روز گذشته، در میان اخبار ریز و درشت فوتبال ایران، خبر تلخی روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت که حکایت از عزادار شدن افشین قطبی، سرمربی سابق تیم ملی وباشگاه پرسپولیس داشت، ولی آنچه این خبر را تلختر و ناراحت کنندهتر میکند، اتفاقی است که برای افشین قطبی رخ داد؛ اتفاقی که موجب شد تا او […]
روز گذشته، در میان اخبار ریز و درشت فوتبال ایران، خبر تلخی روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت که حکایت از عزادار شدن افشین قطبی، سرمربی سابق تیم ملی وباشگاه پرسپولیس داشت، ولی آنچه این خبر را تلختر و ناراحت کنندهتر میکند، اتفاقی است که برای افشین قطبی رخ داد؛ اتفاقی که موجب شد تا او نتواند به دیدار مادرش بیاید و کیلومترها دورتر در هلند داغدار مادرش شود.
به گزارش «تابناک»، افشین قطبی، مربی که پرسپولیس را به یکی از داراماتیکترین و فراموشنشدنیترین قهرمانیهایش در فوتبال ایران رسانده بود، به دلیل پرداخت نشدن مالیات قراردادش با این باشگاه نتوانست به ایران بازگردد و در روزهای سخت بیماری مادرش در کنار او باشد تا مثل یک تبعیدی در غربت داغدار مرگ مادرش باشد. این بیشک یکی از دردناکترین اتفاقات فوتبالی ایران بود. اینکه سیستم بیمار و بیاخلاق فوتبال ایران دستمزد یکی از خدمتگزارانش را چنین و با بیاخلاقی داد. بیشک پاداش مربی که آخرین قهرمانی باشگاه بزرگ پرسپولیس را کسب کرده بود، چنین بیمهری نبود.
قطبی که در آمستردام است، با ناراحتی در این خصوص میگوید: بنده در سال دوم حضور در پرسپولیس قراردادی منعقد کردم که طبق این قرارداد که به تأیید عالیترین مقام ورزش ایران نیز رسیده است، مالیات من بر عهده باشگاه پرسپولیس بوده؛ اما این باشگاه از پرداخت این مبلغ خودداری کرده تا مشکلاتی برای من به وجود بیاید. من به دلیل احترامی که برای باشگاه پرسپولیس قائلم، همیشه کوتاه آمدم و تنها منتظر ماندم اما در نهایت همانطور که همه باخبرید، هیچ حرکتی از سوی باشگاه پرسپولیس انجام نگرفته تا بدهی مالیاتی من که مبلغ کمی بود به ۸۰۰ میلیون تومان صعود کند.

سرمربی سابق تیم ملی که حال و روز خوبی هم ندارد، ادامه میدهد: من در زمان اوج بیماری مادرم از مسئولان پرسپولیس خواستم، برای رفع این مشکل کاری انجام بدهند، ولی متأسفانه این اتفاق رخ نداد و من از دیدار مادرم محروم شدم و ایشان درگذشت، بدون اینکه بتوانیم همدیگر را ببینیم. او میگوید: متأسفانه به همین دلیل در مراسم خاکسپاری مادرجان حضور ندارم. فقط می توانم بگویم متأسفم که همکاری فوقالعاده من با باشگاه پرسپولیس این سرنوشت را پیدا کرد.
در یک فوتبال ورشکسته هر روز بر میزان بدهیها افزوده میشود؛ البته چیز عجیبی نیست که مدیران جدید به مشکلات پیشرو فکر کرده و بدهیهای بزرگ گذشته را فراموش کنند و این چنین میشود که باشگاه به رغم درخواستهای مکرر قطبی، حقی برای حل مشکلات او قائل نیست تا سرانجام این اتفاق ناگوار رخ بدهد.
باشگاههای فوتبال در ایران در یک بستر غیرحرفهای رشد یافتهاند و همین موجب شده تا مدیریت این باشگاهها تنها به روزهای کوتاه پیش رویش فکر کند و نه گذشته برایش مهم باشد و نه آینده، وگرنه در یک فوتبال حرفهای نه تنها این موضوع که پرداخت حق و حقوق افراد باید بر اساس قانون باشد، پذیرفته شده است، بلکه فراتر از آن احترام به اسطورههای باشگاه هم بسیار مورد توجه قرار دارد و چه کسی است که نداند مربی که پرسپولیس را به تنها قهرمانی ده سال اخیرش رسانده و شادترین روز هواداران این تیم در این سالها را رقم زده، بخش جدانشدنی از تاریخ این باشگاه است و باید برای حل مشکلش آستین بالا زد؛ غم و رنجی که بر افشین قطبی در این روزها رفت محصول فوتبال بیمار و رنجور ماست که در آن هیچ چیز در جایگاه خود نیست.































