«مو» لای درز اصلاحات اقتصاد نمی‌رفت اگر دقت فدای سرعت نمی‌شد
«مو» لای درز اصلاحات اقتصاد نمی‌رفت اگر دقت فدای سرعت نمی‌شد
«مو» لای درز اصلاحات اقتصاد نمی‌رفت اگر دقت فدای سرعت نمی‌شداقتصادسبز آنلاین: دهک‌های بالا یا تن به جراحی اقتصادی نمی‌دهند یا اگر تن بدهند دنبال جراحی‌های فانتزی هستند و خیلی همراهی نمی‌کنند و این عدم همراهی به‌دلیل کمتر وابسته بودن به دولت و یارانه‌هایش است...

دکتر محمدحسین شهسوار، اقتصاددان و مدیرعامل اسبق هپکو:

«مو» لای درز اصلاحات اقتصاد نمی‌رفت اگر دقت فدای سرعت نمی‌شد

«مو» لای درز اصلاحات اقتصاد نمی‌رفت اگر دقت فدای سرعت نمی‌شداقتصادسبز آنلاین: دهک‌های بالا یا تن به جراحی اقتصادی نمی‌دهند یا اگر تن بدهند دنبال جراحی‌های فانتزی هستند و خیلی همراهی نمی‌کنند و این عدم همراهی به‌دلیل کمتر وابسته بودن به دولت و یارانه‌هایش است…

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی کشاورزی ایران (اگنا)؛به نقل از اقتصادسبز آنلاین، دهک‌های بالا یا تن به جراحی اقتصادی نمی‌دهند یا اگر تن بدهند دنبال جراحی‌های فانتزی هستند و خیلی همراهی نمی‌کنند و این عدم همراهی به‌دلیل کمتر وابسته بودن به دولت و یارانه‌هایش است ولی دهک‌های پایین کلا وابسته هستند برای همین دولت از آن‌ها شروع کرد…

آنچه خواندید بخش‌هایی از صحبت‌های دکتر محمدحسین شهسوار، اقتصاددان و مدیرعامل سابق سازمان هپکو است که با کوله‌باری از تجربه حاصل از سال‌ها فعالیت جهادی در عرصه اقتصاد کشور پاسخگوی سؤالات خبرنگار ما بود که با هم ماحصل آن را می‌خوانیم:

 

مریم حق‌بیان

 

چرا ایران از قافله رشد اقتصادی جا ماند؟

عموماً کشورهایی که اقتصاد آن‌ها دولتی است از رشد اقتصادی جا می‌مانند. اقتصاد آزاد و گردش آزاد پول و درآمد در اقتصاد باعث می‌شود که سرریز پول به صنایع برسد و تولید قوی‌ترین بازوی اقتصاد است وقتی تولید بهینه و با ارزش افزوده بالا باشد باعث رشد اقتصادی می‌شود. در کشور ما اقتصاد به شدت وابسته به دولت است و دولت به جای این که در نقش ناظر باشد خودش مجری است و اقتصاد را اداره می‌کند. دولت به دلیل سیاست‌های موجود و موانع سیاسی نمی‌تواند همانند بخش خصوصی کار اقتصادی انجام دهد و درگیر اقتصاد دستوری است بنا بر این این مدل اقتصاد همواره رشد منفی را به‌دنبال خواهد داشت.

 

بودجه کشور دارای یک کسری بودجه شدید است و این موضوع منجر به ایجاد تورم شده است در این رابطه چه نظری دارید؟

همواره در همه کشورهای جهان موقع تصویب لایحه بودجه پیشنهادی دولت‌ها سعی می‌کنند دو سر بودجه یعنی یک سر درآمدهای دولت و دیگری هزینه‌های آن را واقعی محاسبه کنند تا کسری بودجه به‌وجود نیاید که بخواهند در هر مقطعی بودجه را تعدیل و ترمیم کنند که چه بسل به استقراض و چاپ پول بدون پشتوانه هم منجر می‌شود. برای جلوگیری از کسری بودجه بایستی درآمدها را واقعی در نظر گرفت و حتی درصدی کمتر از درآمدهای واقعی را بتوان بخشی از آن را ذخیره کرد. هنگامی که این ملحوظات در نظر گرفته نشود کسری باعث می‌شود که ترمیم بودجه از راه‌های غیر درآمدی جبران شود که آسان‌ترین و سریع‌ترین آن استقراض از بانک مرکزی و چاپ پول است که سرازیر شدن آن در اقتصاد تورم غیر‌متعارف را به دنبال دارد. گاهی نیز با عرضه اوراق قرضه به تعدیل بودجه پرداخته می‌شود که این هم می‌تواند هزینه‌های مالی دولت را بالا ببرد و پیش خور کردن درآمدهای سال‌های آینده را رقم می‌زند. برای این که کسری بودجه به حداقل برسد بایستی بودجه انقباضی و صد در صد با درآمدهای واقعی بسته شود که کسری آن باعث ایجاد تورم نشود.

 

در سال گذشته بانک مرکزی سیاست خود را به سمت تمرکز بر کاهش تورم تغییر داد و نرخ تورم سالانه ۲۲ درصد را هدف قرار داد آیا این مهم شدنی است و چه راه‌کارهایی در این رابطه پیشنهاد می‌دهید؟

کاهش تورم فقط در سایه اشتغال و نرخ بیکاری نزدیک به صفر و تولید ناخالص ملی در حد استاندارد و اقتصاد در چهارچوب توجیه پذیر درآمدی امکان دارد.

بانک مرکزی از زمانی که کنترل ارز را به‌عهده گرفته است و یعنی دارد نقش یک صراف بزرگ را بازی می‌کند و می‌خواهد تورم را با اهرم ارز کنترل کند دیگر نمی‌تواند به سایر شاخص‌ها که نقش پر رنگ دارند بپردازد در نتیجه این مهم یعنی کاهش تورم را نمی‌تواند رقم بزند.

برای کاهش تورم بانک مرکزی بایستی از دایره ارز خارج شود و در همان حوزه ریال و کنترل بانک‌ها فعالیت کند ارز را بایستی به بازار ارز و صراف‌های مجاز بسپارد تا آن‌ها بازار را بالانس کنند. بانک مرکزی هم به قلب اقتصادی که بانک‌ها هستند ارز رسانی کند و فعالیت‌ آن‌ها را با روش‌های نوین هماهنگ کند. بانک‌ها اگر درست عمل کنند تولید جان می‌گیرد جان گرفتن تولید صنعت را متحول می‌کند. تحول صنعت اقتصاد را در ریل درست قرار می‌دهد و مجموع این‌ها باعث کاهش یا توقف رشد تورم می‌شود.

 

در رابطه با معرفی بدهکاران بانکی چه نظری دارید؟به طور کلی معرفی بدهکاران بانکی چه تاثیری در اقتصاد مردم و دولت دارد؟ آیا ابر بدهکاران بانکی سد راه شکوفایی و رونق اقتصاد و صنعت ایران هستند؟

معرفی بدهکاران دردی را دوا نمی‌کند مهم این است که مردم احساس کنند که سرمایه‌های آن‌ها در بانک‌های در مسیر درست مصرف می‌شود و تسهیلات گیرندگان با تسهیلات به رونق اقتصادی کمک می‌کنند. معرض بدهکاران قطعاً تاثیر مثبت در اقتصاد مردم ندارد اما یک تاثیر مثبت دارد و آن این است که بانک‌ها و تسهیلات گیرندگان می‌فهمند که باید مسیر درست را طی کنند و در غیر این‌صورت همگان از تخلفات آن‌ها آگاه خواهند شد.ابر بدهکاران بانکی اکثرا شرکت‌های بزرگ دولتی و اقتصادی بزرگ دولت هستند و این‌ها تسهیلات را در مسیر اقتصاد و صنعت به کار گرفته‌اند و بخش کمی از تسهیلات مسیر انحرافی را طی کرده است بنا‌بر‌این به نظر من نمی‌توانند سد راه شکوفایی و رونق اقتصادی باشند.

 

آیا نظام بانکی کشور گرفتار آفت «نکول استراتژیک» شده است؟

«نکول استراتژیک» یک بداخلاقی اقتصادی دو طرفه است که هم بدهکاران و هم بستانکاران به انحاء مختلف از این روش بهره برداری می‌کنند. بدهکاران با مقایسه میزان بدهی و ارزش وثیقه خود که اگر کمتر از میزان بدهیشان باشد از پرداخت اقساط و دیون سرباز می‌زنند و پرداخت نمی‌کنند و نتیجه حاصله در حوزه بستانکار هم برایشان مهم نیست که با چه مشکلاتی روبرو می‌شود و فقط به فکر خودشان هستند حتی اگر نقدینگی هم داشته باشند پرداخت نکرده و در مسیر دیگری آن را مصرف می‌کنند که این یک بی اخلاقی اجتماعی و اقتصادی است.

بستانکاران که معمولاً بانک‌ها و مؤسسات مالی اعتباری هستند به محض این‌که حس کنند بهای وثیقه تودیع شده بیشتر از بستانکاری آن‌هاست مبادرت به اقدامات قانونی و قضایی برای توقیف و تصرف وثیقه می‌کنند و بدهکار را فلج نمونده و در نهایت او را زمین می‌زنند و این هم یک بی‌اخلاقی اجتماعی و اقتصادی است و متأسفانه نظام بانکی ما به شدت به خصوص در سال‌های اخیر دچار این آفت شده که این آفت بلای جای صنعت و اقتصاد است.

 

اقتصاد سیاسی ایران بیش از ۶ دهه است که با صورت‌های گسترده و بسیار خطرناکی از فساد مواجه است در این رابطه چه نظری دارید؟

دو مانع بسیار بزرگ باعث شده که فساد نهادینه شود و هر روز در گوشه ای از کشور یک مدل آن ظهور کند. اول این‌که چندین برابر بخش خصوصی در بخش دولتی پول و سرمایه وجود دارد و این باعث می‌شود که آن کارگزار یا پرسنل دولتی که به این پول‌ها دسترسی دارد حقوقش را با سودهایی که نصیب دولت می‌شود مقایسه کند و تحریک شود و به آن منابع دست اندازی کند یا از ارباب رجوع مطالبه غیر کند در صورتی که اگر بخش اعظم پول و سرمایه در بخش خصوصی گردش کند این اتفاق نخواهد افتاد و قطعاً هیچ شخصی دست در جیب خود نخواهد کرد.

مانع دوم هم این که در این شش دهه هر چه که پول و سرمایه و منابع و بودجه وجود داشته بخش اعظم آن در مسیر هزینه‌های جاری مصرف شده است در هیچ دولتی عدد هزینه‌های عمرانی و زیربنایی لازم حال و آتی از هزینه‌های جاری بیشتر نبوده است

هرچه پول و درآمد مازاد بوده که بایستی صرف امور زیربنایی و آینده‌نگری شود به‌صورت کمک و یارانه و اضافه حقوق و اضافه کار وپاداش و هدایا در جامعه هزینه شده است. در‌صورتی که اگر این منابع به تولید و عمران و اشتغال هدایت میشد الان نه بیکاری وجود داشت و نه اقتصاد دولتی اینقدر بزرگ می‌شد که اکثر مردم کارمند دولت باشند که بخواهند کسری هزینه‌هایشان را خدای نکرده با تخلف جبران کنند. این نوع هزینه کردن و این مدل اقتصاد بشدت دولتی حتما و قطعاًبا فساد مواجه است.

 

در رابطه با جراحی اقتصادی دولت سیزدهم چه نظری دارید؟ آیا در زمان مناسبی این تصمیم اجرایی شد؟

به‌هر‌حال هر بیماری تا یک زمانی تحمل درد را دارد و با مسکن آرام می‌شود در نهایت بایستی جراحی شود. جراحی اقتصادی دولت سیزدهم بسیار هم نقاط هدف خوبی را مد نظر دارد اما یک مشکل است و این که اقتصاد کشور ما سراسر بیمار است و یک جراحی عمومی نیاز دارد و اگر آن را به چند جراح متخصص بسپریم و بعضی نقاط را جراحی کنیم و مابقی را به‌حال خود رها کنیم قطعاً هزینه اضافه را مصرف کرده‌ایم زیرا باز هم با توجه به بیماری قسمت‌های دیگر آن قسمت‌های اصلاح شده هم کارایی ندارد زمان آن هم مناسب نبود زیرا ابتدا بایستی بیمار را آماده برای این کار می‌کردند و سپس با زمان‌بندی و به مرور عمل‌عای روی آن انجام می‌شد. این جراحی بیشتر به تکانه شدیدی می‌ماند که بیماری را به جای بهبودی به کما هدایت کرده است.

چرا این جراحی از دهک‌های پایین جامعه شروع شد و وضع معیشتی آنان را با مشکلاتی مواجه کرد؟

دهک‌های بالا که به جراحی یا تن نمی‌دهند یا اگر تن بدهند دنبال جراحی‌های فانتزی هستند و خیلی همراهی نمی‌کنند و این عدم همراهی به دلیل کمتر وابسته بودن به دولت و یارانه‌هایش است ولی دهک‌های پایین یا کلا وابسته هستند و یا اگر کلا نباشد درصد زیادی وابستگی دارند و برای همین دولت از آن‌ها شروع کرد و درست است که آن‌ها با مشکلاتی رو به رو شدند ولیکن در‌صورتی که این تعدیل‌ها و جراحی‌ها نتیجه مثبت بدهد مطلقا با توجه به برنامه‌ریزی و هدفی که دنبال می‌کنند حتما برای دهک‌های پایین مثمر ثمرتر خواهد بود زیرا کلا برای دهک‌های پایین این برنامه‌ریزی‌ها و اصلاحات طراحی شده است.

 

آیا مردم می‌توانند به تیم جراحی اعتماد کنند و می‌توان امید داشت که نتیجه موفقیت‌آمیزی در انتظار اقتصاد ایران باشد؟

این اعتماد اجباری است زیرا بیرون از دایره دولت و جریان کسی نمی‌تواند وارد شود و کمک کند و این تیم ساختار جراحی را تعریف کرده‌اند و بایستی هم مسیر را طی کنند و کار را انجام دهند در مورد نتیجه هم با توجه به توان پایین تیم و کم تجربگی بایستی صبر کنیم و نتیجه را ببینیم ان‌شاءالله که موفق خواهند شد.

 

عملکرد کابینه و تیم اقتصادی دولت سیزدهم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا اعتقاد دارید در چینش تیم اقتصادی شتابزده عمل شد؟

عملکرد کابینه نمره قبولی دارد به خصوص در شخص رییس جمهور و معاونین هم همت و هم انگیزه بالای خدمت وجود دارد و با تمام توان در حال تلاش هستند در مورد تیم اقتصادی که ای کاش مثل فرش نفیس ایرانی چیدمان می‌کردند و برای هر تاری یک پود در نظر می‌گرفتند که تار و پود را تنیده می‌کنند تا محکم و زیبا شود. فرش ایرانی خیلی سخت و طولانی بافته می‌شود و شتابزدگی در آن وجود ندارد ولی محصول تولید شده بی‌نهایت زیبا و محکم و کارا می‌باشد. باید تار ریتم اقتصادی را از افراد با تجربه و کار کشته انتخاب می-کردند تا دچار آزمون و خطا نشوند و پودها را از جوان‌ها پر انرژی و با انگیزه که وقتی این‌ها با هم جوین می-شوند و تنیده شدند پس از ضربه‌های کرکیت که همون چکش فرش باقی است دیگر مو لای درز اصلاحات و اجراهای آن‌های نمی‌رفت مردم هم بی‌ریشه و حاشیه این فرش را احاطه می‌کردند و یک اثر بی نظیر باقی می‌ماند. تیم اقتصادی دولت شبیه فرش ماشینی زیبا پر سرعت و رنگارنگ بافته شده است ولی کیفیت و بازدهی فرش دستباف ایرانی را ندارد در تیم اقتصادی سرعت فدای دقت شده است.

 

چالش‌های کلان برون‌بنگاهی بخش صنعت چیست ؟

در مسیر حرکت بنگاه داری همیشه چالش‌های بسیاری بروز می‌کند، ولی چالش‌های کلان مهمترینش ضعف قانونگذاری است.

ضعف قانونگذاری بدین معنی نیست که قانون وجود ندارد اتفاقا وجود دارد و در بسیاری از موارد قانون اگر اجرا شود چالش به‌وجود نخواهد آمد.

قانون ابلاغ می‌شود ولی برای آن دستورالعمل مناسب یا بخشنامه اجرایی نوشته و ابلاغ نمی‌شودو یا نوشته می‌شود و ابلاغ می‌گردد ولی مجری اجرا نمی‌کند.پس از قانون می‌توان به چالش‌های سختی مانند تسهیلات اشاره کرد که آن هم یا اعتبار لازم را مجاری ذیربط پرداخت نمی‌کنند و یا اگر اعتبار لازم موجود باشد جذب آن را سخت می‌کنند که مهمترین مانع آن ضمانت‌ها و وثایق است که معمولاً بنگاه‌ها تمام اسناد دارایی ثابتشان قبلا درگیر اعتبارات قبلی شده است چالش بعدی R&D و نوآوری است که با توجه به همزمانی اجرای آن با روند جاری بنگاه بایستی اجرا شود که هم دریافت مجوزها برای بنگاه دار چالش هست و هم سرمایه لازم که آنهم مشمول همان چالش تسهیلات می‌گردد.

یکی از مهمترین چالش‌ها هم موانع صادراتی و قوانین دست و پاگیر صادرات است که هر روز دچار تغییر است و از جمله زیر شاخه‌های چالش صادرات می‌توان به حمل و نقل اشاره کرد که در محاق تحریم‌های ظالمانه این روزها خودش می‌تواند یک چالش مجزا باشد.چالش کلان مالیات بر عملیات و تولید هم از چالش‌های بخش صنعت است که تولید‌کنندگان برخلاف دلال‌ها بسیار با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

جهش نرخ ارز و عدم ثبات آن موجب بی‌ثباتی در قیمت مواد اولیه و افزایش هزینه‌های تولیدشده است در این رابطه چه نظری دارید؟

مهمترین اصل هر کاری برنامه‌ریزی است و یکی از مهمترین زیرشاخه‌های برنامه ریزی حوزه مالی و نقدینگی می‌باشد.

برای تولید هر مدل که ارنج شود این امر سوار بر هزینه‌های مختلف است .وقتی ثبات ارزی نباشد و تولید دچار کمبود منابع گردد و مواد اولیه به مشکل بخورد در کل تولید اشکال ایجاد می‌شود. ترمیم نقدینگی و مواد اولیه هرچند هم سریع انجام شود برنامه را بهم می‌ریزد. هم کالا از مدل برنامه خارج می‌شود وهم قیمت در رنج سابق باقی نمی‌ماند.در نتیجه برنامه فروش و توزیع بهم می‌خورد.بایستی حداقل برای یک برنامه تولید که مدت زمان آن یکسال است ثبات قیمت ارز و ریال داشته باشیم.مواد اولیه و هزینه‌های تولید ثابت باشد.

در غیر اینصورت این تولید اقتصادی و به صرفه نیست و منهای این‌که تولید را از مدار انتفاع خارج می‌کند بازار هدف و مصرف کننده را نیز ناراضی کرده و ممکن است جامعه هدف و مصرف نیز از دست برود.

 

مهمترین فاکتورها برای رونق بخش صنعت چیست ؟

اگر بخواهم کپسولی و به اختصار عرض کنم موارد زیر ضروری است.حمایت قانونگذار از بخش صنعت با وضع قوانین بروز و اجرایی.حمایت دولت با اعطای تسهیلات ارزان و تخفیف‌های مالیاتی و معافیت‌های بیمه‌ای.

حمایت بخش خصوصی در توزیع و فروش با روش‌های منصفانه به نفع تولید کننده و مصرف‌کننده.

حمایت مرکز توسعه صادرات و اتاق بازرگانی از صادرکنندگان و مجوز واردات مواد اولیه در قبال صادرات و تسهیل در صدور مجوزهای لازم برای توسعه تولید.

 

آسیب شناسی سیاست‌گذاری صنعتی در ایران»، را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر به مبحث اصلی صنعت که بایستی بر مدار آمایش سرزمین باشد بپردازیم می‌توان گفت که اصولاً از اول برای آسیب‌شناسی برنامه‌ای نبوده است.

سیاستگذاری صنعتی می‌باید جدا از سیاستگذاری حاکمیتی باشد تا باعث ضرر وزیان حوزه صنعت نشود.

در صورتی‌که این امر را در بوته ارزیابی قرار دهیم می‌توان گفت سیاستگذاری صنعتی به‌دلیل تبعیت از سیاستگذاری سیاسی به‌خوبی انجام نشده است.

الان مشکلات عمده صنعت کشور از جمله کمبود منابع آبی کمبود انرژی به‌خصوص برق و نقصان کریدورهای حمل و نقل برای انتقال محصولات تولیدی و مواد اولیه نشأت گرفته از بی‌توجهی به سیاستگذاری صنعتی است که مستقل و صنعت محور عمل نشده است.

 

بیشتر بخوانید: جدیدترین دستگاه بسته‌بندی عمودی به بازار آمد

 

صنایع خودرو به‌دلیل تقاضای روزافزون داخلی و حمایت گمرکی بالا طی این مدت گسترش سریعی داشته است اما این روزها با انتقادات بسیاری همراه و هیچ‌گاه نتوانسته رضایت مصرف‌کنندگان را جذب کند در این رابطه چه نظری دارید؟

ما این فرمانی که خودروسازان حرکت می‌کنند ما هیچگاه خودرو ساز نخواهیم شد.

ما به اصطلاح بیش از پنجاه سال است که خودروسازیم اما هنوز یک خودرو کاملاً و صددرصد ایرانی نداریم.

خودرو‌سازی با مونتاژکاری و واردات و اسم ایرانی گذاشتن فرق می‌کند.وقتی ما می‌خواهیم خودرو ساز شویم باید پله پله حرکت کنیم و دل و ذهن و فکرمان پیش تولید واقعی و صنعت خودرو باشد نباید به مونتاژ و واردات و سنبل کاری دلخوش باشیم.تنها راه نجات صنعت خودرو‌سازی بومی‌سازی و بومی‌گرایی است چاه با آب دستی چاه نمی‌شود.

هر‌وقت تمام انرژی و پتانسیل و توان خود را گذاشتیم و یک خودروی صددرصد ایرانی با کیفیت روز تولید کردیم می‌توانیم بگوییم خودرو‌ساز شده‌ایم.هر‌چند من اعتقاد دارم صد سال دیگر هم این اتفاق نمی‌افتد چون صنعتگری که روزگذران باشد و فردا نگر نباشد نمی‌تواند نیازهای یک جامعه را برآورده کند.تنها راه نجات جان مردم آزادسازی بدون سقف و مرز خودرو است تا متناسب با نیاز امروز کشور وارد شود تا خودروسازان هم بتوانند در کنار این واردات خودشان را بروز کنند.

 

تأثیر محدودیت‌های بین‌المللی بر صنعت ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تأثیرش منفی آن بسیار زیاد است اما مشکل تاثیر آن نیست ما به عقب برگشته‌ایم.

محدودیت‌های بین‌المللی بسیار ناجوانمردانه و خیلی ضد بشریت و ضد انساتیت است اما نباید باعث شود که ما خود را رها کنیم و منتظر رفع محدودیت‌ها باشیم.

شکوفایی و جرقه‌های ذهنی و کشف‌ها و اختراعات همیشه در تنگناها بروز می‌کند.

این‌که بگویم صنعت باید در روال عادی پیش برود نیز درست نیست ولی ما باید حداقل در همان سطح قبل از تحریم‌ها حرکت کنیم و انتظار سطوح بالاتر را نداشته باشیم اما نباید همه چیز را رها کنیم تا محدودیت رفع شود.

ممکن سال‌ها طول بکشد امروز جامعه صنعت باید تابوشکن باشد و با شبه انقلاب صنعتی دشمنان را شگفت‌زده کند. مردان و زنان بزرگ و دانشمند ما کم نیستند و من مطمئن هستم در همین محدودیت صنعت را شکوفا خواهند کرد.دست به عصا نشستن برای رفع محدودیت شکست آرمان‌های صنعتی یک جامعه پویا است.

 

علل ضعف سیاست‌های اقتصادی را در چه می‌دانید؟

در بالا اشاره کردم ما ضعف سیاست‌های اقتصادی نداریم ضعف تبعیت از سیاست‌های سیاسی را داریم

اگر اقتصاد بر محور علوم اقتصادی و قانون و بودجه حرکت کند و دستورهای سیاسی و تکانه‌های چالش‌برانگیز سیاسی را در اقتصاد وارد نکنیم با همت و ایثار مردم و دولت قطعا به رشد اقتصادی هم خواهیم رسید. خدارو شکر با فرونشست کرونا بازه‌های نیمه تعطیل اقتصاد شامل اقتصاد مرگ و شادی و اقتصاد گردشگری هم رونق گرفته است و امیدواریم گردش مناسب نقدینگی باعث شود ضعف‌های موجود از بین برود و نقاط قوت اقتصادی تقویت شودهمه اینها هماهنگی دولت مردم و نهادهای اقتصادی را لازم دارد.

 

به‌طور کلی چه ارزیابی از بخش صنعت و معدن ایران بعد از انقلاب دارید؟

با این‌که هنوز هم در صنعت هم به‌خصوص در معدن بسیار در خام فروشی افراط می‌کنیم ولی اصلاً حوزه صنعت و معدن این روزها با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.

قبل انقلاب صنعت یک صنعت وابسته کاملاً مونتاژی و وارداتی بود و معدن هم که فقط ذخائر استراتژیک را با روش‌های سنتی از زمین خارج و با قیمت‌های نازل صادر می‌کرد.امروز صنعت و معدن ایران برای گفتن حرف‌های بسیاری دارد.عرض کردم با این‌که خام فروشیم و این فعل اصلاً پسندیده نیست ولی در بعضی صنایع نظیر پتروشیمی و فولاد در صنعت و معدن در جهان در بهترین رنگینگ صنعت جهانی قرار داریم و مطمئن هستم در آینده نزدیک به جایگاه بهتر هم صعود خواهیم کرد.

 

قوای سه‌گانه کشور از نظر نهادی و قانونی چه کمک‌هایی می تواند برای بخش صنعت و معدن ایران داشته باشند؟

قوای سه گانه برای صنعت و معدن نقش سرچشمه را دارند.

تزریق قانون مناسب‌، حمایت مقتدرانه، ارشاد و هدایت، نظارت بر اجرا و عملیات این بخش، و روابط و همکاری لازم به‌خصوص در جهت حل مشکلات و تصویب قوانین مورد نیاز در‌صورتی که ارتباط تنگاتنگ بین صنعت و معدن و دولت و حاکمیت برقرار باشد اقتصاد و رشد اقتصادی قابل قبولی را شاهد خواهیم بود.