تحلیلی بر عدالت مالیاتی و رفتار هوشمندانه در حکمرانی اقتصادی
تحلیلی بر عدالت مالیاتی و رفتار هوشمندانه در حکمرانی اقتصادی
در روزگار ناترازی بودجه و فشار اقتصادی، بسیاری از دولت‌ها برای جبران کمبود منابع به ساده‌ترین راه یعنی افزایش مالیات روی می‌آورند. اما تجربه‌ی تاریخی و مثل کهن دهخدا یادآور می‌شود که گاه تدبیر و عدالت، پربازده‌تر از اجبار است. چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست، درسی است از هوشمندی در حکمرانی مالی.

عباس سروش

در روزگار ناترازی بودجه و فشار اقتصادی، بسیاری از دولت‌ها برای جبران کمبود منابع به ساده‌ترین راه یعنی افزایش مالیات روی می‌آورند. اما تجربه‌ی تاریخی و مثل کهن دهخدا یادآور می‌شود که گاه تدبیر و عدالت، پربازده‌تر از اجبار است. چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست، درسی است از هوشمندی در حکمرانی مالی.

مقدمه

در امثال و حکم دهخدا آمده است:

«چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست.»

روایت می‌گوید اسعد پاشا، والی دمشق، هنگامی که خزانه‌اش خالی شد، به جای تحمیل مالیات تازه بر مردم ضعیف، از صاحبان قدرت و ثروت خواست تا سهم خود را بپردازند و گفت: چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست.

این مثل، امروز بیش از هر زمان دیگری برای نظام اقتصادی ما مصداق دارد.

امروزه کشور با ناترازی مالی، رشد هزینه‌های جاری و محدودیت منابع درآمدی مواجه است. طبیعی است که مالیات یکی از ابزارهای اصلی دولت برای تأمین بودجه باشد، اما چگونگی استفاده از این ابزار اهمیت بنیادین دارد.

افزایش فشار مالیاتی بر اصناف، تولیدکنندگان و فعالان خرد اقتصادی، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است درآمدی برای دولت فراهم کند، اما در بلندمدت پایه‌های تولید و اشتغال را تضعیف خواهد کرد. تجربه نشان داده است که پوست کندن از طبقات ضعیف، نه عدالت می‌آورد و نه توسعه.

در مقابل، عدالت مالیاتی حکم می‌کند که دولت از امکانات نوین همچون هوش مصنوعی، داده‌کاوی، سامانه‌های هوشمند مالیاتی و شفافیت تراکنشی برای شناسایی فرارهای مالیاتی و تمرکز بر منابع کلان بهره گیرد. این فناوری‌ها باید در خدمت عدالت و رشد باشند، نه ابزار کنترل و فشار.

مدیریت عادلانه منابع، همان چیدن پشم قوچ‌هاست؛ یعنی گرفتن سهم منصفانه از صاحبان ثروت و قدرت، بدون آنکه به معیشت و انگیزه‌ی اقشار مولد آسیب وارد شود.

جمع‌بندی

۱. اصلاح ساختار مالیاتی با رویکرد عدالت‌محور:

 تمرکز بر شناسایی درآمدهای کلان، تراکنش‌های بزرگ و نهادهای معاف از مالیات.

۲. استفاده از فناوری‌های نوین برای شفافیت، نه فشار:

 هوش مصنوعی باید ابزار تحلیل و عدالت باشد، نه ابزار تشدید نابرابری.

۳. تقویت اعتماد اجتماعی:

 زمانی که مردم احساس کنند بار مالیات منصفانه تقسیم شده است، همراهی و پرداخت داوطلبانه افزایش می‌یابد.

۴. حمایت از بخش مولد اقتصاد:

صنایع کوچک و متوسط باید احساس امنیت کنند تا چرخه‌ی تولید و اشتغال پایدار بماند.

در نهایت، همان‌گونه که اسعد پاشا گفت، چیدن پشم قوچ‌ها بهتر از کندن پوست بره‌هاست.

دولتی که از صاحبان ثروت عادلانه مالیات می‌گیرد، نه‌تنها خزانه‌ای پُرتر خواهد داشت، بلکه جامعه‌ای آرام‌تر، منصف‌تر و امیدوارتر خواهد ساخت.