سوءاستفاده مالي دلال‌ها از شايعه‌پذيري مردم
سوءاستفاده مالي دلال‌ها از شايعه‌پذيري مردم

مريم شكراني روزنامه شهروند بر كسي پوشيده نيست كه ميان جامعه فرهيخته و شايعه‌پذيري ارتباط مسلم وجود دارد. هراندازه فرد يا جامعه‌اي آگاه‌تر و متكي بر مطالعه و دانش باشد، باورپذيري شايعه براي او دشوارتر و با اما و اگرهاي بيشتري همراه است. حالا اما نه‌تنها شبكه‌هاي اجتماعي ما عامل گسترش شايعات رنگارنگ شده‌اند كه […]

مريم شكراني
روزنامه شهروند

بر كسي پوشيده نيست كه ميان جامعه فرهيخته و شايعه‌پذيري ارتباط مسلم وجود دارد. هراندازه فرد يا جامعه‌اي آگاه‌تر و متكي بر مطالعه و دانش باشد، باورپذيري شايعه براي او دشوارتر و با اما و اگرهاي بيشتري همراه است. حالا اما نه‌تنها شبكه‌هاي اجتماعي ما عامل گسترش شايعات رنگارنگ شده‌اند كه اظهارنظرهاي غيركارشناسي در سطح كلان به اين فرهنگ شايعه در ايران دامن زده و شايد بيشترين ضربه اين شايعات بر بدنه اقتصاد و توليدكننده‌هاي ما وارد شده است. در اين ميان گاه رسانه‌هاي رسمي كشور نيز با موج شايعات همراهي كرده و بدون كنكاش در اصل ماجرا اقدام به انتشار اظهارنظرهاي غيركارشناسي مي‌كنند. گاه در جامعه ايراني و در اپليكيشن‌ها، شايعاتي دست به دست مي‌شود كه گاه بسيار دور از ذهن و عجيب است. نمونه بارز آن خوردن نارنگي حاوي يك كرم ناشناخته و مرگ مصرف‌كننده است! نتيجه اين اتفاق چه بود؟ متضررشدن ده‌ها باغدار به‌دليل رواج يك ويديوي از پايه بي‌اساس.
شايعه‌پذيري ما ايراني‌ها و دست به دست كردن آن در بستر شبكه‌هاي ارتباطي نه‌تنها توليد ملي و اقتصاد كشور را تحت‌الشعاع قرار داده كه باعث شده است اساس سودجويي عده‌اي شود كه به‌دنبال منافع شخصي و به‌چالش‌كشيدن اقتصاد كشور هستند. دلال‌ها بارزترين مصداق اين ادعا هستند. آنها به‌خوبي مي‌دانند كه جامعه ايراني تا چه اندازه در برابر شايعه متزلزل است و همين تبديل به مهم‌ترين ابزار آنها براي سوءاستفاده از بازار مي‌شود.
پارسال شايعه شد كه لامپ‌هاي كم‌مصرف سرطان‌زا هستند. اين شايعه كه در برخي خبرگزاري‌هاي رسمي كشور نيز به آن دامن زده شد با اطلاعات وحشتناكي بين مردم دست‌به‌دست مي‌شد. اطلاعاتي مانند اين‌كه اگر لامپ كم‌مصرفي در خانه‌تان شكست ماسك بزنيد و تا چند روز در اتاق را ببنديد و از تنفس در آن فضا خودداري كنيد و… اين موضوع موج نگراني بين مصرف‌كنندگان به‌وجود آورد. نگراني كه مي‌توانست يك پروژه ١٠‌ساله ملي براي كاهش مصرف برق را تحت‌الشعاع قرار دهد و ده‌ها كارخانه توليدكننده لامپ كم‌مصرف را در بدبينانه‌ترين حالت به تعطيلي و در خوش‌بينانه‌ترين حالت به زيان مالي بكشاند. موضوعي كه هردو سر آن به زيان اقتصاد ملي بود. شايعه‌اي كه البته تكذيب شد و عامل آن را دلالاني شناختند كه آماده واردات و فروش لامپ بي‌كيفيت به بازار ايران بودند. اما صحبت اينجاست كه كمتر كسي به خودش زحمت داد كه يك جست‌وجوي ساده اينترنتي داشته باشد يا محتويات دروس شيمي دوران متوسطه‌اش را به‌ياد آورد.  چراكه گاز هليوم و آرگون به‌عنوان عناصر غالب مورد استفاده در اين لامپ‌ها گازهاي غيرسمي هستند.
حالا شومي بازار شايعه دامن صنعت مرغداري ايران را گرفته است. حالا كه توليدكنندگان با سرمايه‌هاي كوچك و سال‌ها زحمت و مرارت در بستر اقتصاد بيمار توانسته‌اند به‌عنوان هفتمين توليد‌كننده بزرگ مرغ در جهان و بزرگترين توليد‌كننده در خاورميانه فعاليت كنند، مرغ هورموني اولين شايعه هولناكي بود كه هيچ كارشناس علمي و اقتصادي آن را تأييد نكرد اما علاوه‌بر مباحث كوچه و بازاري، برخي رسانه‌ها هم به آن دامن زدند. حالا به فاصله كوتاهي از آن، يك اظهارنظر رسمي بزرگنمايي شده و در بوق و كرنا رفته است. مهدي خلج، رئيس‌ سازمان دامپزشكي با اعلام نتيجه يك پايش بهداشتي اعلام كرد در برخي موارد مورد مطالعه‌درصد ناچيزي از فلزات سنگين در مرغ مشاهده شده است كه البته ميزان آن كمتر از حد مجاز است و مشكلي براي مصرف‌كننده ايجاد نمي‌كند كه منشأ آن خوراك دام آلوده به فلزات سنگين است. خلج گفته بود با عرضه‌كنندگان خوراك دام آلوده برخورد قضايي شده است. همين موضوع كافي بود كه سود گزاف واردات مرغ، دلالان را وسوسه كند تا به اين بهانه موج‌سواري در بستر شايعات را شروع كنند. از دلال‌ها كه بگذريم اظهارات غيركارشناسي در سطوح كلان نيز به نگراني مردم دامن زده است. نمونه اين اظهارات توسط برخي نمايندگان مجلس انجام شده و بزرگنمايي‌هايي صورت گرفته است تا بازار بيشتر از ٢٠‌هزار توليدكننده را به‌راحتي به‌چالش بكشد. اين اظهارات در شرايطي انجام مي‌شود كه كميسيون‌هاي تخصصي كشاورزي و بهداشت به‌راحتي مي‌توانستند ابعاد ماجرا را كارشناسي و علمي بررسي و سپس در رسانه‌ها اظهارنظر كنند. در ميان اين هجمه‌هاي به دور از انصاف به توليدكنندگان كشور، تنها كاري كه از دست اين قشر مولد برآمده است، نوشتن چند نامه انتقادي به مسئولان است. حالا اين‌بار مخاطب نامه انجمن ملي طيور يكي از نمايندگان مجلس است كه متن آن را در ادامه مي‌بينيد.
در ميان شايعاتي كه گاه و بيگاه بازار ايران را دستخوش منافع عده‌اي خاص قرار مي‌دهد، يك سر آن توليدكننده و كارآفرين ايراني قرار دارد كه علاوه‌بر ‌هزار و يك مشكل و موانع توليد بايد دردسر زيان اين شايعات كوچه و بازاري را نيز به جان بخرد. گناه او چيست؟ ايجاد اشتغال براي كشور؟ اين‌كه به‌جاي خروج ارز و سرمايه از كشور، دارايي‌اش را در بستر اقتصادي با صدها چالش عميق هزينه كرده است؟ و آيا اگر فرض را كيفيت پايين كالاي ايراني بگذاريم دلالان جز كالاي بي‌كيفيت چيني چه جايگزيني براي آن داشته‌اند؟! آيا جز اين است كه ارزان‌ترين و بي‌كيفيت‌ترين كالاهاي خارجي را وارد كرده و با حاشيه سود چندين برابر و گران در ايران بفروشند؟ خوب است نگاه‌مان به اقتصاد كشور مسئوليت‌پذيرانه‌تر باشد و بدون مطالعه و نظرات كارشناسي و بي‌اغماض شايعاتي را دست به دست نكنيم كه ضرر آن در يك نگاه كلان گريبان خودمان را بگيرد. مادر، برادر، پدر و همسرمان را بيكار كند و اقتصادمان را بحران‌زده‌تر كند. مايي كه شعار مي‌دهيم چرا ژاپن و كره‌جنوبي نمي‌شويم آيا به اندازه همان چشم‌بادامي‌ها مقابل اقتصاد و توليدمان احساس مسئوليت و تعهد داشته‌ايم؟
و البته خوب است كه توليدكنندگان ايراني نيز با نگاه بلندمدت و حفظ و ارتقاء كيفيت و منافع مصرف‌كننده، تلاش كنند فضا را براي بي‌اعتمادي مصرف‌كننده و جولان سودجويان و دلالان و ضربه به توليد ملي فراهم نكنند.