• شماره خبر : 54764
  • تاریخ انتشار : 17 شهریور 1399
  • پرینت این صفحه
  • اعتراض به فراموشی اخلاقیات پشت درب اتاق مسئولین

    بعضی از رؤسا پا را فراتر گذاشته و به مدیران حوزه ریاست در حد یک قائم مقام اختیارات داده و دیگر مدیر امروز مثل سال های گذشته یعنی قبل از دولت سازندگی، با لباس های ساده و بی آلایش پذیرای کسی نیست و کلا وقت ملاقات با حدی را ندارد و اگر آفت سرمستی به سازمانی بزند اول و آخر مدیرکل حوزه مدیریت یا حوزه ریاست همه کاره هستند و ایشان است که تصمیم شخصی می گیرد کسی ملاقات داشته باشد یا خیر.

    بعضی از رؤسا پا را فراتر گذاشته و به مدیران حوزه ریاست در حد یک قائم مقام اختیارات داده و دیگر مدیر امروز مثل سال های گذشته یعنی قبل از دولت سازندگی، با لباس های ساده و بی آلایش پذیرای کسی نیست و کلا وقت ملاقات با حدی را ندارد و اگر آفت سرمستی به سازمانی بزند اول و آخر مدیرکل حوزه مدیریت یا حوزه ریاست همه کاره هستند و ایشان است که تصمیم شخصی می گیرد کسی ملاقات داشته باشد یا خیر.

    نویسنده: علیرضا کیهان‌پور- روزنامه نگار بخش کشاورزی

    یک خاطره از نگارنده :عملیات پیروزمندانه والفجر ۸ از بهمن ماه سال۱۳۶۴آغاز و اوج این نبرد در روزهای پایانی اسفندماه همان سال بود و در فروردین ۱۳۶۵ با پیروزی نهایی رزمندگان دلیر دفاع مقدس به پایان رسید.

    در این عملیات برادر عزیز و دلاورم شهید حاج سیدفریدالدین فاطمی متخصص مهندس شیمی با عبور از اروند خروشان با اصابت تیر دشمن بعثی و با اسلحه تک تیراندازان سیمنوف از ناحیه پیشانی به اجداد طاهرین اش سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین (علیه‌السلام) و برادر شهیدش سیدحمیدرضا فاطمی دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف پیوست. اسفند ۱۳۶۴است تصمیم گرفتم تا سال جدید ۱۳۶۵ از اهواز به تهران نروم و در قرارگاه شهید دکتر بقایی اهواز به خدمت به رزمندگان مشغول باشم.

    برای شهادت مظلومانه مهندس شهید حاج سید فرید فاطمی بی تابی می کنم و باید مقدمات اعزام پیکر شهید به شهر قم و نزد پدر، مادر و یگانه خواهرش اقدام کنم.

    آسیمه سر از فاو خودم را به جهاد سازندگی خوزستان واقع در چهار راه آبادان می رسانم. در بدو ورود و در کانکس درب جهاد سازندگی خوزستان قهرمان چشمانم به جمال پدر گرامی شهیدان مهدی ومجید زین‌الدین از کودکی تا ۱۷سالگی باهم بزرگ شدیمکه مشغول نماز بود منوّر می شود و پس از گپ و گفتی پدرانه و فرزندانه برای اعزام پیکر شهید حاج سید فرید با چشمانی گریان‌ونالان داخل جهاد اهواز می شوم.

    در ابتدا در مسیر ورود و راهروهای جهاد اهواز چشمانم به یکی از مهندسین دانش آموخته دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور می افتد که بر روی یک نیمکت چوبی سه نفره مانند نیمکت دوره دبستان وبدون منشی ورییس دفتر!!! و با دست چپ مشغول نوشتن است که این فرد در سال ۱۳۸۴ وزیر جهاد کشاورزی شد.

    در سابق بالاخص مدیران دولتی یک منشی مرد داشتند که از آن به عنوان مسئول دفتر یاد می شد. کم کم که ادارات بزرگتر شد. این مسئول دفتر که در روزهای آغازین انقلاب متشکل از مردان ساده و بی آلایش بود که اکثرا پشت میزهای فلزی (ورق گالوانیزه های طوسی) و باروکش طرح چرم مشکی رنگ و رو رفته می نشستند از رنگ و لعاب افتاد و بعدها دو یا سه نفر با هم کارها را انجام می دادند که در اینجا مسئول دفتر شد رییس دفتر !!!

    و در ادامه در پشت پست های پوشالی که اتفاقات واخبار حول مدیر مجموعه را به بیرون منتقل می کردند و در بعضی ادارات که روزانه صدها مراجعه کننده دارد (تا قبل از راه اندازی میز خدمت) این مدیران حوزه ریاست یا مدیریت !!! که عناوین و اسمشان را تریلی هم نمی کشید برای تنظیم قرار با مدیر مجموعه حق و حقوقی پنان و آشکار داشتند ودارند !!!

    بعضی از رؤسا پا را فراتر گذاشته و به مدیران حوزه ریاست در حد یک قائم مقام اختیارات داده و دیگر مدیر امروز مثل سال های گذشته یعنی قبل از دولت سازندگی، با لباس های ساده و بی آلایش پذیرای کسی نیست و کلا وقت ملاقات با احدی را ندارد و اگر آفت سرمستی به سازمانی بزند اول و آخر مدیرکل حوزه مدیریت یا حوزه ریاست همه کاره هستند و ایشان است که تصمیم شخصی می گیرد کسی ملاقات داشته باشد یا خیر.

    حتی بعضی مواقع معاونان یک سازمان مجبورند در مقابل یک منشی دفتر یا مسئول دفتر با القاب مضحک اش کرنش کنند که مانند یک کلیپس؛وصله فلان مسئول دولتی شده و در چند سازمان و رده های مدیریتی همراه مدیر بوده بدون هیچ مطالعه و تحصیلاتی به عنوان رئیس دفتر و بدون کوچکترین تخصص در حوزه ساختاری محل خدمت هماورد می طلبد.

    همین ها و تاروپود پیچیده بروکراسی و فساد که در بعضی از ادارات مساله دار دارای باندهای آشکار و نهانی هستندو با کمک سایر بخش های مختلف یک سازمان هرجا تفکر و ایده ای رشد کند یا اندکی اهل تحلیل و ایده باشد به حذف و کمرنگ شدن محکوم شده و به حاشیه رانده می شود.

    این رییس دفترها از بیرون هم مأمور توزیع سفارشات خاص رانت خواران هستند و در تمام روز اطلاعات مسموم را در گوش مثلا یک مسئول !!! کار نابلد منتشر می کنند و از طرف دیگر محل درز تمام اطلاعات محرمانه مدیران به بیرون هستند.

    اینک قضاوت منصفانه کنیم، جداً چقدر فضای سازمان ها، ادارات، مؤسسات، شرکت ها و … عوض شده است؟

    از این که سازمان ها ساختار و تشکیلات مدرن و به روزی داشته باشند نه تنها انتقاد و نقدی ندارم که بسیار موافق هم هستم اما به فراموشی اخلاقیات و کرامات پشت درب اتاق مسئولان دور شده از اهداف عالیه انقلاب اسلامی معترض هستم.

    وقتی فساد گسترش پیدا کرد، دیر یا زود یارگیری می کند که از آن در ادبیات کلاسیک فساد و ارزیابی عملکرد (Absorbing agent) یاد می شود که معمولا سراغ منافذ نزدیک، کم هزینه و با ریسک بالا می رود.

    وای بر ما وقتی که فساد را هم شفاف عرضه می کنیم. چراکه در اصل قدرت لابی کردن بیشتر شده زیرا که همه جا دارای نماینده می باشند. اگر الان ودر شرایط بحرانی کمبود خوراک ونهاده های موردنیاز یک تولیدکننده برای تأمین نهاده های مورد نیاز دام و طیور و یا اتحادیه ها و تعاونی های وابسته به نمایندگی از آنان به شرکت سهامی پشتیبانی امور دام کشور مراجعه کند. گذشته از فیلتر نگهبانی درب ورودی اگر نیاز به ملاقات با مدیرعامل متخصص شرکت یا عضو هیات مدیره داشته باشد ازخندق مدیرکل حوزه ریاست و چند پرسنل آن و دو نفر منشی جدای درب اتاق مدیرعامل پشتیبانی امور دام باید عبورکندکه البته باید خیلی خوش شانس باشد که حداقل صدایش را بشنوند و ملاقات حضوری بی تعارف پیشکششان!

    نگارنده امیدوار است فضای کشور عزیزمان ایران، به ویژه فضای اقتصادی و اداری تحت رهنمودهای عالیه مقام معظم رهبری از این آفات در امان بماند.

    تفکرات شهیدان مهدی، مجید زین الدین، حاج سیدفرید ومهندس سیدحمیدرضا فاطمی الگوی مناسبی برای مدیریت جهادی سالم است و به یاد داشته باشیم رییس دفترمدیران از یک فرد آموزش ندیده به آبدارچی واز آبدارچی به آب رسان باغچه اداره ودر نهایت به راننده مدیر تنزل نیابد چرا که در مناسبات علمی و تخصصی ارتباطات با مدیر، معاون و حتی کارشناس مسوول مجبور به پرداخت هزینه گزافی خواهیم بود که کمترین این هزینه نابخردانه ضربه کاری به جایگاه حقوقی و آنگاه حقیقی مدیرانی خواهد بود که این رفتارها و مناسبات را به سادگی از کنارش میگذرند. داشتن روحیه انضباط، نصب اتیکت و رعایت کرامت انسانی مراجعه کنندگان برای پاسخگویان ادارات به همراه آموزش های کوتاه مدت حلقه مفقوده زمانه ما است؛در رفع نابسامانی های این زیرساخت چیپ به سوی مدرنیته لطفا در عمل کوشا باشید.


    دیدگاه بگذارید

    avatar
      عضویت  
    Notify of