ضرورت اصلاح سیستم برنامه ریزی استراتژیک در مدیریت اقتصادی با رویکرد متناسب با پدیده اکوسیستم دکتر علی تقی خانی– تحلیلگرتوسعه اقتصادی و برنامهریزی کشاورزی اکوسیستم شامل سیل، زلزله، طوفان، سرما، خشکسالی، دگرگونی و پس از آن تعادل طبیعی سیستمی جدید است. همزمان اصلاحات الزامی در سیستم برنامهریزی استراتژیک جاری در مدیریت بخش های اقتصادی […]
ضرورت اصلاح سیستم برنامه ریزی استراتژیک در مدیریت اقتصادی با رویکرد متناسب با پدیده اکوسیستم
دکتر علی تقی خانی– تحلیلگرتوسعه اقتصادی و برنامهریزی کشاورزی
اکوسیستم شامل سیل، زلزله، طوفان، سرما، خشکسالی، دگرگونی و پس از آن تعادل طبیعی سیستمی جدید است. همزمان اصلاحات الزامی در سیستم برنامهریزی استراتژیک جاری در مدیریت بخش های اقتصادی کشور با رویکرد تطبیقی متناسب با این پدیده ضرورت دارد.
بدیهی است متخصصان و تحلیل گران سیستم، عامل مؤثری درعرصه تطبیق نظام برنامه ریزی جاری متناسب با تغییرات شرایط محیطی اجرایی با نگاه استراتژیک از ابتدای برنامهریزی کلان اقتصادی در مسیر نقشه راه تنظیمی هستند و همواره با آینده نگری نسبت به طراحی استراتژی گزینه های مرتبط با تغییرات غیرقابل پیشبینی شرایط جوی و اقلیمی، محیطی داخلی و بینالمللی به صُوَر مختلف و علمی اجرایی مورد نظر در کنار برنامه ریزی جامع اقتصادی کشور نقش دارند.
امروزه نظام برنامه ریزی استراتژیک با خاصیت و انعطاف پذیری (flexible) بدون تغییرات در اهداف و نقشه راهِ رسیدن به افق و چشم انداز طراحی شده با کمترین هزینه نامیده میشود، که الزاما نگرش سیستمی به برنامهریزی استراتژیک با تهیه نقشه اصلی (master plan)، سند راهبردی، مأموریت سازمانی و چشم انداز (vision) معرفی شده در پلتفرم (platform) مناسب تکلیف اجرایی مدیران عالی و مجموعه کارکنان با وظایف تعریف شده سازمانی را روشن و مشخص خواهد کرد.
نظام برنامه ریزی استراتژیک بن بست ندارد و با تغییرات شرایط محیطی داخلی و بیرونی اثر گذار بر کل سیستم بدلیل شناور بودن برنامه با قابلیت اصلاح پذیری همراه با استراتژی اجرایی و گزینه های از پیش طراحی شده با کمترین توقف زمانی به مسیر رسیدن به افق و چشم انداز طراحی شده اولیه ادامه خواهد داد.
سیستم برنامهریزی استراتژیک هرگز حتی در بدترین شرایط محیطی بن بست نخواهد داشت و در عرصه کسب و کار عنوان می شود ضرر و زیان در شرکتها یا موسسات اقتصادی جایگاهی ندارد و بسته به نوع و دیسیپلین مدیریتی حرفهای با سرعت و سود حداکثری سازمانی همراه است.
در عرصه برنامهریزی اصلاح و توسعه زیرساخت های اقتصادی کشور که وظیفه حاکمیتی دولت با سرمایه گذاری از بودجه عمومی است، نیز ضروری به نظر می رسد با نگاه استراتژیک (هوشمندانه نسبت به شرایط و رویدادهای محیطی با آینده نگری) در عرصه برنامهریزی تخصصی و به کارگیری متخصصان تحلیل سیستم و برنامهریزی استراتژیک بهره برداری مثبت به عمل آید.
برای نمونه شرایط غافلگیرکننده سیلاب اخیر در ایران برای مسئولان نظام در صورت پیش بینی استراتژیک و گزینه های اصلاحی در برنامهریزی در ادامه مسیر نقشه راه منتهی به افق و چشم انداز با کمترین هزینه شامل هزینه های اعتباری و زمانی پیش نمی آمد؟!
در شرایط بحرانی فرصت تصمیم گیری با برنامهریزی جدید هرگز فراهم نیست، بلکه تناقضات فکری و عقاید مختلف برنامه ریزی مدیریتی مشکلات را افزون تر و هزینه های جاری را دامن خواهد زد. افزون بر این، هرگز به دلیل عدم سرعت در خدمت رسانی و با وجود هزینه هنگفت، رضایتمندی جامعه مصیبت زده حاصل نخواهد شد!
نتیجه گیری: هرنوع برنامهریزی تخصصی نیازمندِ نگاه استراتژیک مسئولان عالی با کمک از متخصصان تحلیل سیستم و برنامهریزی استراتژیک همراه با استراتژی و گزینه های راهبردی طراحی شده متناسب با تغییرات شرایط محیطی اعم از داخلی و بیرون سازمانی است.
امیدوارم بخش های مختلف وزارت جهاد کشاورزی، امور دام، شیلات، زراعت، باغبانی، تعاونی های تولید و بازرگانی کشاورزی، آب و خاک، جنگل، مرتع، آبخیزداری و غیره همواره در راستای حاکمیت سیستم برنامهریزی استراتژیک بکوشند که باید ازسوی حوزه معاونت برنامه ریزی و امور اقتصادی وزارتخانه مبنی بر یکپارچه سازی و فراگیری مدالیته بر نگاه استراتژیک در مجموعه مدیران عالی به طور مستمر تاکید و نظارت راهبردی انجام پذیرد.
وظیفه اصلی مدیران عالی محترم (وزیر، معاونان) وزارت جهاد کشاورزی سیاستگذاری با برنامهریزی جامع اصلاح و توسعه زیرساخت های اقتصادی بخش های مختلف کشاورزی با متدولوژی و رویکرد سیستم برنامهریزی استراتژیک، هدایت، حمایت و نظارت راهبردی بخش اجرایی یعنی آحادِ بخش خصوصی در عضویت و تحت مدیریت نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور است که باید حلقه اتصالِ پویا و دینامیک سیاست های کلان اجرایی وزارت جهاد کشاورزی با بخش خصوصی مجری در ابعاد مختلف باشد.
امور تصدی گری روزمره از سوی مدیران عالی وزارتخانه، غلط و خطای استراتژیک مدیریتی است که انحراف از وظیفه مدیریتی به کارشناسی عادی معرفی و موجبِ سردرگمی کارکنان می شود. این در حالی است که باید با هدایت مدیران به طور ضروری تا دیروقت به انجام وظیفه بپردازند و مدیران عالی با کمترین کار فیزیکی به طور عمده در کنار صاحبنظرانِ تخصصی مدیریتی با مشاوره و هم اندیشی، ایده پردازی، نوآوری و خلاقیت را در فضای سازمانی گسترش دهند.
صددرصد سیستم مدیریتی مدیران عالی با مشغله شبانه روزی بدون فرصت مشاوره و فکر کردن و نیز نظارت کنترل راهبردی عوامل و زیر بخش های اجرایی خطا است.
































