازاد محصول، طلا گرفتند یا شکر که معجزهوار افزایش یافت شایسته قدردانی ملی و جشن شکرگزاری نبودند؟

گندم نماد امنیت غذایی در وزارتخانه محسوب می‌شود و جشن در حقیقت برای خودکفایی در برداشت محصول صورت گرفت. هنگامی که کشاورزان در یک امر ملی به موفقیت می‌رسند وظیفه دولت است که آن‌ها را تشویق کند.

نخستین گام از این موفقیت با گندم عملیاتی شد و الباقی محصولات با خودباوری زارعین، دامداران و مرغداران علاوه بر افزایش بهره‌وری و تأمین نیاز کشور، صادر شد.

در مورد شکر، سندیکای تولیدکنندگان ذیربط و معاونت زراعت در حال تدارک مقدمات برگزاری آن است در رابطه با گوشت و تخم‌مرغ و شیر هم راه را هموار کرده‌ایم که انشاءالله وزیر بعدی می‌آید و برای این پیشرفت‌ها و رشد بهره‌وری جشن می‌گیرد.

حجتی را خسته کردیم و جلسه بعدی بدون حضور وزیر معطل مانده‌است. در پایان ۲ ساعت گفتگو من ماندم و چند سؤال باقی مانده و جای خالی وزیر که با یک خداحافظی کوتاه و قبل از آنکه منتظر رفتن گروه روزنامه‌نگاران باشد در میز کناری، جلسه‌ای با حضور مهندس جوادی، مهندس مهرفرد و فتاح تشکیل داد.

سوالاتی همچون:

  • جوانترسازی کابینهای که هم روحانی هم جهانگیری قولش را دادهاند و چهل نفر کاندیداهایی که برای میز وزارت کمین کرده‌‌اند چگونه قابل تفسیر است؟
  • در رابطه با نظر دکتر کلانتری و مهندس کشاورز که وزارتخانه مملو از نیروی مازاد است

و بیش از ۱۰ – ۱۵ هزار پرسنل نیاز ندارد چه قضاوتی دارد؟

  • چرا در آرم وزارتخانه کلمه “جهاد” ۱۰۰ درصد بزرگتر از کلمه “کشاورزی” و به صورتی نابرابر آمده و بعد جمله “همه با هم” درخواست شده؟

این موضع‌گیری سیاسی است یا تخصصی؟

  • آیا موسسات جهادی، در وزراتخانه فراقانونی عمل می‌کنند؟ نظارت‌بر بودجه‌ها، هزینه‌ها، اختیارات و واگذاری آنها چگونه اعمال و اعلام می‌شود؟
  • چرا برخی از مدیران ارشد، اشتغال در کشاورزی را اشتغال بی‌حاصل (بی‌درآمد) می‌نامند؟
  • با فرض اینکه سالانه ۲۵ هزار چاه آب غیرمجاز مسدود شود و با فرض اینکه از این پس هیچ چاه غیرمجاز دیگری حفر نشود آیا ۲۰ سال زمان برای مسدود کردن همه‌ی چاه‌های غیرمجاز منطقی است؟

طرح ۵۵۰ هزار هکتاری جهادنصر هنوز به نتیجه نرسیده و محل مناقشه هزینه = فایده است که طرح عظیم پرورش ماهی در قفس و … به نصر سپرده شده است،

آیا حواشی و شایعات مطرح‌شده واقعیت دارد؟

  • آیا با قوانین سرمایه‌گذاری خارجی که برخی قوانین آن به ۸۵ سال پیش (۱۳۱۰) بر می‌گردد امیدی هست که خدا پس‌کله سرمایه‌دار خارجی بزند تا دلار و یورو بیاورد و در طویله‌ها و مرغداری‌ها و در خاک و زمین ایران بریزد؟
  • ثروت حجتی چقدر است و اینکه فرزندانش چه می‌کنند؟ آیا در بین آنها کسی تمرین صدارت می‌کند؟
  • هنگامی که بازنشستگی از خدمات دولتی به انتخاب، اجبار یا قضا و قدر سر می‌رسد آیا حجتی به گل و گلکاری در باغ و مزرعه‌اش می‌پردازد یا در شرکت‌های زیرمجموعه هلدینگ خود درآمدزایی می‌کند؟
  • و…

 

امیدوارم به تناسب اطلاعاتی که از روحیه و عملکرد مهندس حجتی دارید

پاسخ سؤال‌ها را حدس بزنید.