وقتی یکی از کالاهای اساسی خانوار ایران روند روبه رشد غیر متعارف دارد و سازوکارهای قیمتی، سیاستگذاری موضوعه و نهادهای مسئول به آن توجه نمیکنند و در آرامشی آزار دهنده از سطح خرد، خود را به سطح کلان میکشاند مثل همین افزایش ۱۲۰ درصدی تخممرغ طی ۹ ماه اخیر و از دستورالعملی بر روی میز […]
وقتی یکی از کالاهای اساسی خانوار ایران روند روبه رشد غیر متعارف دارد و سازوکارهای قیمتی، سیاستگذاری موضوعه و نهادهای مسئول به آن توجه نمیکنند و در آرامشی آزار دهنده از سطح خرد، خود را به سطح کلان میکشاند مثل همین افزایش ۱۲۰ درصدی تخممرغ طی ۹ ماه اخیر و از دستورالعملی بر روی میز مدیران کل، خود را به جلسه هیات دولت و ابلاغی از سوی معاون اول خطاب به سه وزیر و دو رییس سازمان میرساند، چه مفهومی را در ذهن مخاطب به وجود میآورد؟
آیا جز این است که وقتی اقتصاد به دست شرایط رانتی میافتد چارهای نیست که همواره منتظر منجی از بالا و برطرف شدن بحران در بالاترین سطوح تصمیمگیری باشیم. هیاتدولت و معاون اول رییسجمهور به چند مورد خرد اقتصادی باید و میتواند ورود کند؟ جریان سیاستگذاری اقتصادی دولت چگونه عمل میکند که بعد از سه سال همچنان سازوکار مشخصی برای قیمتگذاری کالاهای اساسی و تامین نیاز بازار و موضوعات حداقلی ندارد.
متاسفانه این سیستم ناکارآمد است که یک جریان روزمره و خرد اقتصادی را که باید در سطوحی به مراتب پایینتر به آن رسیدگی و توجه شود تبدیل به مسئلهای ملی میکند که نهتنها نمایندگان مجلس که امروز باید روی بودجه وقت بگذارند را به خود مشغول میدارد که برای درمان خود، مداخله هیاتدولت را نیز میطلبد.
اگر به برخی موضوعات شخص رییسجمهور یا معاون اول و هیاتدولت ورود نکند چه اتفاقی میافتد؟ چرا درهیچ بحران خرد و کلان اقتصادی سیاستگذاران اقتصادی دولت و ردههای میانی ورود ندارند که ما هر روز با بحرانی ملی در موضوعات روزمره مواجه نباشیم.
روزی نان به دغدغه و نگرانی در سطح ملی بدل میشود و روزی برنج و امروز تخممرغ و فردا شاید لبنیات! آیا این نشاندهنده عدم همراهی بدنه اقتصادی و مدیران میانی دولت با راس هرم اقتصادی دولت نیست؟ در جراحی اقتصاد ایران گویا پیش از هر اقدامی برنامهریزیهای روشن برای موضوعات دمدستی و روتین احساس میشود و پیش از آن به همراهی مدیران میانی کارآمد محتاجیم که برای امور میانه، روزمره و خرد جامعه که با روان ساحت اقتصادی خانوار سروکار دارد برنامه داشته باشند و نگذارند شرایط به نقطهای برسد که برای تمامی امور مقامات ارشد دولت ورود کنند.
موضوعات و زخمهایی که با روشهای مدون و بارها آزموده شده قابل درمان هستند و میتوان با پیشبینی و تنظیم بازار، دغدغههای ثابت و رسوب گرفته اقتصاد خانوار ایرانی را برطرف سازند و اجازه بدهند دولت تمرکز بیشتری بر موضوعات جدی که به آن دچار است داشته باشد.
































